اندیشه ها و نکاتی برای ایجاد عدالت و صلح و ثبات در جهان

هدف از ایجاد این وبلاگ نشر راهکار ها و اندیشه هایی است برای افزایش آگاهی و بصیرت سیاسی و ایجاد عدالت و صلح و ثبات در جهان

اندیشه ها و نکاتی برای ایجاد عدالت و صلح و ثبات در جهان

هدف از ایجاد این وبلاگ نشر راهکار ها و اندیشه هایی است برای افزایش آگاهی و بصیرت سیاسی و ایجاد عدالت و صلح و ثبات در جهان

دونالد ترامپ از مرگ می گوید تا فلسطینیان به تب راضی شوند.

اکبر فیجانی | جمعه, ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ۰۸:۱۷ ق.ظ

 

 

بنام خدا

 

دونالد ترامپ از مرگ می گوید تا فلسطینیان به تب راضی شوند.

 

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اخیرا گفته است که چون غزه دیگر برای سکونت مناسب نیست، او تصمیم دارد کنترل غزه را بدست گیرد و بیشتر مردم غزه را به جایی امنتر و آرامتر مثل اردن و صحرای سینا در مصر منتقل کند تا بتوانند بدون مزاحمت و خشونت زندگی کنند.

 

بر همه روشن است که علیرغم ادعای فریبکارانه ترامپ و متحدانش و گمانه زنی بعضی کارشناسان، یقینا انگیزه او بشردوستانه نیست. از طرف دیگر، بدون تردید اظهارات  اخیر ترامپ بی هدف یا صرفا احساسی نیست. او مسلما با این سخنان اهدافی از پیش تعیین شده را دنبال می کند. گرچه رفتار و گفتار ترامپ خیلی اوقات غیر عادی و گاهی احمقانه به نظر می رسد اما او و تیم همراه وی آنقدر باهوش و زیرک هستند که بدانند، با اینکه اخراج تمام اهالی غزه و تصرف سرزمینشان ایده آل و هدف غایی آنها است، در شرایط فعلی چنین اقدامی غیر ممکن یا بسیار تنش زا و خطرناک است.

 

به احتمال زیاد ترامپ قصد دارد با این تهدیدات فلسطینیان و سایر کشورهای منطقه را مرعوب و مجبور کند به شرایط و خواسته های نامشروع دیگر او تن در دهند و به آنها تفهیم کند که در غیر این صورت سرنوشتی خیلی بدتر منتظر آنها خواهد بود. به عبارت دیگر ترامپ از مرگ می گوید تا فلسطینیان و سایر مردم منطقه به تب راضی شوند.  با این سخنان ترامپ می خواهد در مذاکرات با فلسطینیان و سایر اعراب، شانس کسب امتیاز خود و رژیم صهیونیستی را در حوزه های مختلف افزایش دهد، از جمله در خصوص مسائلی مثل عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل، نوع حکومت بر غزه، تسلط بر سواحل استراتژیک غزه بویژه ذخائر گاز طبیعی آن منطقه، تثبیت حضور دائمی اسرائیل در مناطق تازه اشغال شده در مرزهای لبنان، مصر و سوریه، گسترش شهرک های صهیونیستی، و متقاعد کردن کشورهای پیرامون به پذیرش حداقل چند صد هزار نفر از مردم غزه.

 

اکبر فیجانی

18   بهمن ماه  1403

  • اکبر فیجانی

 

بنام خدا

 

اشک تمساح ترامپ برای مردم غزه - مسبب اصلی نسل کشی فلسطینیان نگران امنیت مردم غزه است!

 

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اخیرا گفته است که غزه دیگر برای سکونت مناسب نیست و مردم غزه باید به جایی امنتر و آرامتر مثل اردن و صحرای سینا در مصر منتقل شوند تا بتوانند بدون مزاحمت و خشونت زندگی کنند.

 

اگر ترامپ براستی نگران امنیت مردم فلسطین و آرامش در منطقه است، اشغالگران و غاصبان جنایتکار را به مکانی دیگر انتقال دهد. اکنون روشن است که ریشه جنگ و بحران در فلسطین و سایر نقاط غرب آسیا رژیم صهیونیستی است که توسط انگلیس و آمریکا تشکیل شد و همواره با حمایت همه جانبه آنها به گسترش اشغالگری، قتل عام و اخراج فلسطینیان از سرزمین آبا و اجدادیشان ادامه داده است.

 

اظهارات خطرناک ترامپ مبنی بر انتقال مردم غزه به اردن و مصر نباید تغییر در سیاست خارجی آمریکا یا عدم ثبات در مواضع شخص ترامپ فرض شود. این اظهارات تنها برنامه و اهداف دیرینه رژیم صهیونیستی، آمریکا و دیگر حامیان اسرائیل را بیشتر آشکار کرد. هدف تغییر ناپذیر صهیونیست ها پاکسازی قومی فلسطینیان به هر طریق ممکن از جمله اخراج و غیر قابل سکونت کردن سرزمین آنها، و سپس تسلط بر دیگر مناطق خاورمیانه و تحقق طرح اسرائیل بزرگ می باشد.

 

از طرف دیگر، سخنان ترامپ به نحوی اثبات این واقعیت است که رژیم صهیونیستی به عمد غزه را تخریب و غیر قابل سکونت کرده است.

 

ترامپ همچنین گفته است که تمدن ها و قوم های مختلف در طول تاریخ در فلسطین زندگی کرده اند و این سرزمین همیشه شاهد درگیری و خشونت بوده است. این سخن تلویحا تایید ادعای تاریخی مذهبی  صهیونیست ها مبنی بر مالکیت بر فلسطین و توجیه اخراج فلسطینیان می باشد. اگر آمریکایی ها این استدلال را قبول دارند پس باید بپذیرند که سفید پوستان اروپایی ساکن آمریکا، بویژه نوادگان انگلیسی هایی که با قتل عام دهها میلیون سرخپوست در آمریکا مستقر شدند، نیز باید آن سرزمین را ترک کنند زیرا آمریکا در اصل متعلق به سرخپوستان بومی آنجا است.

کانادا و استرالیا نیز پیشینه ای مشابه آمریکا دارند. انگلیسی ها و سایر ارویایی ها  با قتل عام بومیان و اشغالگری در این دو سرزمین مستقر شدند.

اکبر فیجانی

یازدهم بهمن 1403

 

 

 

  • اکبر فیجانی

در باره آتش بس پایدار در فلسطین نمی توان زیاد خوش بین بود.

اکبر فیجانی | سه شنبه, ۲ بهمن ۱۴۰۳، ۰۷:۵۶ ق.ظ

 

بنام خدا

 

در باره آتش بس در غزه نمی توان زیاد خوش بین بود،

نسل کشی ادامه خواهد داشت.

 

صلح و آرامش همیشه بهتر از جنگ است و آتش بس غزه تا حد زیادی جلو نسل کشی فلسطینیان را می گیرد و رنج و آلام آنان را کاهش می دهد، اما در شرایط فعلی خوش بینی در باره این آتش بس با واقعیات همخوانی ندارد.

 

چون اغلب رسانه های مهم جهان توسط قدرتمندان و سرمایه دارانی کنترل می شوند که یا صهیونیست هستند و یا طرفدار اسرائیل می باشند، مسلما تا حد امکان واقعیات را در جهت منافع رژیم صهیونیستی  و به طور کلی نظام سلطه تحریف کرده و به فریب افکار عمومی می پردازند. از اینرو ضرورت دارد که هرگونه تحلیلی در خصوص مسائل حال و آینده فلسطین و سایر نقاط منطقه غرب آسیا، با در نظر گرفتن این نکته و تحقیق و تفکر کافی صورت گیرد.

 

حقیقت این است که زیاده خواهی و نژادپرستی صهیونیست ها و خوی استعمارگری نظام سلطه و اهداف و برنامه های بلند مدت آنها برای خاورمیانه، مانع اصلی دست یابی به آتش بس واقعی و پایدار نه تنها  در سرزمین های اشغالی بلکه در کل منطقه غرب آسیا می باشد.

 

اسرائیل و متحدانش اهدافی فراتر و مهمتر از آزادی اسرا یا نابودی حماس دارند.

 

هدف تغییر ناپذیر صهیونیست ها پاکسازی قومی و به حداقل رساندن جمعیت فلسطینیان به هر طریق ممکن از جمله اخراج و قتل عام آنها و غیر قابل سکونت کردن غزه، و سپس تغییر ژئوپولیتیکی و تسلط بر دیگر مناطق خاورمیانه و تحقق طرح اسرائیل بزرگ می باشد.

 

از اینرو تحلیل و تفسیر هرگونه حادثه یا توافقی در سرزمین های اشغالی و نقاط پیرامونی بدون در نظر گرفتن این اهداف و دیگر اهداف اعلام نشده، ما را از درک واقعیات و برنامه ریزی و اقدام مناسب محروم می کند.

 

شواهد حاکی از آن است که جنایات اسرائیل در فلسطین و سایر نقاط خاورمیانه ادامه خواهد داشت، حتی اگر در ظاهر آتش بس رسمی برقرار باشد. به احتمال زیاد اسرائیل به بهانه های واهی به یورش و حملات محدود و هدفمند در غزه، کرانه باختری، لبنان، سوریه و حتی عراق و یمن و همچنین خرابکاری علیه ایران ادامه خواهد داد.

 

از طرف دیگر لازم است توجه داشته باشیم که نسل کشی صرفا با جنگ افزار متعارف انجام نمی شود. رژیم صهیونیستی و حامیان آن، بویژه آمریکا و انگلیس، طوری برنامه ریزی و عمل کرده اند که بعد از توقف جنگ نیز نسل کشی در غزه به طور طبیعی و خودکار در راستای اهدافشان ادامه یابد.

 

گرچه اخراج و قتل عام مردم فلسطین از آغاز اشغالگری و تشکیل کشور جعلی اسرائیل بی وقفه ادامه داشته است، آمارهای رسمی ارائه شده درباره جنایات صهیونیستها علیه فلسطینیان از زمان عملیات طوفان الاقصی تاکنون وحشتناک است.

 

بخش قابل توجه ای از غزه به طور عمد توسط رژیم صهیونیستی غیر قابل سکونت شده است؛ طبق گزارش سازمان ملل تاکنون حدود هفتاد درصد، و بر اساس گزارش رسمی مقامات غزه حدود هشتاد درصد، ساختمان ها و زیرساخت های غزه ویران گشته و آب و زمین اکثر مناطق این زندان باز بشدت آلوده شده است. بیش از شصت هزار غیرنظامی شهید یا مفقود شده اند طوری که تعداد زیادی از مردم غزه تمام یا بیشتر اعضا خانواده خود را از دست داده اند (کارشناسان معتقدند تعداد واقعی شهدا بسیار بالاتر از آمارهای رسمی می باشد). علاوه بر شهدا و مفقودین، که بیشتر زنان و کودکان می باشند، تعداد کثیری نقص عضو یا بشدت مجروح شده اند و از زندگی عادی محرومند؛ بیش از نود درصد ساکنان غزه آواره شده اند؛ و قحطی، سوء تغذیه و بیماری های مسری به علت جنگ و محاصره طولانی و آوارگی مداوم فراگیر شده است و به سرعت قربانی می گیرد. همچنین باید آسیب های روحی و روانی ناشی از وحشیگری های اشغالگران را در کنار موارد عدیده دیگر به درد و رنج مردم غزه، بویژه کودکان بیگناه، اضافه کنیم.  

 

وضعیت کرانه باختری، لبنان و سوریه نیز چندان بهتر از غزه نیست که شرح آن در این یادداشت کوتاه نمی گنجد.

 

و اگر ویرانی ها و آسیب دیدگان مستقیم و غیر مستقیم از دخالت نظامی و غیر نظامی نظام سلطه در عراق، یمن، افغانستان، لیبی و دیگر کشورها را در نظر بگیریم، بهتر به عمق جنایات و اهداف این دشمنان بشریت پی می بریم.

 

آثار مخرب این جنایات رژیم صهیونیستی و حامیان آن در غزه و سایر نقاط خاورمیانه حداقل تا چند دهه آینده ماندگار خواهد بود و بر جسم و روح مردم ستمدیده این منطقه سنگینی خواهد کرد.

 

اکنون واضح است که تصمیم آمریکا و دیگر حامیان نزدیک رژیم صهیونیستی به آتش بس و موافقت اسرائیل با آن به هیچ وجه با هدف بشردوستانه نبوده است. از اظهارات مقامات غرب و تحرکات سیاسی نظامی اسرائیل و آمریکا و دیگر اعضا ناتو استنباط می شود که آنها بالاجبار با توقف جنگ رسمی در غزه موافقت کردند تا بتوانند به مسائل مهمتر از جمله کرانه باختری، ایران، چین و روسیه، و عادی سازی رابطه اسرائیل و اعراب (خصوصا عربستان سعودی) رسیدگی کنند و باز در آینده به نحو مقتضی به مسئله غزه بپردازند.

 

از اینرو ضرورت دارد که گروه های مقاومت، ملت ها و دولت های منطقه و صلح طلبان در دیگر نقاط جهان، ضمن به کارگیری تمام امکانات منطقه ای و فرامنطقه ای در جهت افزایش صلح و آرامش، با در نظر گرفتن واقعیات و اهداف اعلام شده و احتمالی اسرائیل و آمریکا و به طور کلی نظام سلطه، با آینده نگری برنامه ریزی کرده و برای پیشگیری از جنایت بیشتر توسط این دشمنان بشریت به موقع اقدام عملی مناسب کنند.

 

اکبر فیجانی

دوم  بهمن ماه  1403

 

 

  • اکبر فیجانی

 

چرا بایدن در آخرین روز های ریاست جمهوری خود نظرش را در باره خطر سلطه سرمایه داران بزرگ آشکار کرد؟

 

بایدن اولین سیاستمدار عالیرتبه نیست که خطرسلطه الگاریش ها و سرمایه داران بزرگ را مطرح می کند. بعنوان مثال جان. اف.  کندی سی و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در این باره هشدار را داد و در مقایل تصویب و اجرای قوانین و پروژه هایی که بیشتر منافع ثروتمندان را تامین می کرد مقاومت نشان داد و روایت هست که  به همین علت ترور شد. در چند سال اخیر نیز برنی سندرز سیاستمدار و سناتور آمریکایی و نامزد ریاست جمهوری ایالات متحده در دوره کلینتن، بارها علیه قدرت و نفوذ سرمایه داران بزرگ  در مراکز تصمیم گیری انتقاد کرده و در باره پیامد های آن هشدار داده است. همچنین در چند دهه گذشته تعداد زیادی از نویسندگان و تحلیلگران سیاسی نیز در این خصوص مطالب زیادی نوشته و یا سخنرانی کرده اند. 

اما چرا بایدن در آخرین روز ریاست جمهوری خود نظرش را در باره خطر الگاریشی آشکار کرد؟

آگاهی از قدرت و نفوذ سرمایه داران بزرگ و ترس از عواقب مخالفت با آنها علت اصلی سکوت اکثر دولتمردان در آمریکا و سایر کشورها است. بیشتر سیاستمداران و مقامات در سطح جهان از قدرت و نقش ابرثروتمندان در ایجاد جنگ و بحران و بی عدالتی در جهان آگاه می باشند اما بعلت سلطه و نفوذ این قدرت طلبان در سازمان های مهم ملی و بین المللی، هرگونه اقدام علیه آنها را بی فایده می دانند و یا از عواقب آن وحشت دارند.

واقعیت این است که نخبگان و سرمایه داران بزرگ به کمک عواملشان و با استفاده از ابزار و روش های گوناگون، هر شخص، گروه، یا سازمانی که بر خلاف منافعشان فعالیت کند تخریب شخصیتی، تضعیف، منزوی یا نابود می کنند.  

 

  • اکبر فیجانی

 

 

ترویج ترک هراسی در برنامه نظام سلطه است

اقوام مختلف منطقه مواظب باشند در دام نیفتند

 

اکنون باید ترک هراسی را در کنار ایران هراسی، اسلام هراسی و غیره، به پدیده های آلت دست غرب اضافه کنیم. 

 

 گرچه زیاده خواهی و خطاهای راهبردی ترکیه را نمی توان انکار کرد و بدیهی است که بعضی مقامات نژادپرست آن کشور در اندیشه تجدید امپراطوری عثمانی با جداکردن بخشهای ترک نشین از کشورهای منطقه و الحاق آنها به ترکیه می باشند، اما به نظر می رسد که این ایده عمدتا بخشی از سیاست های تفرقه افکنانه غرب سلطه جو است و ریشه اصلی و عامل برجسته شدن آن در رسانه ها و افواه عمومی در چند سال اخیر، سازمان های اطلاعاتی نظام سلطه، بویژه موساد، سیا و ام آی سیکس، می باشد.

 

همانظور که این دشمنان بشریت سالها با تحریف آموزه های اسلام و تخریب مسلمانان، تصویری غلط و خشن از این دین و پیروانش در ذهن مردم جهان ترسیم کردند، با تبلیغ گسترده و سازمان یافته در حال ترویج خطر پن ترکیسم می باشند.

 

یعنی اکنون باید ترک هراسی را در کنار ایران هراسی، اسلام هراسی، شیعه هراسی وعرب هراسی، به پدیده های آلت دست غرب برای دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه و تشدید جنگ و بحران اضافه کنیم.

 

اسرائیل و حامیانش، بویژه آمریکا و انگلیس، همواره با تشدید احتلافات قومی و مذهبی تلاش می کنند دستیابی به اهدافشان را تسهیل کنند. آنها با استفاده از ترفندهای رسانه ای، از یک طرف ایده های تنش آفرین را درسطح یک کشور یا منطقه مطرح یا ترویج می کنند و از طرف دیگر بر علیه آن تبلیغ کرده و با نفوذ در افکار عمومی و مراکز تصمیم گیری، طرف های ذینفع را تحریک و تشویق به واکنش می کنند.

 

از آنجا که ترکیه کشوری قوی و در عین حال مسلمان می باشد، علیرغم عضویت در ناتو، بطور بالقوه برای غرب تهدید محسوب می شود. بنابراین مسلم است که تضعیف یا جلوگیری از پیشرفت آن کشور در برنامه آمریکا و متحدانش است. عملکرد آنها در گذشته نشان می دهد که حتی به نزدیکترین همپیمانانشان در منطقه نیز اجازه استقلال و پیشرفت و توسعه نمی دهند.

 

از طرف دیگر چون نظام سلطه ایران قوی و مستقل را مانعی بزرگ در راه تحقق اهداف استعماری خود می داند، دشمنی آنها با کشورمان امری واضح و ذاتی با پیشینه طولانی می باشد.

 

اکنون شواهد حاکی از آن است که، همزمان با پیگیری جدی راهبرد شکست ایران از درون بوسیله فشار اقتصادی و افزایش نارضایتی و فریب افکار عمومی، اسرائیل و حامیانش در تلاشند با هراس افکنی و تشدید اختلافات بین ایران و ترکیه و کاستن آستانه تحمل دو طرف، شرایط را برای جنگ فراهم کرده و با فریب مقامات ترکیه و دادن وعده حمایت از آنها در جنگ و پساجنگ، مثل صدام آنها را تشویق به حمله به ایران کنند. 

 

بدین طریق آنها با پیروی از اصل ازبین بردن دشمن به دست دشمن دیگر، بدون نیاز به دخالت نظامی مستقیم، با درگیر کردن ترکیه و ایران در یک جنگ فرسایشی،  باعث تضعیف حداکثری دو کشور قوی و تاثیرگذار در معادلات منطقه راهبردی غرب آسیا شده و خطر دو رقیب قدرتمند را  برطرف می کنند. و در صورت نیاز بعد از شروع جنگ و تضعیف ترکیه و ایران، اسرائیل با حمایت همراهان غربی می تواند به راحتی به این دو کشور حمله کرده و با هزینه اندک اهدافش را تکمیل کند.

 

البته صرف نظر از وقوع چنین جنگی بین ترکیه و ایران، احتمال دارد اسرائیل، با اطمینان از پشتیبانی آمریکا و انگلیس، به ترکیه و ایران حمله کند. زیرا منافع اسرائیل و ترکیه در غرب آسیا، مخصوصا در سوریه، و همچنین منافع غرب و ترکیه در منطقه، تداخل و در مواردی تضاد دارد و همانطور که پیشتر ذکر شد، دشمنی اسرائیل و حامیانش با ایران  نیز ذاتی و اجتناب ناپذیر است.

 

بر اساس آنچه گفته شد، در صورت عدم اقدام بموقع دولتمردان ایران، با فریب و تحریک ترکیه توسط اسرائیل و حامیان آن، ممکن است این دوکشور درگیر جنگی ویرانگر شوند.

 

ازاینرو، در شرایط بحرانی و خطرناک فعلی که نه تنها ایران بلکه تقریبا تمام ملت های منطقه خاورمیانه هدف جنگ ترکیبی از جانب استعمارگران هستند، اهعمیت هوشیاری و صبر دولتمردان و مردم این  کشور ها دو چندان می باشد.

 

لازم است مقامات ایران با دولتمردان و سایر شخصیت های پرنفوذ ترکیه رایزنی کرده و ضمن آگاه کردن آنها از نیات و اهداف پنهان قدرتمندان غربی، مواضع صلح آمیز ایران را بطور شفاف برای آنها تبیین کنند.

 

همچنین ضرورت دارد که با افزایش سواد رسانه ای و بصیرت سیاسی همواره مواظب باشیم در دام کاسبان اختلافات قومی و نژادی یا دینی و مذهبی نیفتیم و از نشر و بازنشر مطالب و اندیشه های تفرقه انگیز پرهیز کنیم.

 

ما فارس ها باید باور داشته باشیم که هیچگونه برتری نسبت به ترک ها نداریم و ترک ها نیز باید بپذیرند که از فارس ها برتر نیستند. و همه بدانیم که برای جلوگیری از جنگ و بی ثباتی و تضمین صلح و آرامش  در منطقه و جهان، برابر دانستن و احترام به تمام نژادهای انسانی امری ضروری می باشد.

 

اکبر فیجانی

بیست و پنجم دی ماه  1403

 

  • اکبر فیجانی

 

 

آمریکا مقامات دیوان کیفری بین‌المللی را به خاطر صدور قرار بازداشت برای مقام‌های اسرائیلی تحریم می‌کند.

این مورد هم یکی از نمونه های بی شمار سیاست های دوگانه آمریکا در راستای جلوگیری از اجرای عدالت است. حمایت تمام قد یک دولت جنایتکار و استعمارگر از جنایتکاران همدستش  اقدامی عجیب نیست. فلسفه  وجودی کشور جعلی اسرائیل تامین منافع نظام سلطه با محوریت آمریکا می باشد و بدیهی است که حفظ  آن رژیم جنایتکار نیز در راس برنامه های آن دشمنان بشریت است.

  • اکبر فیجانی

Donald trump’s greed for land and wealth is just typical of elites ruling the world

اکبر فیجانی | چهارشنبه, ۱۹ دی ۱۴۰۳، ۱۰:۳۱ ب.ظ

 

Donald trump’s greed for land and wealth is just typical of elites ruling the world

 

The United States President-elect Donald Trump has recently proposed that the Gulf of Mexico be renamed the Gulf of America. He has also suggested that the United States should reassert control of the Panama Canal Zone and annex Canada as her 51st state. Trump has further claimed the acquisition of Greenland from Denmark and reportedly sent his son to that territory to negotiate this unwise decision.

 

These expansionist remarks should not sound strange at all when echoed by a greedy businessman like Donald Trump presiding over a supremacist state whose history is rife with brutal hegemonic actions.

 

In fact, every place on the earth seems to be somehow anchored to the interests and security of the United States most often leading to widespread invasion, destruction, and interference in internal affairs of nations simply on false pretexts like fighting terrorism and human rights violations.

 

 

 

  • اکبر فیجانی

اولین بیانیه رسمی بشار اسد رئیس جمهور سابق سوریه پس از سقوط

اکبر فیجانی | دوشنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ۰۵:۲۲ ب.ظ

 

 

 

 

اولین بیانیه رسمی بشار اسد رئیس جمهور سابق سوریه پس از سقوط

 

 

اسد در اولین بیانیه پس از سقوطش، "تروریسم" را مسئول فروپاشی رژیم می داند

این رهبر سرنگون شده بیانیه ای را در کانال رسمی تلگرام خود منتشر کرد

 

لندن -- بشار اسد رئیس جمهور سابق سوریه روز دوشنبه اولین بیانیه رسمی خود را پس از سرنگونی توسط شورشیان و فرار از کشور به مقصد روسیه بیان کرد و اعلام کرد که پس از درخواست روسیه برای انجام این کار، سوریه را ترک کرده است.

 

اسد در بیانیه ای که در کانال تلگرامی رسمی ریاست جمهوری منتشر شد، گفت: خروج من از سوریه نه برنامه ریزی شده بود و نه در ساعات پایانی نبردها رخ داد.

 

اسد گفت: «با نفوذ نیروهای تروریستی به دمشق، من با هماهنگی متحدان روسی خود به لاذقیه حرکت کردم تا بر عملیات رزمی نظارت کنم.

 

در ادامه این بیانیه آمده است: با ورود به پایگاه هوایی حمیمیم صبح همان روز، مشخص شد که نیروهای ما به طور کامل از تمامی خطوط نبرد عقب نشینی کرده و آخرین مواضع ارتش نیز سقوط کرده است.

 

با ادامه بدتر شدن وضعیت میدانی در منطقه، خود پایگاه نظامی روسیه مورد حمله شدید حملات هواپیماهای بدون سرنشین قرار گرفت. با توجه به اینکه هیچ وسیله ای برای خروج از پایگاه وجود نداشت، مسکو از فرماندهی پایگاه خواست که شرایط انتقال فوری ما را به روسیه فراهم کند.

 

اسد گفت: «این کار (انتقال به روسیه) یک روز پس از سقوط دمشق و در پی فروپاشی مواضع نظامی نهایی و فلج شدن تمامی نهادهای دولتی در نتیجه آن رخ داد.

 

منبع:

 

https://abcnews.go.com/International/syrias-assad-blames-terrorism-regime-collapse-statement-defeat/story?id=116822284

  • اکبر فیجانی

Israeli and American officials have recently repeated the possibility of attacking Iran

اکبر فیجانی | يكشنبه, ۲۵ آذر ۱۴۰۳، ۰۲:۵۳ ب.ظ

 

 

Shortly after President Assad was ousted by the West-backed terrorists, Israel and the United States launched widespread strikes on Syria and have since systematically destroyed over 80 percent of Syrian defense system and infrastructure, including non-military assets, contributing to the chaos in the country.

At the same time, Israeli and American officials have recently repeated the possibility of attacking Iran. No wise individual, however, would ever think of striking Iran considering the expenses for the attackers and the regional and global consequences of such crazy move.

Akbar Fijani 

  • اکبر فیجانی

بعد از سوریه محتملترین هدف اسرائیل لبنان است

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۲۲ آذر ۱۴۰۳، ۰۹:۳۴ ب.ظ

 

بنام خدا

 

در راستای تحقق اسرائیل بزرگ

بعد از سوریه محتملترین هدف اسرائیل لبنان است

 

اظهارات و موضع گیری های خصمانه ابومحمد الجولانی، رهبر تروریست های تحریر شام، درباره حزب الله لبنان و ایران، تحرکات و تجاوز اسرائیل به سوریه، و تخریب گسترده زیرساخت های آن کشور توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی و شواهد دیگر، حاکی از آن است که بعد از سوریه و قبل از حمله فراگیر به عراق، به احتمال زیاد در آینده نزدیک گروه های تکفیری و اسرائیل هماهنگ به لبنان حمله می کنند.

 

همزمان احتمال دارد بمنظور انحراف توجه گروه های مقاومت و جلوگیری از دخالت آنها، تروریست های تحت حمایت آمریکا نیز از شمال سوریه به عراق حمله کنند و عوامل اسرائیل و حامیانش از داخل عراق اقدام به خرابکاری نمایند. همچنین ممکن است تحرکاتی در یمن و ایران انجام دهند.

 

اسرائیل زمانی به مناطق دورتر از سوریه دست درازی می کند که از جانب جزب الله لبنان اجساس خطر نکند. و اسرائیل و آمریکا زمانی به ایران حمله می کنند که گروه های مقاومت آنقدر ضعیف شده باشند که تهدید چندانی برای اسرائیل و پایگاه های آمریکا در منطقه نباشند.

 

البته با توجه به آگاهی و هوشیاری ملت و قدرت ایران، تا زمانی که اتحاد و همبستگی حفظ گردد و از اختلافات قومی مذهبی پرهیز شود، دشمنان جرات تعرض به کشورمان را نخواهند داشت. به همین علت اندیشکده ها و دولتمردان آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند غربی، کنترل و فریب افکار عمومی و همراه کردن مردم ایران با خود را به عنوان راهی موثر برای تضعیف و تجزیه کشورمان و تنها راه ممکن برای شکست ایران می دانند.

 

اکبر فیجانی

22   آذر 1403

 

 

 

 

  • اکبر فیجانی

علل و پیامد های سقوط بشار اسد

اکبر فیجانی | دوشنبه, ۱۹ آذر ۱۴۰۳، ۱۱:۵۴ ق.ظ

 

بنام خدا

 

علل و پیامد های سقوط  بشار اسد

 

سقوط  دولت سوریه یک توطئه از جانب اسرائیل، آمریکا، انگلیس و همراهی بعضی از متحدان آنها بود که توسط تروریست ها و گروه های فریب خورده داخلی و خارجی اجرا شد.

 

 گرچه رسانه های وابسته به نظام سلطه تلاش می کنند بی کفایتی دولت اسد و نارضایتی های داخلی را عامل اصلی و مستقل سقوط نظام سوریه معرفی کنند، بازیگران خارجی، بویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، در این ماجرا نقش تعیین کننده داشتند.

 

بدون شک مشکلات داخلی، نارضایتی ها، نبود مردم سالاری و عدم رسیدگی کافی به درخواست های سیاسی اجتماعی مردم، در شکست سریع اسد نقش داشت؛ اما دشمنان خارجی سوریه با دامن زدن به اختلافات، فریب افکار عمومی و دادن وعده به مقامات و گروه ها، انگیزه مقاومت و توان دولت و ارتش سوریه را کاهش داده و زمینه سقوط آن را فراهم کردند.

 

به علت اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خاص سوریه در منطقه خاورمیانـه و حمایت آن از نیروهای مقاومت، همواره برای آمریکا و متحدانش بسیار مهم بوده است که مانع توسعه و پیشرفت آن شوند و دولت اسد را سرنگون کرده و رژیمی همسو با غرب در آن کشور مستقر کنند.

 

اکنون با سقوط دولت سوریه و خلا قدرت ناشی از آن، هرج و مرج، اختلافات قومی و مذهبی، افراط گرایی، رقابت خشونت آمیز بر سر قدرت، ترور نخبگان، تخریب زیرساخت ها، و جنگ داخلی و جدایی طلبی، سوریه  و دیگر مناطق غرب آسیا را تهدید می کند.

 

مسلم است که آمریکا و متحدانش تهدیدات مذکور را بیش از پیش ترویج و تشدید خواهند کرد؛ زیرا بی ثباتی و جنگ های داخلی موجب تضعیف بیشتر گروه های مقاومت و کشورهای منطقه و احتمالا تجزیه این کشور ها می شود و به تحقق اهداف شوم آن دشمنان بشریت کمک می کند.

 

در این میان اسرائیل حداکثر سواستفاده را خواهد کرد و با ترور مضاعف نخبگان، تخریب زیرساخت ها و تشدید اختلافات، سوریه را تا حد امکان تضعیف کرده و زمینه تجزیه آن را فراهم خواهد کرد. در بحبوحه جنگ خلیج فارس و بی ثباتی ناشی از آن نیز رژیم صهیونیستی بیش از پانصد، و به روایتی چند هزار، دانشمند عراقی را سربه نیست کرد.  

 

با توجه به اینکه هدف نظام سلطه، با تاسی به نظریه پردازانی مانند برنارد لوئیس، تجزیه و تضعیف کل کشورهای منطقه خاورمیانه و تسلط بی منازعه بر آنها می باشد، آمریکا و متحدانش در صدد اجرای پروژه ای مشابه سوریه علیه دیگر کشورهای منطقه، بویژه عراق و ایران، می باشند.

 

ازینرو بصیرت، هوشیاری و اتحاد گروه های مقاومت، و ملت ها و دولت های منطقه برای خنثی سازی و مقابله با توطئه ها و تهدیدات حتمی در آینده و پیشگیری از حوادث مشابه ضروری می باشد.

اکبر فیجانی

19  آذر ماه   1403

  • اکبر فیجانی

گروه های تروریستی و تکفیری در سوریه و برنامه های نظام سلطه

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۱۵ آذر ۱۴۰۳، ۰۷:۵۲ ق.ظ

 

 

 

 

بنام خدا

 

حمله اخیر گروه های تروریستی و تکفیری در سوریه با محوریت گروه تروریستی تحریر الشام، بخشی از توطئه ها و برنامه های نظام سلطه و در راستای اهداف بلند مدت رژیم صهیونیستی، آمریکا و متحدانش بوده و باید با آن با هوشیاری و جدیت مقابله شود.

با توجه به اینکه سوریه موقعیتی مهم دارد و پل ارتیاطی نیروهای مقاومت علیه غرب است، برای آمریکا و متحدانش بسیار مهم است تا دولت اسد را بر کنار کرده و رژیمی همسو با غرب در آن کشور مستقر کنند.

گرچه هدف نهایی آنها ایران است و اسرائیل و حامیانش قصد دارند بعد از تضعیف دولت ها و گروه های طرفدار ایران مستقیم به کشورمان حمله کنند، این حوادث به نفع هیچیک از کشورهای منطقه نمی باشد و دولتمردان در سراسر منطقه باید بدانند که روزی اسرائیل و حامیانش به سراغ آنها نیز خواهند آمد.

 

  • اکبر فیجانی

روسیه کشتی های نیروی دریایی خود را از سوریه تخلیه می کند.

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۱۵ آذر ۱۴۰۳، ۰۶:۰۲ ق.ظ

 

 

 

 

بنام خدا

 

به گزارش نیروی دریایی آمریکا، به احتمال زیاد روسیه کشتی های نیروی دریایی خود را از سوریه تخلیه می کند.

 

با توجه به اینکه پایگاه نیروی دریایی روسیه در طرطوس برای حمایت از دولت سوریه بسیار مهم است، اگر این خبر درست باشد، در شرایط  فعلی و در کنار حوادث اخیر در غرب آسیا،  این اقدام به نفع جبهه مقاومت نیست و بیانگر احتمال وقوع حوادث ناخوشایند در آینده می باشد.

 

پایگاه دریایی طرطوس در سواحل مدیترانه یک دارایی استراتژیک برای روسیه است و نیروی دریایی روسیه از سال 1971 آن پایگاه دریایی را حفظ کرده است.

 

البته ممکن است روسیه ضمن دور کردن کشتی هایش از خطر حمله نیروهای متخاصم، با افزایش پشتیبانی هوایی از دولت سوریه عدم حضور دریایی در منطقه را تا حدی جبران کند.

 

  • اکبر فیجانی

France says Netanyahu is immune from ICC warrant

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۸ آذر ۱۴۰۳، ۰۶:۱۴ ق.ظ

 

 

فرانسه می گوید نتانیاهو از حکم دادگاه کیفری بین المللی مصون است.

 

France says Netanyahu is immune from ICC warrant because Israel is not a member of the court. This is in sharp contrast to Paris’s attitude towards ICC war crime warrant previously issued against Vladimir Putin and reveals this country’s double standards over war crime and human rights. In fact, European countries' double standard practice over international issues is well established, and France is no exception.

 

فرانسه می گوید نتانیاهو از حکم دادگاه کیفری بین المللی مصون است زیرا اسرائیل عضوی از دادگاه نیست. این در تضاد شدید با نگرش پاریس نسبت به حکم جنایات جنگی دیوان کیفری بین‌المللی است که قبلاً علیه ولادیمیر پوتین صادر شده بود و استانداردهای دوگانه این کشور را در مورد جنایات جنگی و حقوق بشر نشان می‌دهد. در واقع، استانداردهای دوگانه کشورهای اروپایی در مورد مسائل بین المللی به خوبی ثابت شده است و فرانسه نیز از این قاعده مستثنی نیست.

  • اکبر فیجانی

طوفان الاقصی یک عملیات پیشگیرانه بود

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۳ آبان ۱۴۰۳، ۰۳:۴۹ ب.ظ

 

بنام خدا

 

طوفان الاقصی یک عملیات پیشگیرانه بود

 

طوفان الاقصی یک عملیات پیشگیرانه بود. حتی اگر طوفان الاقصی اتفاق نمی افتاد، اسرائیل با هدف تشکیل اسرائیل بزرگ، بیشتر از گذشته به جنایات و نسل کشی ادامه می داد. در حقیقت قبل از این عملیات، اسرائیل و حامیانش، بویژه آمریکا و انگلیس، برنامه داشتند طی عملیات ترکیبی گروه های مقاومت، از جمله حماس، را تضعیف و نابود کرده و فلسطینیان را بیش از پیش بکشند یا آواره کنند.

 

حمله صدام به ایران، حمله ائتلاف غربی به عراق در جنگ خلیج فارس، اشغال افغانستان توسط آمریکا و هم پیمانان آن کشور، تشکیل داعش و دیگر گروه های تروریستی، حمله آمریکا و متحدانش به سوریه، تحریک عربستان به حمله به یمن، و تلاش برای عادی کردن روابط  بعضی کشورهای عربی  با اسرائیل، همه مقدمه تجزیه و تضعیف کشورهای منطقه و تحقق طرح  خاورمیانه جدید بود که با دخالت ایران و دیگر گروه های مقاومت تاکنون شکست خورده است.

 

بعنوان یکی از ملزومات تحقق این هدف،  اکنون اسرائیل و حامیانش تلاش می کنند یکی یکی گروه های مقاومت را تضعیف و نابود کنند تا شرایط برای دخالت و حمله نظامی به کشورهای هدف از جمله ایران فراهم شود.

 

تخریب شخصیت ها، نشر دروغ و شایعات، تفرقه افکنی، فریب و همراه کردن افکار عمومی، کارشکنی و تحریم اقتصادی و ایجاد نارضایتی، نفوذ و دخالت در انتخابات و جلوگیری از انتخاب یا انتصاب افراد متخصص، اغلب با هدف تضعیف کشورهای منطقه و تشکیل خاورمیانه جدید و در راستای اهداف و منافع نظام سلطه صورت می گیرد.

  

 

  • اکبر فیجانی

 

بنام خدا

 

در شرایط کنونی، بزرگترین تهدید علیه کشورمان فریب افکار عمومی می باشد

 

با توجه به اینکه امروزه بستر جنگ عمدتا ذهن مردم و ابزار جنگ رسانه می باشد، و در شرایط بحرانی کنونی و جنگ ترکیبی بی سابقه علیه ایران، بزرگترین تهدید از جانب دشمنان، نشر شایعات و شبهات، ایجاد تفرقه و چند دستگی و کاستن پشتوانه مردمی نظام می باشد. آنها تلاش می کنند از این طریق اقتدار ایران را تقلیل داده و شرایط را برای حمله نظامی و تخریب کشورمان فراهم کنند.

 

پشتوانه مردمی نقشی تعیین کننده در وجهه و جایگاه بین المللی یک کشور و موضع گیری و رفتار دولت های مختلف در قبال آن دارد و کاهش پشتوانه مردمی هر حکومتی افزایش تهدید و فشار دشمنان را بدنبال خواهد داشت.

با در نظر گرفتن این اصل و با آگاهی از ناکارآمدی پروژه نظامی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی، اندیشکده ها و دولتمردان آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند غربی، بارها از کنترل و فریب افکار عمومی و همراه کردن مردم ایران با خود و کاستن پشتوانه مردمی جمهوری اسلامی، به عنوان راهی موثر برای تضعیف و تجزیه کشورمان و تنها راه ممکن برای شکست ایران، نام برده اند. دشمنان از یک طرف با تحریم و کارشکنی های گوناگون مانع پیشرفت اقتصادی ایران می شوند و از طرف دیگر نظام ایران را تنها مسبب معضلات معرفی می کنند و با سیاه نمایی و ایجاد نارضایتی در صدد هستند تا حد ممکن اقتدار کشور را کاهش داده و شرایط را برای دخالت نظامی فراهم کنند.

 

در حقیقت ایالات متحده از بیش از دو دهه گذشته تلاش کرده است طرحی مشابه آنچه علیه اتحاد جماهیر شوروی بکار برد را برای تجزیه و تضعیف ایران اجرا کند. آمریکا اتحاد جماهیر شوروی را که زمانی قدرت اول جهان بود با فشار اقتصادی، ایجاد نارضایتی و فریب افکار عمومی، به چندین کشور ضعیف تجزیه کرد تا دیگر خطری برای آن کشور سلطه جو نداشته باشند.

 

ضرورت دارد که بدانیم نظام سلطه با استفاده از ترفند ها و روش های گوناگون طی یک فرایند سیستماتیک و طولانی، از طریق ذهن ناخودآگاه به طور نامحسوس عقاید مورد نظر را در ذهن افراد تثبیت می کند، طوری که آنها آن عقاید را محصول ذهن خودشان دانسته و با تعصب خاص از آنها دفاع کرده و بر آن اساس عمل می کنند. حتی بعضی از روشنفکران و دانشمندان نیز فریب خورده و ناخواسته در راستای اهداف ضد بشری استعمارگران می نویسند و فعالیت می کنند. 

 

رسانه های مهم غربی و دیگر رسانه های وابسته به نظام سلطه همواره در این خصوص به استعمارگران کمک می کنند. در واقع اکثر موسسات تولید خبر و سرگرمی تحت مالکیت یا نفوذ سرمایه داران بزرگ و سازمان های اطلاعاتی و نظامی کشورهای قدرتمند هستند و به طور همه جانبه و منظم در تحقق اهداف شوم آنها نقش دارند.

 

استعمارگران برای دستیابی به اهدافشان از روش های گوناگون استفاده می کنند. نشر شایعات، اتهام و تخریب شخصیتی مقامات تاثیرگذار، تحریم و فشار اقتصادی و از آن طریق ایجاد بدبینی و نارضایتی، تفرقه افکنی و تشدید اختلافات قومی مذهبی، و به طور خلاصه کنترل ذهن و فریب افکار عمومی، از جمله حربه های نظام سلطه برای ممانعت از پیشرفت ایران و سایر کشورها در خاورمیانه و سایر نقاط جهان می باشد.

 

بنابراین با توجه به اینکه هدف اصلی از نشر شایعات و اتهامات و تفرقه افکنی، ایجاد فضای بی اعتمادی و ناامنی و بدنبال آن جلوگیری از رشد و توسعه و کاهش توان دفاعی کشورمان می باشد، باید با افزایش سواد رسانه ای و بصیرت سیاسی، مراقب حیله های دشمنان باشیم و با هوشیاری و حفظ وحدت، کشورمان را از هرگونه تعرضی مصون داریم. همزمان ضرورت دارد که با اتخاذ روش های علمی موثر، برای همراه کردن افکار عمومی جهانی تا حد امکان هزینه شود. گرچه به علت سلطه رسانه ای غرب، افکار عمومی بیشتر تحت تاثیر تحریفات و فریبکاری های جبهه دشمن می باشد، اما حوادث اخیر و جنایات اسرائیل و حامیانش شرایط مناسبی برای ایران و کل محور مقاومت فراهم کرده است که با بهره گیری هوشمندانه از آن، می توان تا حد زیادی به تنویر افکار عمومی بنفع کشورمان و کشورها و گروه های همسو با ایران پرداخت. 

 

اکبر فیجانی

25  مهر ماه  1403

 

  • اکبر فیجانی

نگاهی واقع بینانه به حوادث و بحران های جاری خاورمیانه

اکبر فیجانی | سه شنبه, ۱۰ مهر ۱۴۰۳، ۰۹:۴۵ ق.ظ

 

 

بنام خدا

 

نگاهی واقع بینانه به حوادث و بحران های جاری خاورمیانه

 

کشور جعلی اسرائیل  با هدف اصلی ایجاد بی ثباتی در خاورمیانه و تضعیف کشورهای این منطقه توسط انگلیس و با کمک آمریکا تشکیل شد و از ابتدای پیدایش با حمایت همه جانبه این دو کشور به سرعت قدرت گرفت و به گسترش اشغالگری و قتل عام و آواره کردن فلسطینیان پرداخت.

 

آمریکا و انگلیس همواره از اسرائیل برای تسهیل در تحقق اهداف گوناگون استفاده ابزاری کرده اند. گرچه خودبرتر بینی، حرص و سبعیت ویژگی ذاتی صهیونیست ها است، طرح خاورمیانه جدید و اسرائیل بزرگ در اصل بخشی از اهداف سلطه گری آمریکا و انگلیس بوده و صرفا محدود به زیاده خواهی رژیم صهیونیستی نمی شود. ازینرو حوادث جاری خاورمیانه باید با در نظر گرفتن اهداف و برنامه های گوناگون و بلند مدت نظام سلطه تفسیر و تحلیل شود.  

 

هرچند طرح تضعیف و تجزیه کشورهای خاورمیانه به علت دخالت ایران و گروه های مقاومت بتعویق افتاده است، اما به نظر می رسد که با تغییر در راهبرد ها و تاکتیک های تحقق آن، هنوز در راس اهداف و برنامه های نظام سلطه می باشد. موقعیت خاص و منابع غنی خاورمیانه  و همچنین مرکزیت اسلام که دینی ضد ظلم و استعمار است، از جمله عواملی هستند که باعث شده همواره این منطقه مورد طمع استعمارگران و توجه سایرین باشد.

 

تخریب گسترده غزه و قتل عام فلسطینیان بیگناه، حمله به مناطق مسکونی و کشتار غیرنظامیان در لبنان، تخریب زیر ساخت های یمن و سوریه، و ترور فرماندهان و شخصیت های مهم مقاومت، همه  در راستای اهداف آمریکا و انگلیس و دیگر حامیان اسرائیل صورت گرفته و هیچ انسان آگاهی نمی تواند بپذیرد که نتانیاهو بی توجه به خواست و اراده حامیانش مرتکب این جنایات می شود.

 

آمریکا و متحدانش برای انحراف افکار عمومی  و تبرئه خودشان، نتانیاهو و تیم همراه وی را مقصر جلوه داده و چنین وانمود می کنند که او با سرپیچی از حامیانش به جنایت ادامه می دهد. اما هر انسان خردمندی می داند که اگر آنها صادق بودند با قطع کمک به اسرائیل می توانستند به سادگی جنگ و ویرانی و کشتار و آوارگی مردم بیگناه را متوقف کنند.

 

واقعیت این است که برنامه آنها ابتدا نابودی یا حداقل تضعیف حداکثری گروه های مقاومت به عنوان یکی از برگهای برنده ایران و سپس دخالت نظامی و سیاسی گسترده تر و تضعیف بیشتر کشورهای منطقه، بخصوص سوریه، عراق و ایران، و سرانجام سلطه فراگیر و غارت منابع منطقه از یک طرف، و ممانعت از افزایش قدرت و نفوذ چین و روسیه در این منطقه از طرف دیگر می باشد.

 

نگاهی به حوادث و بحران های دیگر در خاورمیانه از ابتدای قرن حاضر نیز موید این واقعیت است. جنگ تحمیلی عراق و ایران، حمله ائتلاف غربی به عراق به بهانه واهی در جنگ خلیج فارس، ایجاد داعش و حمله آمریکا و متحدانش به سوریه و تمدید حضورشان در عراق و سایر نقاط، و حمله عربستان به یمن، و بسیاری از حوادث دیگر ... همه با هدف اصلی تضعیف و در صورت امکان تجزیه این کشورها و در جهت تحقق اهداف استعماری کشور های قدرتمند غربی اتفاق افتاد.

 

با توجه به نکات فوق، موثرترین و شاید تنها راه برون رفت از معضلات کنونی و ممانعت از تحقق اهداف ضد بشری نظام سلطه، افزایش بصیرت سیاسی و بیداری افکار عمومی و اتحاد کشورهای منطقه و دیگر کشور های استعمار ستیز، صرف نظر از ملیت، زبان و مذهبشان ( عرب، ترک، فارس، کرد و غیره) می باشد.

 

اکبر فیجانی،

نهم مهر ماه  1403

 

 

 

  • اکبر فیجانی

The US and its close allies intend to eliminate the resistance groups one by one

اکبر فیجانی | شنبه, ۷ مهر ۱۴۰۳، ۰۷:۳۷ ق.ظ

 

The US and its close allies intend to eliminate the resistance groups one by one

While as its major supporter the United States is complicit in almost all Israeli crimes, Antony Blinken talked of diplomacy recently amid Israeli brutal attacks on residential areas in Lebanon. It is clear that the US and its close allies, particularly the UK and France, have never been serious about ceasefire or de-escalation in the region, otherwise they would have used their leverage to pressure Israel to stop its genocidal actions in Gaza, Lebanon, and other areas. The reality is that the US and allies are working an agenda in the Middle East part of which would be the one by one elimination of the resistance groups.

 

Akbar Fijani

  • اکبر فیجانی

لبنان - جنایات بی وقفه رژیم سفاک صهیونیستی

اکبر فیجانی | جمعه, ۶ مهر ۱۴۰۳، ۱۱:۵۷ ب.ظ

 

 

لبنان - جنایات بی وقفه رژیم سفاک صهیونیستی

در غیاب اقدام جدی حکومتی، تنها وجدان بیدار و فشار مردم بر دولت های خود می تواند جلوی رژیم وحشی اسرائیل را بگیرد.

رژیم وحشی صهیونیستی با حمایت آمریکا و متحدانش و اطمینان از انفعال کشورهای منطقه، هر روز در حال تخریب ساختمان های مسکونی و کشتار غیرنظامیان در لبنان است و قصد دارد لبنان را به غزه ای دیگر تبدیل کند.

به نظر می رسد که در دستور کار اسرائیل و حامیانش این است که گروه های مقاومت را یکی یکی از بین ببرند.

رژیم صهیونیستی امروز در حمله بی سابقه ای به جنوب بیروت، ده ساختمان را با استفاده از بمب های سنگر شکن بر روی ساکنان با خاک یکسان کرد.

 

به نوشته مروان بشاره، تحلیلگر ارشد سیاسی الجزیره، در مورد وحشیگری رژیم صهیونیستی در زیر نگاه کنید:

 

دولت اسرائیل مست از قدرت و معافیت از مجازات است

نوشته مروان بشاره، تحلیلگر ارشد سیاسی الجزیره

 

اسرائیلی ها مست از قدرت و مست از پیروزی و معتاد به حمایت آمریکا هستند. رفتار این دولت فاشیست و متعصب اسرائیل واقعاً فراتر از همه انتظارات بوده است.

 

کاری که آنها در غزه انجام داده اند، در لبنان انجام می دهند. آنها با مصونیت کامل عمل می کنند. اگر آنها قادر به نسل کشی در غزه هستند، مسلما قادر به انجام کارهایی هستند که امروز انجام داده اند.

 

و واضح است که آنها بدون نیاز به بهانه ای اقدام می کنند، و به واکنش ها، پیامدها یا پیامدهای بمباران محله های غیرنظامی یا مسکونی اهمیتی نمی دهند. آنچه ما از دولت اسرائیل دیده ایم ابتدا بمب است، بعدا توضیح.

 

 

  • اکبر فیجانی

Lebanon-Non-stop crimes by the ruthless Zionist regime

اکبر فیجانی | جمعه, ۶ مهر ۱۴۰۳، ۱۱:۳۲ ب.ظ

 

Lebanon-Non-stop crimes by the ruthless Zionist regime

In the absence of serious governmental action, only the awakened conscience and people’s pressure on their governments can stop this brutal regime.

Supported by the US and allies and confident of the regional states’ inaction, the brutal Zionist regime is demolishing residential buildings and killing civilians in Lebanon on a daily basis, intending to turn Lebanon into another Gaza.

It appears to be on Israel and its supporters’ agenda to eliminate resistance groups one by one.

In an unprecedented attack on southern Beirut early this evening, the Zionist regime leveled ten buildings to ground on residents, using bunker buster bombs.

 

See the following by Marwan Bishara, Al Jazeera's senior political analyst, on the brutality of the Zionist regime:

 

Analysis

Israeli government ‘drunk on power and impunity’

By Marwan Bishara, Al Jazeera's senior political analyst

 

The Israelis are drunk on power and drunk on victory and addicted to American support. This fascist, fanatic Israeli government has really exceeded all expectations.

 

What they’ve done in Gaza, they’re doing in Lebanon. They are acting with total impunity. If they are capable of genocide in Gaza, they’re capable of what they’ve done today.

 

And clearly, they don’t care for the reactions, implications, or ramifications of their bombardment of civilian or residential neighbourhoods, regardless of the pretext. What we’ve seen from the Israeli government is bomb first, explain later.

 

Source: Aljazeera   

39m ago (18:25 GMT)

https://www.aljazeera.com/news/liveblog/2024/9/27/israel-attacks-lebanon-israeli-bombings-kill-more-than-700-in-lebanon

 

  • اکبر فیجانی

قهرمانان گمنام اقتصاد

اکبر فیجانی | جمعه, ۶ مهر ۱۴۰۳، ۰۲:۵۴ ب.ظ

 

 

قهرمانان گمنام اقتصاد

(از رسانه های دیگر)

 

قهرمانان گمنام اقتصاد، نه تنها با دستان خود، بلکه با جان و دل خود به ما خدمت می‌کنند. جامعه‌ای که خود را پرچمدار کرامت نبوی و عدل علوی می‌داند، باید قلبش برای زحمتکشانی که بی‌هیچ ادعایی چرخ اقتصاد را می‌چرخانند، بتپد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، قهرمانان گمنام اقتصاد، آنانی هستند که در سکوت و بی‌هیاهو، زیر آسمان پرستاره یا در دل کوه‌ها و معادن، به کار مشغول‌اند. کارگرانی که هر روز با چهره‌ای خسته، اما دل‌هایی پر از امید و سرشار از عشق به خانواده برای تأمین معاش تلاش می‌کنند. آنان با دستان زِبر و چشمان پر از خاک و غبار، به قلب اقتصاد کشور جان می‌بخشند و با هر قدمی که در عمق زمین برمی‌دارند، ستون‌های اقتصادی جامعه را استوارتر می‌کنند.

 

در نگاه اول، شاید چهره‌ها و نام‌هایشان برای بسیاری ناشناخته باقی بماند، اما در عمق جانشان، این مردان و زنان بی‌ادعا، بار سنگین اقتصاد را بر دوش می‌کشند. هر صبح با امید و هر شب با خستگی به خانه بازمی‌گردند، بی‌آنکه به دنبال شهرت یا افتخار باشند. اما حقیقت این است که اگر آنان نبودند، چرخ صنعت و اقتصاد از حرکت بازمی‌ماند و جامعه به کمبودهای بسیاری دچار می‌شد.

 

قهرمانان گمنام اقتصاد، نه تنها با دستان خود، بلکه با جان و دل خود به ما خدمت می‌کنند. اما این خستگی و زحمت تنها در سایه توجه و حمایت به رسمیت شناخته می‌شود. مسئولان و جامعه باید بدانند که کارگران، ستون‌های پنهان رشد و پیشرفت‌اند و توجه به حقوق، سلامت و کرامت آنان، پاسداشت حقیقی از این قهرمانان بی‌نام است.

 

با این حال، شرایط کاری سخت و نبود ایمنی کافی در معادن، سایه‌ای سنگین بر زندگی این قهرمانان گمنام انداخته است. هر روز با چالشی تازه در دل زمین روبه‌رو می‌شوند و گاه، این خطرات جان عزیزترین افراد خانواده را می‌گیرد. ریزش ناگهانی تونل‌ها، انتشار گازهای سمی و کار با تجهیزات سنگین، تنها بخشی از تهدیدات روزمره کارگران معدن است. این حوادث، نه فقط خانواده‌ها را داغدار می‌کند، بلکه ضربات جبران‌ناپذیری به تولید و اقتصاد کشور وارد می‌سازد، چرا که جان هر کارگر، ارزشی فراتر از ارقام و آمار اقتصادی دارد.

 

 

مسئولان و کارفرمایان باید فراتر از اعداد و سودهای اقتصادی، به جان و کرامت این قشر نگاه کنند. استفاده از فناوری‌های پیشرفته، تأمین تجهیزات ایمنی استاندارد و آموزش‌های تخصصی، از ضروریات اجتناب‌ناپذیر است. همچنین، نظارت دقیق و مستمر بر رعایت اصول ایمنی، نه تنها وظیفه‌ای قانونی بلکه مسئولیتی اخلاقی است. هر گونه کوتاهی در این زمینه، بی‌توجهی به حقوق اولیه و انسانی این قهرمانان است و جامعه‌ای که به کرامت کارگران خود احترام نگذارد، در مسیر پیشرفت واقعی گام برنخواهد داشت.

 

جامعه‌ای که خود را پرچمدار کرامت نبوی و عدل علوی می‌داند، باید قلبش برای زحمتکشانی که بی‌هیچ ادعایی چرخ اقتصاد را می‌چرخانند، بتپد. کارگرانی که امید به زندگی را برای خانواده‌هایشان زنده نگه می‌دارند. آیا می‌توان در برابر این همه رنج خاموش، سکوت کرد؟ اسلام، با آن روح بلندش، همیشه بر حفظ کرامت انسان تأکید کرده و این کارگران بیش از هر کسی مستحق این کرامت‌اند. آنان، قهرمانانی گمنام‌اند که هر نفسشان سندی از تعهد به زندگی و تلاش است.

 

چنین جامعه‌ای باید با پیروی از سیره عترت در همه عرصه‌ها، به‌ویژه در عرصه عدالت اقتصادی و اجتماعی، گام‌های عملی بردارد. تأمین حقوق عادلانه، حفظ امنیت جانی و بهبود شرایط کاری، باید نه‌فقط به‌عنوان وظیفه‌ای قانونی، بلکه به‌عنوان یک مسئولیت دینی و اخلاقی پیگیری شود. این همان عدالتی است که علویان به دنبال آن بوده‌اند و جامعه اسلامی باید به‌عنوان یک الگو در این زمینه، درخشان عمل کند.

انتهای‌پیام/

منبع:  تسنیم -  ۰۲ مهر ۱۴۰۳ - ۱۴:۳۴ اخبار فرهنگی اخبار دین ، قرآن و اندیشه

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1403/07/02/3163858/

  • اکبر فیجانی

ترامپ تهدید کرد ایران را ویران می کند

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۵ مهر ۱۴۰۳، ۱۱:۲۰ ق.ظ

 

 

 

ترامپ تهدید کرد ایران را ویران می کند

 

در پی اتهامات مکرر شخصیت های سیاسی و اطلاعاتی آمریکا مبنی بر قصد ایران به ترور مقامات ارشد آن کشور و همچنین نفوذ و تاثیرگذاری بر انتخابات ریاست جمهوری 2024، دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق و کاندید فعلی ریاست جمهوری ایالات متحده مدعی شد که ایران در چند مورد برای ترور او تلاش ناموفق کرده و اینکار را ادامه خواهد داد. او در این مورد ایران را بشدت تهدید کرد و گفت:

 

"اگر من رئیس جمهور بودم، به کشور تهدید کننده - در این مورد ایران – تفهیم می کردم که اگر برای آسیب رساندن به این شخص  ]ترامپ [ اقدامی کنید، ما بزرگترین شهرهای شما و کل کشور ایران را به خاک و خون می کشیم."

 

این اتهامات و تهدیدات در حالی اتفاق می افتد که بقول رسانه های منتسب به دشمنان ایران، از جمله روزنامه نیویورک تایمز، و سایر منابع، هیچگونه مدرکی مبنی بر دخالت ایران در حملات تروریستی علیه ترامپ وجود ندارد.

 

از طرف دیگر روشن است که این تهدید ترامپ شامل خسارت مالی و جانی علیه غیر نظامیان ایرانی می شود و از نظر قوانین بین المللی محکوم می باشد. با این وجود رسانه های جریان اصلی هیچ اشاره ای به این جنبه تهدیدات ترامپ نکرده و صرفا در باره اتهامات بی اساس به ایران تیتر زده و تحلیل و تفسیر می کنند.

 

شایان ذکر است که از چندی پیش رسانه های غرب بطور گسترده اتهامات فوق را نقل و بازنشر کرده اند. بنظر می رسد از این کار چند هدف را دنبال می کنند:

 

 

1- تاثیر بر افکار عمومی

 

آماده کردن افکار عمومی برای حملات احتمالی موردی به زیر ساخت های ایران در صورت بالا گرفتن تنش بین لبنان و اسرائیل و دخالت ایران

 

همراه کردن افکار عمومی و سازمان های بین المللی علیه ایران و بدنبال آن تصویب قطعنامه و اعمال تحریم های بیشتر بر افراد و سازمان های ایرانی

 

 

2- انحراف توجه از جنایات اسرائیل در لبنان و فلسطین

 

 رژیم صهیونیستی در سایه سکوت دولت ها و مجامع بین المللی و با حمایت آمریکا و متحدانش به جنایات و قتل عام غیرنظامیان در لبنان، غزه و دیگر نقاط فلسطین ادامه می دهد. مطرح کردن ترور ترامپ و دخالت انتخاباتی تا حد زیادی افکار عمومی را از حوادث فلسطین و لبنان منحرف می کند تا اسرائیل و حامیانش بتوانند با کاهش اعتراضات راحتتر به اهداف ضد بشریشان برسند.

 

 

3- بهره برداری انتخاباتی

 

 ترامپ از حوادث ترور اخیر علیه خود حداکثر بهره برداری را کرده است. او با مظلوم نمایی از یک طرف و با دادن وعده هایی در باره متوقف کردن جنگ اوکراین و تنش در خاورمیانه و پیشگیری از جنگ جهانی سوم، برای جلب آرا بیشتر تلاش می کند. علاوه بر آن، کل نظام حاکم بر آمریکا از هیاهوی مربوط به ترور احتمالی مقامات ارشد آن کشور بهره برداری سیاسی و بین المللی می کند.

 

منابع:

 

https://www.nytimes.com/2024/09/24/us/politics/trump-iran-threats.html

 

 

https://www.theguardian.com/us-news/2024/sep/25/trump-iran-assassination-plot

 

 

https://www.commondreams.org/news/trump-s-war-with-iran

 

 

https://nypost.com/2024/09/25/us-news/trump-suggests-iran-was-involved-in-both-assassination-attempts-calls-on-fbi-to-hack-suspects-phones/

 

 

https://www.usatoday.com/story/news/politics/elections/2024/09/25/trump-iran-harris-election-north-carolina/75377948007/

 

 

https://abcnews.go.com/International/trump-lashes-iran-security-officials-warn-rise-foreign/story?id=114086967

 

 

 

  • اکبر فیجانی

 

 

 

گفتار و اقدامات سیاسی دکتر پزشکیان کاملا با سیاست های کلی نظام مطابقت دارد - مواظب تفرقه افکنی دشمنان باشیم

 

تفرقه افکنی از دیرباز راهبرد ثابت استعمارگران بوده است

 

در جنگ ترکیبی جاری علیه ایران، دشمن در صدد تفرقه افکنی و ایجاد نفاق و از بین بردن وفاق و اتحاد ملی است. آنها تلاش  می کنند با ایجاد اختلاف میان مردم، اضلاع سیاسی و دولتمردان ایران، از هر رویدادی بهره برداری کنند.

 

رسانه های مهم غربی و دیگر رسانه های وابسته به نظام سلطه همواره در این خصوص به استعمارگران کمک می کنند تا به اهداف شوم خود دست یابند. بعنوان مثال آنها بطور هماهنگ اینطور وانمود می کنند که دکتر مسعود پزشکیان رئیس جمهوری اسلامی ایران در مقابل رهبر و نظام ایستاده و در سیاست خارجی مسیری متفاوت  با سیاست کل نظام در پیش گرفته است. اخیرا بلومبرگ در اقدامی شیطنت آمیز اعلام کرد که دکتر مسعود پزشکیان گفته است ایران آماده کاهش تنش با اسرائیل است.

 

این در حالی است که دکتر پزشکیان همواره بر حرکت در خط رهبری نظام تاکید کرده و بارها جنایات اسرائیل را محکوم کرده و گفته است که به جنایات اسرائیل پاسخ داده خواهد شد و در نشست اخیر فعالان رسانه های آمریکا در نیویورک نیز گفت: قطعا جنایات اسرائیل بی پاسخ نخواهد ماند و ما پاسخ می دهیم. جواب ترور شهید هنیه را خواهیم داد.

 

همچنین سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران نقل قول برخی رسانه‌ها از رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه ایران آماده کاهش تنش با اسرائیل است را به شدت تکذیب کرد و گفت که آقای پزشکیان به هیچ عنوان چنین اظهاراتی نداشته است.

 

علیرغم تبلیغات رسانه های وابسته به دشمنان، رئیس جمهور همواره بر وحدت مسلمانان تاکید داشته است. بعنوان مثال او در سی و هشتمین همایش بین المللی وحدت اسلامی گفت تفرقه و اختلاف را دشمن در بین ما ایجاد می کند. جنایات اسرائیل نتیجه عدم وحدت مسلمانان است. مسلمانان می‌توانند با وحدت تمام مشکلات سیاسی و منطقه را حل کنند.

 

البته شایان ذکر است که در عین حال رئیس جمهور همواره  بر سیاست ثابت ایران مبنی بر تنش‌زدایی و تعامل سازنده با کشورهای دنیا نیز تاکید کرده است. دکتر پزشکیان در دیدار رئیس جمهور فنلاند، رویکرد جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی را تنش‌زدایی، تعامل سازنده با کشورهای دنیا و ایجاد صلح و ثبات و امنیت عنوان کرد و گفت ما بر ضرورت تعامل و گفتگو به جای جنگ و درگیری در میان کشورهای جهان برای رسیدن به دیدگاه مشترک و همچنین چندجانبه‌گرایی در حل مسائل تاکید داریم.

 

از آنجا که هدف اصلی از این تفرقه افکنی ایجاد فضای بی اعتمادی و بدنبال آن جلوگیری از پیشرفت و کاهش توان دفاعی کشورمان می باشد، ضرورت دارد هوشیارانه مراقب حیله های دشمنان باشیم و با حفظ وحدت توطئه های آنان را خنثی کنیم.

اکبر فیجانی

سوم  مهر  1403 

 

  • اکبر فیجانی

 

بنام خدا

عاملان اصلی شروع  و ادامه جنگ اوکراین ایران را به ارسال موشک به روسیه متهم می کنند

تعداد بسیار زیادی از رسانه های غربی اخیرا بطور هماهنگ در باره ارسال تسلیحات نظامی به روسیه توسط ایران تیتر زده و به نقل و تحلیل اتهامات مقامات غربی علیه ایران پرداخته اند در حالیکه بندرت به انبوه کمک های نظامی، سیاسی و اطلاعاتی کشورهایشان به اوکراین اشاره یا اعتراض می کنند و  این واقعیت را نادیده می گیرند که ناتوعامل اصلی حدوث و طولانی شدن جنگ در اوکراین می باشد.

علاوه بر آن این رسانه ها با اتخاذ سیاست دوگانه بندرت به کمک همه جانبه آمریکا و همپیمانانش به اسرائیل و ارسال انواع سلاح های مرگبار به این رژیم جنایتکار اعتراض می کنند. (برای اطلاعات بیشتر به منابع معرفی شده در زیر مراجعه کنید.)

بنظر می رسد دشمنان ایران با اینکار چند هدف را دنبال می کنند. فریب و آماده کردن افکار عمومی برای اقدامات سخت علیه ایران، انحراف توجه از مسئله فلسطین و جنایات اسرائیل، توجیه افزایش تحریمات، و از همه مهمتر وادار کردن سازمان ملل به اعمال تحریمات جدید علیه ایران از جمله اهداف پشت این  پروپوگاندا و هیاهوی رسانه ای می باشد.

اکبر فیجانی

بیستم شهریور 1403

 

 

 

   

U.S. Security Cooperation with Ukraine

Fact Sheet

Bureau of Political-Military Affairs

September 6, 2024

https://www.state.gov/u-s-security-cooperation-with-ukraine/

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

Iran denies supplying missiles to Russia, asks US and allies to stop arming Ukraine

Iranians have termed the repeated allegations of weapons supply to Russia without providing any evidence a form of psychological warfare waged by the US and the EU

September 10, 2024 by Abdul Rahman

https://peoplesdispatch.org/2024/09/10/iran-denies-supplying-missiles-to-russia-asks-us-and-allies-to-stop-arming-ukraine/#:~:text=According%20to%20reports%2C%20the%20US,weapons%20in%20the%20same%20period.

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

West keeps arming Israel despite calls to end complicity in Gaza genocide

Friday, 05 July 2024 6:56 AM  [ Last Update: Friday, 05 July 2024 6:59 AM ]

https://www.presstv.ir/Detail/2024/07/05/728735/West-US-Germany-arming-Israel-complicity-Gaza-genocide

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

UN experts warn arms firms may be ‘complicit’ in Israeli crimes

Friday, 21 June 2024 6:40 AM  [ Last Update: Friday, 21 June 2024 7:05 AM ]

https://www.presstv.ir/Detail/2024/06/21/727858/Arms-firms-complicit-Israel-rights-abuse-UN

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

Who are Israel's main weapons suppliers and who has halted exports?

The US is by far the largest arms supplier to its closest Middle East ally, followed by Germany - whose strong support for Israel reflects in part atonement for the Nazi Holocaust - and Italy.

https://www.tbsnews.net/hamas-israel-war/who-are-israels-main-weapons-suppliers-and-who-has-halted-exports-847611

  • اکبر فیجانی

 

 

 مقاومت و قدرت ایران در برابر امپریالیسم و صهیونیسم جهانی-نتایج و پیامدها-پست 2

گزیده مقالات

توجه: برای اطلاعات بیشتر به پست شماره 39 در این وبلاگ و  بلاگفا مراجعه کنید.

 

 

 

 

 

http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/2029464/

 

حمایتی که دفاع از هویت عربی نیست

ما و مساله فلسطین

 ۲۹ آبان ۱۴۰۳ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۲۹۴۶۴ اخبار اصلی خاورمیانه

حسین حاجی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: حمایت جمهوری اسلامی ایران از فلسطین، نه دفاع از هویت عربی است و نه صرفاً حمایت از قدس شریف، بلکه حمایت از پارادایمی است که به آزادی قدس منجر می شود. این پارادایم در قالب یک بسته ترکیبی قابل تعریف است و هیچ کدامشان منهای هم نمی توانند منشا اثر باشند؛ بسته ای از مجموعه مولفه هایی چون دفاع از مظلومیت، دفاع از انسانیت، دفاع از حریت، دفاع از مکتب، دفاع از قدس والبته غایت مهم این بسته دفاع از امنیت ملی و موجودیت جمهوری اسلامی است. به همین سبب راهبردهای دفاعی جمهوری اسلامی فراتر از مرزها و مکتب ها تعریف شده است.

ما و مساله فلسطین

نویسنده: حسین حاجی، دکتری روابط بین ‌الملل

 

دیپلماسی ایرانی: اگرجمهوری اسلامی ایران دست از حمایت فلسطین بردارد آیا مناقشه ایران – اسرائیل حل خواهد شد؟ سئوالی که ممکن است برخی ها گمان کنند مناقشه و دعوای طرفین حاصل حمایت های جمهوری اسلامی ایران از فلسطین است. اما واقعیت ها حکایت از مسائل دیگری نیز دارد که به بعضی از آنها اشاره می شود.

 

حمایت جمهوری اسلامی ایران از فلسطین، نه دفاع از هویت عربی است و نه صرفاً حمایت از قدس شریف، بلکه حمایت از پارادایمی است که به آزادی قدس منجر می شود. این پارادایم در قالب یک بسته ترکیبی قابل تعریف است و هیچ کدامشان منهای هم نمی توانند منشا اثر باشند؛ بسته ای از مجموعه مولفه هایی چون دفاع از مظلومیت، دفاع از انسانیت، دفاع از حریت، دفاع از مکتب، دفاع از قدس والبته غایت مهم این بسته دفاع از امنیت ملی و موجودیت جمهوری اسلامی است. به همین سبب راهبردهای دفاعی جمهوری اسلامی فراتر از مرزها و مکتب ها تعریف شده است.

 

در جنگ‌های چهارگانه اعراب و اسرائیل که نتیجه آن شکست اعراب را در پی داشت، ایران عصر پهلوی نیز در کنار اسرائیل ماند و شرط ماندگاری رژیم خود را در حمایت از سیاست‌های آمریکا و اسرائیل تعریف کرد، اما این سیاست به پایداری رژیم نیانجامید و دلیل انقلاب اسلامی در شعاع درک و فهم و تعهد انسانی و اسلامی مردم ایران در دفاع از حق و غلبه بر باطل بود، و این بزرگترین امتیاز و فاخرترین حرکت ارزشمندانه مردمی بود، چیزی که ملت‌های عرب متاسفانه هنوز جامانده از آنند و به همین سبب به تغییر مسیر دولت‌هایشان موفق نشده اند و اگر این گونه بودند امروز نباید نظاره گر خنثی در نسل کشی هم نژاد خودشان در غزه و لبنان می شدند!

 

چیزی که نگاه راهبردی و آینده نگری رهبران جمهوری اسلامی ایران را با کشورهای عرب متمایز می‌کند، آن حکایت از نگاه عمیق و پیشدستانه و عالمانه رهبران جمهوری اسلامی ایران از خطر «جهان – مکتب‌ستیزی و جهان – محور گشایی صهیونیسم یهود» دارد.

 

جهان گشایی و مکتب ستیزی صهیونیست ها نه شعار امروز رهبران این رژیم، بلکه در افکار پدر معنوی صهیون‌ها ریشه دارد. این همان نسخه پدرمعنوی و پایه گذار صهیونیست تئودر هرتزل در أواخر قرن نوزدهم است، همانی که نتانیاهو در سازمان ملل متحد نقشه خاورمیانه جدید را ارائه داد: «از بحر تا نهر – از نیل مصر و تنگه باب المندب در یمن تا بین النهرین عراق» که بخش هایی از مصر و تمامی لبنان، سوریه، اردن، عربستان، بخش های شرقی ترکیه، تمامی عراق و نهایتاً بخش های بزرگی از جمهوری اسلامی ایران را شامل می شود!

 

عملیات طوفان الاقصی را باید در تفاوت درک رهبران جمهوری اسلامی ایران از خطر فزاینده اسرائیل جست‌وجو کرد و اگر نبود عملیات طوفان الاقصی، عادی سازی اعراب و اسرائیل سقط جنین نمی‌شد. نتیجه صلح اعراب و اسرائیل به اجرای کریدور اسرائیلی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی "Indian_Arab_Med Corridor" می انجامید؛ «بخوانید کریدور دور زدن ِجمهوری اسلامی ایران.» این کریدور ازامتداد هندوستان شروع و با عبور از حاشیه کشورهای عربی و نهایتا به بنادر اسرائیل وصل می‌شد و عملا کریدور فعلی اقتصادی ایران با کشورهای منطقه و با جهان را تحت تاثیر شکننده خود قرار می‌داد وموقعیت های همه جانبه جمهوری اسلامی را در مضیقه خطر و تنگنای راهبردی قرار می‌داد. این سرآغاز عادی سازی با اعراب و منطقه گشایی اسرائیل بود که می توانست آرزوی نیل تا فرات صهیون ها را برآورده کند و با هدف گیری چندمنظوره امنیت ملی، اقتصادی، سیاسی، تمامیت ارضی و موجودیت جمهوری اسلامی ایران را با خطر جدی مواجه ‌کند.

 

نتیجه سخن این که مبارزه جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل که متاسفانه برخی از جریان ها در افکار عمومی به غلط و از روی غرض آن را به دفاع ازهویت عربی تقلیل داده اند، باید گفت این دفاع نه تنها دفاع از هویت عربی نیست بلکه صرفاً ایدئولوژی محور نیز نیست، هرچند حرمت قدس شریف عامل محرک زای اصلی‌ست و اگر قدس همچنان توسط صهیونها قدس زدایی معنوی بشود و جای آن رامعابد یهود بگیرد، نه از آرمان قدس نشانی خواهد ماند و نه از دولت‌های عرب و نه از حیات حامیان واقعی قدس همچون جبهه مقاومت!

 

مبارزه جمهوری اسلامی با اسرائیل مناقشه برای موجودیت وحیات و ممات است، چه این که جنگ حزب الله، فلسطین و جبهه مقاومت با اسرائیل را حیثیتی و تنازع برای بقای طرفین می‌دانم. در هدف گیری این جنگ، موقعیت خطر برای جمهوری اسلامی ایران نه در میانه است و نه در قاعده بلکه در توجه به راس و در راس توجه اسرائیل – آمریکا قرار دارد. از همین رو اگر اسرائیل به فوریت در پشت مرزهای لبنان متوقف نشود و فرصت و توان شبیه سازی ویرانی غزه در بیروت و دمشق را داشته باشد که به نظر می رسد در آغازینِ راه است، گام های بعدی، بعد از عبور عراق می تواند متوجه ایران باشد. بنابراین جمهوری اسلامی باید در افق های غایت و با حفظ و تقویت سنگرها و بازوانش در غزه، لبنان، سوریه و پهنای جبهه مقاومت در پی افزایش ضریب امنیت همه جانبه خود باشد و با تداوم راهبری خود مراتب آزادی قدس و دفع شر اسرائیل از سر ملت های منطقه، ایران و فلسطین را فراهم کند.

لینک منبع:  

 

http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/2029464/

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

تحلیلی بر مقاله فرید ذکریا در واشنگتن پست/ شکست آمریکا در برابر ایران قدرتمند

فرید ذکریا از یک واقعیت مطلق در حوزه سیاست خارجی آمریکا پرده برداشته است: فقدان راهبرد در قبال ایران. به عبارتی گویاتر، فشار حداکثری و مهار حداکثری ایران حتی بر اساس منطق رئالیستی در سیاست خارجی آمریکا نیز قابل توجیه نیست.

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ فخرالدین اسدی

مهار حداکثری ایران، گزاره ایست که دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا به صورت مستمر بر روی آن تاکید داشته و آن را به مثابه یک استراتژی کلان در حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی خود قلمداد می کنند. البته این گزاره در ابتدا، "مهار همه جانبه ایران"بود که به دلیل ناتوانی واشنگتن و شبکه متحدانش در مواجهه با تهران، تبدیل به راهبرد مهار حداکثری شده است. به عبارت بهتر، آمریکا ناچار شده (علی رغم میل و اراده، راهبردها و ثوابت سیاست خارجی خود) از تقابل مطلق با تهران فاصله بگیرد.

 

جمله معنادار فرید ذکریا

 

اخیرا فرید ذکریا، تحلیلگر و مجری سرشناس آمریکایی با انتشار مقاله ای در واشنگتن پست، با اشاره به افزایش تنش‌ها در منطقه (غرب آسیا) می نویسد:

 

"واقعیت جدید و خطرناکی که منطقه با آن روبرو شده است، بیش از هر نتیجه‌ای، ریشه در فروپاشی سیاست آمریکا در قبال ایران دارد. ایران به فشارهای خارجی از طریق نزدیک‌کردن روابط با جنبش‌هایی مانند حزب‌الله در لبنان، حماس در غزه، انصارالله در یمن و «گروه‌های مسلح» در عراق و سوریه پاسخ داده است. در یک دهه اخیر، رویکرد واشنگتن در قبال ایران مخالفت سرسختانه و فشار بوده نه یک راهبرد ."

 

فرید ذکریا از یک واقعیت مطلق در حوزه سیاست خارجی آمریکا برداشته است: فقدان راهبرد در قبال ایران. به عبارتی گویاتر، فشار حداکثری و مهار حداکثری ایران حتی بر اساس منطق رئالیستی در سیاست خارجی آمریکا نیز قابل توجیه نیست. زبگنیو برژینسکی مشاور امنیت ملی آمریکا در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر قبل از مرگ خود، چندین بار به مقامات کاخ سفید ، اعم از دموکرات و جمهوریخواه، در خصوص عواقب و تبعات به کارگیری روشها و استراتژی های نادرست در قبال ایران هشدار داد. این هشدارهای از سوی استراتژیستی خطاب به دو حزب سنتی آمریکا مخابره شد که سابقه صدور دستور حمله به ایران با هدف آزادی دیپلماتهای آمریکایی در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی را در کارنامه خود داشت! برژینسکی بر اساس سنجش نسبت هزینه -فایده در حوزه سیاست خارجی آمریکا، به این نتیجه رسیده بود که واشنگتن چاره ای جز به رسمیت شناختن "ایران قدرتمند" ندارد و در صورت به کارگیری روشهای دیگر، ناچار به پرداخت هزینه های کلان و جبران ناپذیر خواهد شد.

 

تکرار هشدار برژینسکی توسط ذکریا

 

اکنون فرید ذکریا، هشدار برژینسکی را با ادبیاتی دیگر و البته در سال 2024 میلادی تکرار کرده است. مهار حداکثری ایران را می توان به جای راهبرد، به یک ادعا یا همان گزاره در حوزه سیاست خارجی آمریکا تشبیه کرد که مصادیق آن با مبانی و مفاهیم طراحی شده در بطن آن تفاوتی عمیق و فاحش دارد.

 

ترامپ خروجی سیاست خارجی خود در تقابل با ایران را در شکست فشار حداکثری مشاهده کرد.جوبایدن نیز نهایت اقدامات ممکن را در راستای بازتعریف داعش ، بازآفرینی بحرانهای مزمن امنیتی در غرب آسیا، مهار پیرامونی -منطقه ای ایران و ....صورت داد اما در مواجهه با ایران به بن بست رسید. جنس این بن بست نه تاکتیکی و نه رفتاری است! آمریکا با بن بستی راهبردی در حوزه سیاست خارجی خود در تقابل با تهران مواجه شده که تنها راه خروج آن ، همان نسخه برژینسکی است: پذیرش قدرت ذاتی و اکتسابی ایران.

 

ایران قدرتمند در یک نگاه

 

دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا، در رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر از توافق با ایران ( لزوم مذاکره با تهران ) سخت می گوید! فارغ از اینکه در ماورای رفتار پارادوکسیکال سالهای مقامات آمریکایی چه رویکرد و هدفی نهفته است، در این جا کلید واژه ای وجود دارد که نمی توان در تحلیل مناسبات 45 ساله اخیر ایران و آمریکا از کنار آن گذشت:" ایران قدرتمند»

 

«ایران قدرتمند» نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه خروجی و محصول یک محاسبه رئالیستی تمام عیار از سوی اکثر استراتژیست‌های آمریکایی محسوب می شود. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که پارادوکس رفتاری کارتر، ریگان، بوش پدر، کلینتون، بوش پسر، اوباما ، ترامپ ، بایدن و دیگر مقامات آمریکایی در قبال ایران،معلول سردرگمی آنها در مواجهه با «ایران قدرتمند» می باشد. به عبارت بهتر، مقامات آمریکایی از یک سو بر تقابل مطلق با جمهوری اسلامی ایران اصرار وریزده و از سوی دیگر، نسبت به عواقب و تبعات این مواجهه به شدت نگران است بازخوانی دقیق جمله برژینسکی در خصوص ایران قدرتمند، می تواند در درک این مفهوم و مصادیق آن مفید باشد:

 

«ایران همواره در این منطقه وجود خواهد داشت و چه خوش‌مان بیاید، چه نیاید در منطقه مهم خواهد بود. این به نفع ماست که در درجه اول از هرگونه درگیری اجتناب ورزیم؛ زیرا درگیری ایران و آمریکا چه تعمدی باشد، چه تصادفی، آمریکا را درگیر کشمکشی می‌کند که هم ایران و هم عراق را در بر می‌گیرد. من نمی‌خواهم آمریکا خواهان نزاع با ایران باشد؛ چرا که به نظر من آمریکا بدون جنگ با ایران حال و روز بهتری خواهد داشت. »

 

عواقب بازی خطرناک آمریکا

 

هم اکنون در سال 2024 میلادی به سر می بریم. بدون شک تعلل آمریکایی ها در شناسایی و تسلیم در برابر مفهوم «ایران قدرتمند» هزینه های راهبردی سختی را متوجه ایالات متحده آمریکا در منطقه و نظام بین الملل ساخته و در آینده نیز خواهد ساخت. بی دلیل نیست که حتی برخی از جمهوری‌خواهان سنتی نسبت به تقابل ترامپ با تهران هشدار داده و خروج وی از توافق هسته ای را به صلاح نمی دانند. «ایران قدرتمند» همان بازیگری است که نقشه های شوم ایالات متحده آمریکا در منطقه غرب آسیا را بر هم زده و شکستهای تاکتیکی واشنگتن در نظام بین الملل را به شکست استراتژیک تبدیل کرده است.ایران قدرتمند، همان بازیگری است که مانع از پیشبرد طرح «خاورمیانه جدید» از سوی دولت‌های قبلی و فعلی آمریکا شد. هم اکنون مفهوم «ایران قدرتمند» بیش از هر زمان دیگری برای مقامات آمریکایی قابل درک است! با این حال عناد دولتمردان آمریکایی در درک این مفهوم عمیق و عینی، مترادف با پشیمانی سختی خواهد بود که در آینده ای نزدیک انتظار کاخ سفید( فارغ از اینکه چه کسی در مسند قدرت نشسته باشد) و سیاستمداران داخل آن را می کشد! پارادوکس رفتاری مقامات آمریکایی در قبال ایران، بیش از آنکه ناشی از یک بازی هدایت شده در آن سوی آتلانتیک باشد، معلول سردرگمی راهبردی آنها در قبال قدرت ایران و نحوه مواجهه با کشورمان است. این سردرگمی راهبردی صرفا معطوف به دوران ریاست جمهوری ترامپ و بایدن نبوده و هر یک از روسای جمهور و دولتهای آمریکایی آن را تجربه می کنند.

منبع: سایت بصیرت

تاریخ انتشار : ۰۲ شهریور ۱۴۰۳ - ۱۴:۴۰  ، کد خبر : ۳۶۴۲۳۰

https://basirat.ir/fa/news/364230/

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

مقاومت و غرب آسیا

وضعیت منطقه غرب آسیا برای آمریکایی‌ها نابسامان است و این در حالی است که تا همین چند سال پیش همه‌چیز در منطقه به خواست آمریکا پیش می‌رفت.

پایگاه بصیرت / گروه بین الملل

 

ثمرات الگوی مقاومت در منطقه غرب آسیا که از ابتدای انقلاب اسلامی، حیاتی تازه یافت و به شکلی فعال رو به گسترش نهاد از حدود دو دهه قبل به شکلی آشکار نمایان شد و ورق در این منطقه برای آمریکا و رژیم‌صهیونیستی برگشت.

 

آمریکایی‌ها و رژیم جعلی صهیونیستی تا پیش از این هرچه می‌خواستند در منطقه غرب آسیا انجام می‌دادند و با ایجاد افسانه‌ای از شکست‌ناپذیری برای خود و ارعاب کشورها از حمله نظامی به کشورهای منطقه و قتل و آدم‌کشی در این مناطق، هراسی نداشتند.  اما در سال‌های ابتدایی قرن جدید با دو شکست بزرگ اسرائیل مقابل حزب‌ا... لبنان و شکست‌ آمریکا در عراق که با شکست در افغانستان در سال‌های اخیر تکمیل شد،واشنگتن و تل‌آویو دریافتند که شرایط تغییر کرده و دیگر قادر نیستند همچون گذشته، برنامه‌های خود را در غرب آسیا پیش ببرند.

تغییر شرایط به نفع مقاومت

تا پیش از این نظم منطقه، مطابق میل آمریکایی‌ها تنظیم شده بود اما شکست‌های اسرائیل در مقابل حزب‌ا... لبنان که با وجود حمایت همه‌جانبه غرب از تل‌آویو اتفاق افتاد شرایط جدیدی را ترسیم کرد و نشان داد که آمریکا دیگر تنها تعیین‌کننده مناسبات منطقه نیست تا جایی که امروز می‌توان ادعا کرد هیچ رویدادی در غرب آسیا بدون در‌نظر گرفتن خواسته‌های شبکه مقاومت رخ نمی‌دهد.

 

البته آمریکایی‌ها برای جلوگیری از این روند بیکار نبودند و هر‌چه در توان داشتند به کار بستند اما هیچ‌یک از برنامه‌های آنها کارساز نبوده است. یکی از آخرین برنامه‌های آمریکا که با محوریت رژیم‌صهیونیستی در جریان بود و از دوره ترامپ آغاز شد، برنامه‌ای به‌عنوان «پیمان ابراهیم» و برنامه عادی‌سازی روابط کشورهای منطقه با رژیم‌صهیونیستی است که پیامدهای غیرقابل‌جبرانی برای منطقه داشت. توافق‌های مربوط به صلح ابراهیم، شکاف عظیمی در میان امت اسلام و کشورهای اسلامی ایجاد کرده که تا‌کنون نظیر نداشته است. امارات و بحرین در ۱۵‌سپتامبر ۲۰۲۰ (۲۵ شهریور ۱۳۹۲) با واسطه‌گری دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری وقت آمریکا توافق‌نامه موسوم به ابراهیم را برای عادی‌سازی روابط با رژیم‌صهیونیستی امضا کردند. سودان نیز که تحت فشار آمریکا قرار گرفته بود در ششم ژانویه ۲۰۲۱ (۱۷ دی ۱۳۹۹) چنین توافقی را با رژیم‌صهیونیستی امضا و وامی به ارزش ۵/۱ میلیارد دلار از واشنگتن دریافت کرد و از فهرست کشورهای تروریستی خارج شد.

 

طوفان‌الاقصی؛ خنثی‌کننده توطئه‌های آمریکا

قرار بود این سلسله‌توافق‌ها به‌طور دومینو‌وار در سراسر جهان اسلام دنبال شود. برنامه گسترده‌ای طراحی شده بود تا مسأله فلسطین در جوامع اسلامی به حاشیه برود که با وقوع عملیات طوفان‌الاقصی این مسأله غیرممکن شد.

 

در حالی‌که قرار بود در منطقه غرب آسیا نیز فلسطین فراموش شود امروز شاهدیم در کشورهای اروپایی نیز فلسطین به رسمیت شناخته‌شده و در واقع مسأله فلسطین به دغدغه جهانی مبدل شده است. قرار بود از طریق تسلط اسرائیل بر منطقه غرب آسیا، بار دیگر با قدرت خارجی کنترل شود که با وقوع طوفان‌الاقصی این نقشه با اخلال مواجه شد. اثرات این عملیات در تثبیت قدرت شبکه مقاومت و به درازای آن افزایش قدرت امت اسلامی در مقابل قدرت‌های خارجی تا مدت‌ها قابل‌بررسی خواهد بود. سلسله‌اتفاقات غرب ‌آسیا نشان‌دهنده شروع دوران جدیدی در غرب آسیاست؛ دورانی که در آن آمریکا و نماینده آن در غرب آسیا یعنی رژیم‌صهیونیستی از قدرت مانور برخوردار نیستند و نظم منطقه با خواسته محور مقاومت و امت اسلام تنظیم می‌شود. باید گفت ظهور شبکه‌ جدیدی در منطقه موسوم به محور مقاومت به رهبری ایران، این موقعیت را برای منطقه فراهم کرد که از کنترل غیربومی خارج شود؛ کنترلی که سال‌ها از سوی قدرت‌های فرامنطقه‌ای بر غرب آسیا اعمال می‌شد. رفته‌ رفته، قدرت شبکه‌ مقاومت افزایش یافت، به‌طوری‌که امروزه می‌توان به صراحت ادعا کرد هیچ رویدادی در غرب آسیا بدون در‌نظر‌گرفتن خواسته‌های شبکه مقاومت رخ نمی‌دهد.

 

سربازان آمریکایی

چنین شرایطی در منطقه غرب آسیا باعث شده، آمریکایی‌ها که زمانی قدرت قاهره در غرب آسیا بودند اکنون به اهدافی برای محور مقاومت تبدیل شوند و با وجود هزینه‌های هنگفت برای حفاظت از نیروها و پایگاه‌های خود، هر چند وقت یک‌بار شاهد خسارات و تلفات در منطقه باشند؛ موضوعی که نتیجه سیاست‌های اشتباه دولت‌های مختلف در آمریکا و همدستی با جنایات اسرائیل در منطقه است. همین مسأله انتقادهای زیادی را در آمریکا به دنبال داشته است.

 

 هریس هومان، سرگرد سابق ارتش آمریکا که به‌شدت از حمایت‌های کشورش از نتانیاهو ناراضی است در این‌باره می‌گوید: "این سربازان آمریکایی هستند که همچنان در این جنگ‌ها کشته و مجروح خواهند شد. می‌توان گفت آنها در دفاع از رژیم‌صهیونیستی جنگیدند و کشته شدند. شجاع‌ترین آمریکایی‌ها قربانی هوی‌و هوس یک سیاستمدار خارجی خواهند شد، زیرا رهبران آمریکایی، شجاعت ایستادگی در برابر او را نداشتند.» چنانچه او می‌گوید وضعیت منطقه غرب آسیا برای آمریکایی‌ها نابسامان است و این در حالی است که تا همین چند سال پیش همه‌چیز در منطقه به خواست آمریکا پیش می‌رفت.

منبع: سایت بصیرت

تاریخ انتشار : ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ - ۱۳:۱۳  ، کد خبر : ۳۶۴۶۹۱

 

https://basirat.ir/fa/news/364691/

 

  • اکبر فیجانی

قتل عام فلسطینیان در کرانه باختری توسط رژیم سفاک صهیونیستی

اکبر فیجانی | يكشنبه, ۱۱ شهریور ۱۴۰۳، ۰۸:۴۶ ق.ظ

 

بنام خدا

 

قتل عام فلسطینیان در کرانه باختری توسط رژیم سفاک صهیونیستی

 

رژیم صهیونیستی از چهار روز پیش عملیاتی نظامی را در مناطق شمالی کرانه باختری رود اردن، از جمله دو اردوگاه جنین و طولکرم، آغاز کرده است. در سایه سکوت اکثر سران کشورهای منطقه و اطمینان از حمایت آمریکا و انگلیس، ارتش اسرائیل با پشتیبانی تانک های مرکاوا وارد کوچه‌های این مناطق شده و با تکرار جنایات در غزه به قتل عام فلسطینیان در کرانه باختری مشغول است.

این جنایات ارتش اسرائیل در راستای اهداف از پیش تعیین شده و تکمیل طرح گسترش اشغال و تشکیل حکومت صهیونیستی در تمام مناطق فلسطین با قتل عام یا آواره کردن تمام فلسطینیان می باشد و بیانگر این واقعیت است که رژیم اشغاگر قدس هرگز به اجرای طرح دو دولتی و تشکیل کشور مستقل فلسطینی رضایت نخواهد داد. همچنین ادامه جنایات مبین این واقعیت است که دولت آمریکا عملا و در خفا جنایات صهیونیست ها را تائید و حتی هدایت می کند، گرچه در ظاهر با بعضی اقدامات ابراز مخالفت می کند.

 

  • اکبر فیجانی

احتمال حمله نظامی مستقیم اسرائیل و حامیانش به ایران بسیار کم است

اکبر فیجانی | يكشنبه, ۴ شهریور ۱۴۰۳، ۰۱:۲۲ ب.ظ

 

 

بنام خدا

 

احتمال حمله نظامی مستقیم اسرائیل و حامیانش به ایران بسیار کم است. تهدیدات صرفا جنبه تبلیغاتی دارد.

 

جنایات ارتش اسرائیل در غزه و حوادث مرتبط با آن در منطقه باعث ویرانی گسترده، قتل عام دهها هزار نفر، آسیب جسمی و روانی صدها هزار نفر یا آوارگی نزدیک به دو میلیون فلسطینی شده است. از طرف دیگر، واکنش گروه های مقاومت به وحشیگری های رژیم صهیونیستی، بویژه تشدید درگیری بین اسرائیل و حزب الله لبنان، باعث افزایش نگرانی در باره گسترش تنش و آغاز جنگ تمام عیار بین محور مقاومت و اسرائیل و حامیانش شده است. ازاینرو عده ای نگران حمله نظامی اسرائیل و بدنبال آن آمریکا و همپیمانانش به ایران هستند.

 

گرچه احتمال از کنترل خارج شدن جنگ جاری بین محور مقاومت و  نظام سلطه دور از ذهن نیست، و دشمنان با هدف تضعیف کشورمان از سالها قبل یک جنگ ترکیبی علیه ما آغاز کرده اند، و با ایجاد و تشدید تنش و اختلافات محلی، قومیتی، و مذهبی در صدد تجزیه و تضعیف دیگر کشورهای خاورمیانه بوده اند، اما آنها کاملا از پیامد های خطرناک حمله نظامی مستقیم به ایران و گسترش جنگ غزه و آغاز یک جنگ تمام عیار با محور مقاومت آگاه هستند.

 

شواهد و تحلیل های کارشناسان بین المللی، اعم از کارشناسان صهیونیستی، غربی و سایر تحلیلگران در سطح جهان نشان می دهد، با اینکه احتمال هرگونه اقدام جنون آمیز از جانب رژیم جنایتکار صهیونیستی وجود دارد، اسرائیل توان گسترش تنش و جنگ همزمان با ایران و سایر عناصر محور مقاومت را ندارد و حامیان این رژیم جعلی نیز چنین جنگی را در تضاد با منافعشان می دانند و قطعا خواهان آن نیستند. آمریکا و متحدانش صرفا خواستار ادامه جنگی محدود و درگیری های قومی مذهبی در منطقه هستند تا در سایه آن آسان تر به اهداف نامشروعشان دست یابند.

 

بدیهی است که تهدیدات مقامات اسرائیلی و بعضی از مقامات کشورهای حامی رژیم صهیونیستی صرفا جنبه تبلیغاتی دارد و بیشتر با هدف افزایش روحیه نظامیان و مردم اسرائیل و از طرف دیگر تضعیف روحیه و توان جبهه مقاومت انجام می شود.

 

علاوه برآن، ایران به هیچ وجه به دنبال افزایش تنش و گسترش جنگ نیست و متحدان قدرتمند ایران یعنی روسیه و چین نیز با گسترش جنگ مخالفند. و شواهدی مبنی بر اینکه دیگر کشور های منطقه خواهان جنگ گسترده باشند نیز وجود ندارد.

 

 به طور خلاصه جنگی گسترده که منطقه را به آتش بکشد با منافع طرف های درگیر و سایر بازیگران منافات دارد و تا حد امکان از آن جلوگیری خواهند کرد.

 

بنابراین ضرورت دارد که مردم تحت تاثیر تبلیغات رسانه ها مرعوب تهدیدات توخالی دشمنان نشوند و با اظهار نظر غیر کارشناسانه باعث نگرانی و وحشت دیگران و احیانا اقدام خلاف منافع ملی نگردند.

 

اکبر فیجانی

چهارم شهریور  1403

 

برای اطلاعات بیشتر به منابع زیر مراجعه کنید:

 

۴ عامل وحشت اسرائیل از جهنم جنگ چندجبهه‌ای با محورمقاومت

۰۳ شهریور ۱۴۰۳ - ۱۲:۲۱ اخبار بین الملل اخبار آسیای غربی

 

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1403/06/03/3147250/4-

 

 

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

 

خلاصه بحران راهبردی و آینده تاریک اسرائیل در ۱۷ نکته

۱۳ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۰:۵۵ اخبار بین الملل اخبار آسیای غربی

یک مقام سابق امنیتی رژیم صهیونیستی با تأکید بر اینکه ایران در موقعیت بسیار خوبی قرار دارد و قدرت این کشور و متحدان آن بسیار بیشتر از اسرائیل است، به ۱۷ نکته که بیانگر بحران عمیق این رژیم است اشاره کرد و درباره عواقب جنگ منطقه‌ای برای آن هشدار داد.

 

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1403/05/13/3133044/

 

 

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

 

 

رونمایی حزب‌الله از سکوی پرتاب موشک زیر زمینی

۲۶ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۲:۳۰ اخبار بین الملل اخبار آسیای غربی

 

          https://www.tasnimnews.com/fa/news/1403/05/26/3142647/

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

Despite Washington’s confidence, US war with Iran would be disastrous

by Jordan Cohen, opinion contributor - 12/03/23 4:00 PM ET

https://thehill.com/opinion/congress-blog/4339670-despite-washingtons-confidence-us-war-with-iran-would-be-disastrous/

Jordan Cohen is a policy analyst in Defense and Foreign Policy at the Cato Institute and holds a PhD in political science from George Mason University.

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

Iran and Israel: everything short of war

Both sides have powerful militaries, but differences in their respective structures and strategic objectives impose limits on escalation.

Authors:  John Raine, Fabian Hinz, Nick Childs, and  Julia Voo

https://www.iiss.org/en/online-analysis/online-analysis/2024/05/iran-and-israel-everything-short-of-war/

John Raine is a Senior Adviser for Geopolitical Due Diligence

John Raine CMG OBE is researching current and emergent themes that cross geographic boundaries, namely the use of proxies, the use of non-kinetic force as a means of projecting power, and the potential of alternative approaches to conflict resolution. In addition, he is looking at how an understanding of these themes can help governments, armed forces and multinational businesses to mitigate risk.

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

Why bombing Iran is (still) a bad idea

By Bruce Riedel and Annelle R. Sheline

December 14, 2021

https://www.brookings.edu/people/bruce-riedel/

Bruce Riedel is a senior expert on the Middle East

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

Don’t Attack Iran

Those who advocate strikes against nuclear sites are underestimating the risks and overestimating the benefit.

By Charles V. Peña

senior fellow, Defense Priorities

December 22, 2021

https://www.defenseone.com/ideas/2021/12/dont-attack-iran/360061/

Charles V. Peña is a senior fellow with Defense Priorities. He has more than 25 years of experience as a policy and program analyst and senior manager, supporting both the Departments of Defense and Homeland Security. Peña is the former director of defense policy studies at the Cato Institute and author of Winning the Un—War: A New Strategy for the War on Terrorism.

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

Column: Twenty reasons not to attack Iran

By Hossein Mousavian

August 24, 201212:51 AM GMT+4:30Updated 12 years ago

https://www.reuters.com/article/world/china/column-twenty-reasons-not-to-attack-iran-idUSBRE87M10M/

Hossein Mousavian is a research scholar at Princeton University's Woodrow Wilson School of Public and International Affairs. From 1997 to 2005, he was the head of the Foreign Relations Committee of Iran's National Security Council; from 2003 to 2005, he served as spokesman for Iran in its nuclear negotiations with the European Union.

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

Why Russia Doesn’t Want War Between Israel and Iran

While Russia would prefer the West distracted from Ukraine, a direct Israel-Iran conflict would expose its vulnerabilities in the Middle East.

by Michelle Grisé

April 11, 2024  Topic: Security  Region: Middle East 

https://nationalinterest.org/feature/why-russia-doesn%E2%80%99t-want-war-between-israel-and-iran-210522

Michelle Grisé is a senior policy researcher at RAND, a nonprofit, nonpartisan research institute. Her research focuses on Iran, South Asia, Russian foreign policy and military strategy, and international law.

 

  • اکبر فیجانی

2-war and peace: selected articles

اکبر فیجانی | شنبه, ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ۰۷:۰۷ ق.ظ

 

 

 

توجه: مقالات زیر و مقالات معرفی شده در پست 41 در همین وبلاگ اطلاعات مفید و اغلب مستند در رابطه با جنگ و صلح ارائه می دهند. 

 

Note: I strongly recommend reading the following articles as well as those on post 41 in this weblog in relation to war and peace.

 

America’s Perpetual War: Six Questions

Who are the Beneficiaries of American wars?

By Prof. Joseph H. Chung

Global Research, August 14, 2024

Region: USA

Theme: Global Economy, History, Intelligence, Media Disinformation, Militarization and WMD, Poverty & Social, Inequality, US NATO War Agenda

 

https://www.globalresearch.ca/americas-perpetual-war-six-questions/5822008?pdf=5822008

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

The U.S. Has Killed More Than 20 Million People in 37 “Victim Nations” Since World War II

By James A. Lucas

Global Research, August 17, 2024

Popular Resistance and Global Research 27 November 2015

Region: USA

Theme: Crimes against Humanity

https://www.globalresearch.ca/us-has-killed-more-than-20-million-people-in-37-victim-nations-since-world-war-ii/5492051

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

Power and Primacy: A History of Western Intervention in the Asia-Pacific

A Book Review

By Prof. Joseph H. Chung

Global Research, February 24, 2023

Region: Asia, Oceania, USA

Theme: History

https://www.globalresearch.ca/power-primacy-history-western-intervention-asia-pacific/5809782

 

 

توجه: برای مشاهده لیستی طولانی از مقالات برگزیده در باره ریشه های جنگ از طریق لینک زیر به پست 41 در همین وبلاگ مراجعه کنید.

 

Note:

You can access a longer list of selected articles on roots of war on post 41 in this weblog using the following link:  

https://blog.ir/panel/akbarfijani/post_edit/41

 

 

  • اکبر فیجانی

گزیده مقالات در باره فلسطین و اسرائیل-شماره 2

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۳۷ ق.ظ

 

 

 

نقش انگلیس و آمریکا در شکل‌گیری رژیم غاصب اسرائیل

مرکز بررسی اسناد تاریخی

تاریخ انتشار: 10 آبان 1402

https://historydocuments.ir/?page=post&id=1403

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

همواره رنج «دیگری» اهمیت ناچیزی دارد

از نازیسم هایدگری تا صهیونیسم هابرماسی

 ۲۸ مرداد ۱۴۰۳ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۲۷۷۴۵ اخبار اصلی اروپا خاورمیانه

حمید دباشی می نویسد: برای اوباشان جنگی ‌ایالات‌متحده، اروپا، استرالیا و کانادا که تماما حامیان اسراییل هستند، ما مردمان ‌بی‌پناه ‌جهان، درست مانند فلسطینیان، به‌‌ حساب ‌نمی‌آییم ‌و به‌رسمیت شناخته ‌نمی‌شویم.

از نازیسم هایدگری تا صهیونیسم هابرماسی

نویسنده: حمید دباشی, استاد دانشگاه کلمبیا

منبع:

http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/2027745/

 

منبع اصلی:

 

https://www.middleeasteye.net/opinion/war-gaza-european-philosophy-ethically-bankrupt-exposed

 

Thanks to Gaza, European philosophy has been exposed as ethically bankrupt

Hamid Dabashi

18 January 2024 09:17 GMT | Last update: 7 months 4 days ago

From Heidegger's Nazism to Habermas's Zionism, the suffering of the 'Other' is of little consequence

 

 

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/2027690/

 

معضل صهیونیستی

آیا مشکل واقعا بنیامین نتانیاهو است؟

 ۲۴ مرداد ۱۴۰۳ | ۱۶:۰۰ کد : ۲۰۲۷۶۹۰ اخبار اصلی خاورمیانه

نویسنده خبر: علی مفتح

بخشی از مقاله:

دیپلماسی ایرانی: مدت هاست که در برخی از تحلیل ها در عرصه بین المللی شاهد عرضه واقعیت به شکلی هستیم که گویی جامعه صهیونیستی با جنگ مخالف است و بنیامین نتانیاهو بخاطر اجتناب از دادگاه و دستگیری به دنبال کشتار فلسطینیان است. این تحلیل اولا در صورتی می تواند درست باشد که شاهد تغییر در سیاست های اشغالگرانه رژیم صهیونیستی در طول ۷۶ سال تا به امروز بوده باشیم. بعلاوه، تنها در صورتی می توان تحلیل هایی که بر روی بنیامین نتانیاهو تمرکز می کنند را قبول کرد که جامعه صهیونیستی، به شهادت آمار، مخالفت خود را حداقل با نسل کشی اخیر (و در شرایط مطلوب با نسل کشی، اشغالگری و ترور به عنوان سیاست صهیونیستی) که به یک سالگی خود نزدیک می شود اعلام کند.

 

هدف این مقاله یادآوری این نکته است که ترسیم واقعیت با تاکید بر روی نقش بنیامین نتانیاهو به عنوان نقش بد داستان یا از روی بی توجهی و یا از روی عدم آگاهی صورت می گیرد. احتمال سومی هم به ویژه در میان بسیاری از کارشناسان و رسانه های غربی وجود دارد و آن تلاش برای تطهیر رژیم صهیونیستی در آینده و پس از پایان این دوره از نسل کشی است.

 

نظر اینجانب:

 

این مقاله تحلیلی عالی بر تبلیغات و تحلیل های مربوط به سیاست و ماهیت رژیم صهیونیستی می باشد و به درستی تاکید می کند که سبعیت و بی رحمی منحصر به نتانیاهو یا چند مقام دیگر اسرائیلی نمی شود، بلکه جنایت و نسل کشی و خصومت با ایران و مسلمانان، ویژگی ذاتی و سیاست ثابت صهیونیست ها می باشد.

آقای مفتح در باره هدف پنهانی یا نادرست تبلیغات و تحلیل هایی که با تخریب ظاهری نتانیاهو و معرفی او به عنوان عامل و مقصر اصلی جنایات و نسل کشی در غزه در صدد تطهیر جامعه صهیونیستی می باشند، هشدار داده و بسیار خوب روشنگری می کند.

 

 

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1403/05/13/3133044/

 

خلاصه بحران راهبردی و آینده تاریک اسرائیل در ۱۷ نکته

۱۳ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۰:۵۵ اخبار بین الملل اخبار آسیای غربی

یک مقام سابق امنیتی رژیم صهیونیستی با تأکید بر اینکه ایران در موقعیت بسیار خوبی قرار دارد و قدرت این کشور و متحدان آن بسیار بیشتر از اسرائیل است، به ۱۷ نکته که بیانگر بحران عمیق این رژیم است اشاره کرد و درباره عواقب جنگ منطقه‌ای برای آن هشدار داد.

 

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

 

 

https://www.globalresearch.ca/hamas-won-hezbollah-won/5864848?pdf=5864848

 

Has Hamas Won? Has Hezbollah Won? “The Campaign to Vanquish Iran”

Speaking from Tehran, Prof. Mohammad Marandi Explains the Position of the Iranian Government as It Prepares to Exact Punishment on Israel for Its Assaults on the Islamic Republic

By Prof. Anthony J. Hall

Global Research, August 11, 2024

Region: Middle East & North Africa

Theme: Intelligence, US NATO War Agenda

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.globalresearch.ca/zionist-project-over-applied-zionism-demonstrates-its-radical-extremism/5840124

 

Is the Zionist Project Over? Applied Zionism Demonstrates Its Radical Extremism

By Prof. Anthony J. Hall Global Research, November 15, 2023

Region: Europe, Middle East & North Africa Theme: Intelligence In-depth Report: PALESTINE

 

 

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

https://www.globalresearch.ca/growing-menace-zionism-christian-zionism/5838552?pdf=5838552

 

The Growing Menace of Zionism and Christian

Zionism

It's Time to Face the Reality

By Prof. Anthony J. Hall

Global Research, November 03, 2023

Region: Europe, Middle East & North Africa

Theme: History, Law and Justice

In-depth Report: PALESTINE

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.presstv.ir/Detail/2024/08/01/730496/assassination-hamas-leader-ismail-haniyeh-act-zionist-terrorism

 

By Iqbal Jassat

 

If terrorism is to be defined as accurately and precisely as possible, look no further than the horrific conduct of the rogue, genocidal, settler-colonial Israeli regime.

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.globalresearch.ca/israeli-war-crimes-surgical-strikes-against-palestinian-children/5312787

History of Israeli War Crimes, “The Killing of Children has been Persistent”: “Surgical Strikes” against Palestinian Children in 2008-2009. Felicity Arbuthnot

The “International Community” Also Lies Buried

By Felicity Arbuthnot

Global Research, August 08, 2024

Global Research 24 November 2012

Region: Middle East & North Africa

Theme: Crimes against Humanity

In-depth Report: PALESTINE

 

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.aljazeera.com/news/longform/2024/11/20/an-a-z-of-the-children-israel-killed-in-gaza

A to Z of children Israel killed in Gaza

By Mohammed Haddad and Alia Chughtai

Published On 20 Nov 2024

20 Nov 2024

The Gaza Strip is a graveyard for thousands of children, the United Nations has said.

 

Since October 7, 2023, Israel has killed at least 17,400 children in Gaza, according to Palestinian officials.

 

That is one child killed every 30 minutes.

 

Thousands more are missing under the rubble, most of them presumed dead.

 

The surviving children, many of whom have endured the traumatic impact of multiple wars, have spent their lives under the shadow of an Israeli blockade, influencing every aspect of their existence from birth.

 

Among the documented children killed, there are at least:

 

710 babies below the age of one

1,793 toddlers (1-3 years old)

1,205 preschoolers (4-5 years old)

4,205 primary school children (6-12 years old)

3,442 high school children (13-17 years old)

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

 

 

نقش انگلیس و آمریکا در شکل‌گیری رژیم غاصب اسرائیل

 

چکیده:

 

مطالعه و بررسی تاریخ تحولات و روابط بین‌المللی بالاخص در منطقه خاورمیانه، به طور مشخص بیانگر کارکرد وسیع دولت‌های استکباری در این ناحیه است. زخم دیرین اشغال فلسطین گواه صادقی بر این مدعاست که استعمارگران منافع خود را در نا آرامی این منطقه مهم و استراتژیک می‌دانند و حمایت از دولت جعلی اسرائیل بهره وافر کارترهای بزرگ جهانی را به همراه داشته است و نا امنی در این حوزه بسیار برای آنها سود آور بوده و رژیم غاصب اسرائیل مدار این توطئه‌ها و نقطه ثقل این منافع است. آشنائی با چگونگی شروع این نقشه زیرکانه ولی به غایت ظالمانه هدفی است که مقاله نسبتا مختصر زیر در صدد آن است.

 

******

 

 

 

مختصری از تاریخ اشغال فلسطین و نقش انگلیس و آمریکا

 

پس از انقلاب صنعتی، چهرۀ اروپا  به سرعت دگرگون ‌شد و اروپاییان در رشته‌های مختلف علوم و فنون بر مسلمین پیشی گرفتند. در این زمان شرق به خواب طولانی فرو رفته بود ولی اروپا با پیدایش صنایع و تولید انبوه و اشباع بازار داخلی خود نیاز به بازار خارجی برای صدور مازاد تولید و نیز تهیه مواد خام پیدا کرده بود و دوران استعماری و دست‌اندازی به سرزمین‌های دیگر را آغاز نموده بود.

 

اواخر قرن نوزدهم شورش‌هایی در فلسطین برپا شد و انگلستان که در این سال‌ها مدافع عثمانی بود، ناگهان تغییر روش داد و در برابر عثمانی قرار گرفت و از شورشیان حمایت کرد. زیرا در این زمان هندوستان مهمترین مستعمره انگلیس و منبع قدرت و ثروت آن بود و برای حفظ هندوستان ناگزیر از تسلط بر ممالک آسیا و جلوگیری از خطر تهاجم روسیه و فرانسه (دو رقیب مقتدر اروپایی) به هند بود و باید بر کانال سوئز که دست عثمانی بود مسلط می‌شد. دولت انگلیس اعراب را در شورش علیه ترک‌های عثمانی تحریک می‌کرد. از جمله «حسین، امیر مکه» را که نماینده عثمانی در حجاز و مردی جاه‌طلب بود تحریک کرد که با حمایت انگلیس از عثمانی، جدا شود.

 

در 1916 (1334ه‌‌ ق) قرارداد «سایکس-پیکو» و «سازونوف» میان روسیه، فرانسه و بریتانیا، سه قدرت اصلی اروپا به امضا رسید که سرزمین‌های تجزیه شده از عثمانی را میان خویش تقسیم کنند اما انگلستان که چندی بعد آن پیمان را مغایر با سلطه خود بر کانال سوئز دید در 1917 (1335ه‌ ق) با استفاده از ضعف روسیه و انقلابی که در آن کشور به وقوع پیوست، از پیمان سرباز زد و فلسطین را تحت قیمومیت خویش درآورد. این اقدامات در شرایطی رخ داد که تقویت و ترویج اندیشه ناسیونالیسم به عنوان راهی برای تجزیه و تضعیف دولت عثمانی به شدت از جانب امپراطوری انگلیس پیگیری می‌شد.

 

اندیشه ناسیونالیسم که به تدریج در بسیاری از کشورهای مسلمان جایگزین هویت اسلامی گردید به عنوان اصلی‌ترین حربه استعمار قرار گرفت و نتیجه آن رشد گرایش‌های قومی و نژادی و دامن زدن به حرکت‌های تفرقه‌انگیز و تجزیه‌طلبانه در سرزمین‌های اسلامی به ویژه قلمرو دولت عثمانی بود. در همین راستا بود که ادعای موهوم وحدت نژادی یهودیان عالم که به لحاظ واقعیت‌های تاریخی به شدت مخدوش و مردود است در انگلیس مطرح و دامن زده شد و عده‌ای از یهودیان، اندیشه ملت واحد یهود را مطرح و جهت تشکیل کشوری مستقل برای استقرار آن ملت، اقداماتی را شروع کردند که مورد تشویق و حمایت جدی دولت انگلیس قرار گرفت. این عده گرفتن کمک‌های مالی از یهودیان ثروتمند را آغاز نموده و برای پیشبرد مقاصد خود حزبی را تشکیل دادند و نام صهیون را که نام کوهی در فلسطین است (و آرامگاه حضرت داود و حضرت سلیمان و عده‌ای از انبیای بنی‌ اسرائیل در بالای آن قرار دارد) بر خود نهادند. اواخر قرن نوزدهم (1882-1898) اقداماتی توسط یهودیان ناسیونالیست برای مهاجرت و اسکان یهودیان به فلسطین انجام شد اما چون عده‌ای از روحانیون یهود از اهداف سیاسی آن و ارتباط این اقدام با برنامه‌های استعمارگران آگاه شدند و مخالفت کردند این اقدام نهضت صهیونی شکست خورد، اما در اوایل قرن بیستم با استفاده از سلطه انگلیس بر فلسطین، راه‌ حل تشکیل یک کشور یهودی را در برابر ضدیت با یهودیان جهان و آزار آنان مطرح کرد زیرا رؤیای ایجاد کشور باستانی اسرائیل آرمان صهیونیزم است.

 

انگلستان نیز در این زمان به پایگاهی برای تداوم سلطه خود در این منطقه نیاز داشت. حزب صهیونی اگرچه با مخالفت سازمان‌های یهودی دیگر با این طرح روبرو شده بود اما شاخه‌هایی در ممالک اروپایی تأسیس کرده بود و تضمین نموده بود پس از خاتمه جنگ در صورتی که دولت عثمانی متحد آلمان، شکست خورد فلسطین تبدیل به مملکت یهود گردد چون تا پیش از جنگ جهانی اول بیت‌المقدس رسماً دست عثمانی‌ها بود. کوشش صهیونیست‌ها نتیجه‌بخش بود و توانست نظر «لرد بالفور» وزیر خارجه انگلیس را جلب کند و در آمریکا هم موفق به جلب نظر رجال این کشور شد. سرانجام در نوامبر 1917 اعلامیه بالفور در مورد تصویب طرح تأسیس «کانون ملی یهود» در سرزمین فلسطین، در کابینه انگلیس منتشر شد. شریف حسین، امیر مکه خود متحد انگلیس‌ها بود، از دولت انگلیس توضیح خواست و دولت مزبور پاسخ داد که تصمیم کمک به مراجعت یهود به فلسطین منافاتی با مالکیت اعراب بر فلسیطن ندارد. در این پاسخ از تشکیل دولت اسرائیل هیچ سخنی به میان نیامده بود. اواخر جنگ، قسمتی از فلسطین توسط لشکر یهود وابسته به سازمان صهیونیستی اشغال گردید که بازتاب نامطلوبی در اعراب داشت. از قبل هم گروههای کوچک یهودی به عنوان مستعمره‌نشین در فلسطین اسکان داده شده بودند که اراضی عرب‌های محلی را می‌خریدند و مزارع یهودی ایجاد می‌کردند. در 25 آوریل 1920 متفقین و جامعه ملل، قیمومیت فلسطین را رسماً به دولت انگلیس واگذار کردند و آن را موظف نمودند که با تأسیس کانون ملی یهود، در اجرای اعلامیه بالفور کمک کند. در این زمان فقط 50 هزار یهودی در فلسطین وجود داشت اما به وسیله حکومت جدید که از سوی انگلیس به یک یهودی واگذار شده بود، باب مهاجرت یهودیان گشوده شد و جمعیت آنان فزونی گرفت که این امر شورش و مخالفت اعراب را موجب گردید. چرچیل وزیر مستعمرات انگلیس در واکنشی طی یک اعلامیه اظهار داشت که قصد ندارند سراسر خاک فلسطین را به یک کشور یهودی تبدیل کنند و مهاجرت فقط در حد تأسیس کانون ملی یهود و آن‌قدر که استطاعت اقتصادی فلسطین اجازه دهد دنبال خواهد شد.

 

سازمان‌های خودمختار تجاری، اقتصادی و اجتماعی و حتی تروریستی یهود در فلسطین به سرعت تشکیل می‌شد که ثروتمندان یهود از سراسر دنیا به آنها کمک مالی می‌کردند. در این هنگام، اعراب ناهماهنگ و دچار تفرقه بودند و جز در شعار کمک دیگری به فلسطینی‌ها نمی‌کردند. اعراب فلسطینی و مسیحیان اختلافات خویش را کنار نهاده و در برابر دشمن مشترک متحد شدند. در تابستان 1929 نخستین برخورد خونین میان اعراب فلسطینی و صهیونیست‌های مهاجر درگرفت و صهیونیست‌ها و سربازان انگلیسی با آتش گشودن به فلسطینی‌ها حدود 351 تن را شهید، عده‌ای را مجروح یا دستگیر و عده‌ای را محکوم به حبس‌ مادام‌العمر و یا اعدام کردند.

 

در اواخر دهه 1920 تا 1936 قیام مسلحانه شیخ عزالدین قسام به وقوع پیوست و او با نیروهای انگلیسی و صهیونیستی به جنگ پرداخت که سرانجام خود و یارانش به شهادت رسیده و عده‌ای دستگیر شدند. در 1937 عبدالقادر حسینی رهبری مبارزات را در دست گرفت که او نیز پس از جنگ‌های زیادی همراه با یارانش به شهادت رسید. در 1944 حسین سلامه فرماندهی جنگ با نیروهای مشترک انگلیسی و صهیونیستی را به عهده گرفت که او نیز به شهادت رسید.

 

از دهه چهل مسئله عربی شد و در رأس مسایل بین‌المللی قرار گرفت. دولت انگلیس در برابر این مبارزات و واکنش‌های سیاسی اعراب، سرانجام مهاجرت بی‌رویه یهودیان را محدود کرد اما با مخالفت سرسختانه صهیونیست‌ها و حتی اقدامات تروریستی آنها مواجه شد. در طول جنگ جهانی دوم آرامش نسبی بر فلسطین حکم‌فرما بود اما پس از این که دولت انگلیس در 14 مه 1948 (1367ه‌ ق) به قیمومیت خود خاتمه داد و قشونش را از فلسطین خارج کرد در همان روز شورای ملی یهود در تل‌آویو تشکیل شد و موجودیت دولت اسرائیل را اعلام کرد. طبق هماهنگی‌های قبلی چند ساعت بعد ترومن رئیس‌جمهور وقت آمریکا دولت جدید اسرائیل را به رسمیت شناخت و انگلیسی‌ها هم در هنگام خروج، تجهیزات خویش را در اختیار آنان گذاشتند. از آن پس دخالت‌های سازمان ملل در مورد فلسطین و پیشگیری از حملات صهیونیست‌ها به فلسطینی‌ها بی‌اثر گردید و صهیونیست‌های غاصب شروع به تصرف شهرها و روستاها و اخراج فلسطینی‌ها از خانه و کاشانه‌شان کردند و چون با مقاومت مردم فقیر و مظلوم مواجه گردیدند. جنایاتی مانند کشتار دهکده دیریاسین و کفر قاسم را در آوریل 1948 به راه انداختند که موجب گسترش وحشت فلسطینی‌های بی‌پناه گردید و آنان هم به اردن می‌گریختند. ارتش‌های عربی برای دفاع از فلسطینی‌ها وارد عمل شدند اما اسرائیلی‌ها با حمایت اروپا و آمریکا و ارسال سیل هواپیما و اسلحه به مقابله با اعراب پرداختند و در این نبرد، بیش از یک میلیون فلسطینی‌ عرب آواره شدند.

 

دولت اسرائیل به طرح‌های سازمان ملل برای تقسیم فلسطین به دو منطقه عرب و یهود که اورشلیم به هیچ یک از آنها تعلق نداشته باشد و تحت سرپرستی سازمان ملل، به صورت بین‌المللی اداره شود و ... اعتنا نمی‌کرد. از آن سو گروهها و سازمان‌های مختلف چریکی از فلسطینیان تشکیل می‌شد تا از حق طبیعی و مسلم خویش دفاع کنند. در 28 ماه مه 1964 کنگره فلسطین در شهر قدس تشکیل شد و تأسیس «سازمان آزادیبخش فلسطین» را اعلام نمود و ارتش آزادیبخش فلسطین تشکیل گردید که در نتیجه آن مبارزات شکل جدیدی به خود گرفت و از این پس هزاران شهید تقدیم آزادی فلسطین شدند. لازم به تذکر است که در این زمان جمعیت یهودیان علی‌رغم مهاجرت‌های بی‌وقفه و .... هنوز در مقایسه با اعراب و مسلمانان در اقلیت بودند. در پنجم ژوئن 1967 (1387ه‌ ق) اسرائیل با یک حمله غافل‌گیرانه به فرودگاههای کشورهای عربی مصر، سوریه و اردن وارد جنگ شد و کناره غربی رود اردن و نوار غزه در اردن، بلندیهای جولان در مرز سوریه و صحرای سینا در مصر را اشغال کرد که به جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل مشهور شد.

 

درس مستقیم شکست اعراب این بود که اسرائیل با جنگ کلاسیک رژیم‌های عربی، از بین نمی‌رود به ویژه که متکی به مدرن‌ترین سلاح‌های آمریکا و اروپاست و باید با تقویت گروههای چریکی با آن مبارزه کرد. سازمان ملل طی قطعنامه‌ای اسرائیل را ملزم به عقب‌نشینی از اراضی اشغالی نمود اما اسرائیل خودداری کرد. پس از آن شهر بیت‌المقدس را که تحت حاکمیت اردن بود و بیت‌اللحم و 27 دهکده دیگر را طبق مصوبه‌ای که دولت اسرائیل صادر کرد، ضمیمه خاک خود نمود و کوشید اقلیت 3 هزار نفری یهودی را در بیت‌المقدس به اکثریت تبدیل کند که این تعداد را به 190 هزار تن رساند. در 11 آگوست 1969 مسجدالاقصی را به آتش کشیدند و علت آن را اتصال سیم‌های برق جلوه دادند. احداث شهرک‌های یهودی‌نشین در مناطق اشغالی با سرعت انجام می‌شد و دولت اسرائیل می‌کوشید چهره اسلامی شهرهایی مانند بیت‌المقدس را تبدیل به شهری یهودی‌نشین سازد. دولت غاصب به عنوان یافتن الواح و کتیبه‌ها و یادبودهای انبیاء و اقوام گذشته دست به حفاری‌های زیادی در اطراف مسجد صخره و مسجدالاقصی و حرم بیت‌المقدس زد تا بدین‌وسیله علاوه بر آواره کردن عده‌ای دیگر از اعراب، زمینه ویران‌سازی و تجدید بنای این اماکن را فراهم نماید.

 

اسرائیل با حمایت آمریکا، انگلیس و اروپا با قدرت پیش رفت و پس از مدت‌ها تلاش و علی‌رغم مخالفت‌های زیاد اعراب و حتی مخالفت سازمان ملل سرانجام دولت اسرائیل پایتخت خود را از تل‌آویو به اورشلیم (بیت‌المقدس) انتقال داد.

 

پس از جنگ شش روزه در ژوئن 1967 که موجب تحقیر اعراب شد، سازمان‌های مقاومت فلسطینی که در اردوگاههایی در اردن، سوریه و لبنان تعلیم می‌دیدند و استقرار داشتند بر شدت عملیات خود افزودند. شهر کرامه در 25 کیلومتری غرب امان (پایتخت اردن) در درۀ اردن واقع شده است که عده‌ای از آوارگان فلسطینی را در خود جای داده بود. در اثر جنگ ژوئن 1967 اعراب و اسرائیل، کرامه در 4 کیلومتری خط جدید آتش‌بس صهیونیست‌ها و در تیررس آنها قرار گرفت و جمعیت آوارگان ساکن کرامه از 25000 نفر به دو برابر افزایش یافت. سازمان فتح با توجه به نزدیکی کرامه به مواضع صهیونیست‌ها آن‌جا را پایگاه خود ساخت. وزیر دفاع رژیم صهیونیستی اعلام کرد کرامه به پایگاه اساسی مقاومت فلسطین تبدیل شده است و فلسطینی‌ها در مقابل تهدیدات اسرائیل تصمیم به مقابله تا آخرین نفس گرفتند. یکی از توجیهات آنان این بود که با ایستادگی در کرامه به رژیم اردن تفهیم خواهند کرد که ریختن خون فلسطینی‌ها بر سرزمین کرامه به آنان حق ماندن در این سرزمین و گسترش عملیات مسلحانه از دره اردن را خواهد داد. با یورش نیروهای زمینی و زرهی و کاملاً مجهز اسرائیلی به شهر کرامه و جنگ تن به تن با 300 چریک فلسطینی عدۀ زیادی از صهیونیست‌ها کشته شده و سربازان اسرائیلی عقب‌نشینی کردند. این مقاومت راه و رمز جدیدی را برای پیروزی ملت فلسطین ترسیم کرد و از آن پس عده زیادی داوطلب پیوستن به سازمان چریکی فتح شدند. در نبرد کرامه وسیع‌ترین حمایت‌های توده‌ای و حمایت‌های دولت‌های عرب نثار مقاومت فلسطین شد که از جمله همکاری ارتش اردن با چریک‌ها بود. اما این همکاری موقت بود و تهدیدات بعدی اسرائیل و رشد مقاومت فلسطین، منازعات چریکها با دولت اردن را تشدید می‌کرد که منجر به حوادث خونین سپتامبر سیاه در سال 1970 و درگیری رژیم اردن با چریکها شد. ارتش مصر در اکتبر 1973 (1393 ه‌.ق) به طور ناگهانی و با شعار الله اکبر از کانال سوئز گذشت و با شکستن خط دفاعی بارلیو که در آن زمان به عنوان خط دفاعی تسخیرناپذیر معروف بود و حمایت‌ نیروی هوایی به صحرای سینا و داخل خاک اسرائیل هجوم برد و از طرف شرق نیز به طور هم‌زمان نیروی هوایی سوریه تهاجم علیه اسرائیل را آغاز نمود ودر همان روزهای اول دهها هواپیمای اسرائیل نابود شد و هزاران اسرائیلی کشته یا اسیر شدند و افسانه شکست‌ناپذیری آن باطل شد. اما با حمایت‌ سریع نظامی آمریکا و غرب در روزهای بعد وضع جنگ تغییر کرد و در حالی‌ که اعراب دیگر از کمک به مصر و سوریه دریغ ورزیدند ارتش اسرائیل با هلی‌برد نیروها توانست در غرب کانال سوئز منطقه محدودی را به تصرف خویش درآورد. سرانجام در کیلومتر 601 قاهره گفتگو برای پایان دادن به جنگ آغاز گردید که با انعقاد قرارداد صلح، جنگ پایان یافت. پس از جنگ رمضان، انورسادات که به جای جمال عبدالناصر رهبر ملی مصر به ریاست جمهوری رسیده بود، خط سازش با آمریکا و غرب را پیش گرفت.

 

پس از سرکوبی مقاومت فلسطین توسط رژیم اردن در سپتامبر 1970، بار دیگر ارودگاه آوارگان فلسطینی در لبنان مورد حمله فالانژیست‌ها و راست‌گرایان لبنان که از سوی اسرائیل حمایت می‌شدند قرار گرفت. نخست در ماه مه 1975 فالانژهای حزب کتائب (مسیحی مذهب) در عین‌الرمانه اتوبوس‌ حامل چریک‌ها و مردم غیر نظامی فلسطینی را به گلوله بسته و دهها تن را شهید و مجروح ساختند که این درگیری به سایر نقاط لبنان گسترش یافت و اوج آن محاصره اردوگاه تل‌زعتر و به توپ بستن آن بود که به علاوه کمبود غذا و دارو هزاران تن کشته و مجروح شدند و از آن پس در لبنان جنگ‌های داخلی ادامه یافت و ساختار سیاسی جامعه و حکومت لبنان را نیز تحت‌تأثیر خود قرار داد.

 

از مهم‌ترین حوادثی که در تاریخ انقلاب فلسطین روی داد و نقطه عطفی در روابط اعراب و اسرائیل بود،  پیمان کمپ دیوید در سال 1978 (1398 ه‌.ق) می‌باشد. مصر پس از جمال عبدالناصر از اوایل دهه هفتاد به ویژه پس از جنگ رمضان خط سازش را آغاز کرده بود. سادات در 1972 مستشاران نظامی شوروی را از مصر اخراج کرده بود. در سال 1975 نیز قرارداد سینا را با اسرائیل منعقد ساخت و سرانجام در 1978 در محل کمپ دیوید،‌ با مناخیم بگین نخست‌وزیر اسرائیل و جیمی کارتر رئیس‌جمهور آمریکا پیمان صلح با اسرائیل را منعقد ساخت و رژیم غاصب را به رسمیت شناخت و شکافی در اعراب به وجود آورد. این واقعه در آستانه پیروزی انقلاب ایران روی داد. اگرچه حوادث قبلی و خیانت کمپ دیوید آثار یأُس و انفعال گسترده‌ای در اعراب و مسلمانان به وجود آورده بود اما پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال 1979 (1399ه‌.ق / 1357ه‌.ش) و سرنگونی مقتدرترین ژاندارم غرب در منطقه و بزرگترین حامی اسرائیل یعنی رژیم شاه، روح دوباره‌ای به کالبد مبارزات ضد صهیونیستی دمید و نشاط غریبی در لبنان و فلسطین به پا خاست به ویژه که شعار « امروز ایران فردا فلسطین» سرلوحه شعارهای انقلاب اسلامی ایران بود.

 

 

 

کمک آمریکا به اسرائیل

 

تلاش دولت‌ هاری ترومن، رئیس جمهور آمریکا در تصویب طرح تقسیم سرزمین فلسطین در سازمان ملل متحد در 29 نوامبر 1947. م سرانجام به پایان قیمومیت انگلستان بر این سرزمین در 14 مه 1948 و تأسیس رژیم اسرائیل منجر شد. هنوز از اعلام تأسیس اسرائیل دقایقی نگذشته بود که ترومن این دولت را به رسمیت شناخت. این اقدام ترومن اسرائیل را به گونه‌ای استوار بر نقشه سیاسی جهان قرار داد. عموم مورخان به نقش حیاتی آمریکا در تأسیس اسرائیل اذعان می‌کنند. سه نخست‌وزیر ابتدایی اسرائیل، دیویدبن گوریون، موشه شارت و لوی اشکول که در فعالیت‌های دیپلماتیک، نظامی و مالی تأسیس اسرائیل شرکت داشتند، از حمایت آمریکا ستایش کردند.

 

    پس از جنگ جهانی دوم و تأسیس رژیم صهیونیستی، روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد مرحله جدیدی شد. تا این زمان، ایالات متحده آمریکا که مناقع خاصی در خاورمیانه نداشت اکنون بر این منطقه متمرکز شد و روابط ویژه‌ای با اسرائیل برقرار کرد. از زمان ریاست جمهوری ترومن تا عصر حاضر، هر رئیس جمهوری که در آمریکا به قدرت رسید خشتی بر خشت‌های روابط متقابل دو دولت آمریکا ـ اسرائیل افزوده که در نتیجه آن، روابط دو دولت در ابعاد سیاسی، نظامی و اقتصادی شکل اتحاد پیدا کرده است.

 

آرچیبالد وابسته نظامی ارشد آمریکا در اسرائیل، در 14 ژانویه 1949، در یک سند محرمانه به پنتاگون گزارش می‌دهد:

 

    «باید با تمام توان برای جلب دوستی اسرائیل تلاش کنیم. به نظر می‌رسد این ملت کوچک دارای امکانات بزرگی است. اسرائیل مسلماً مهم‌ترین کشور خاورمیانه خواهد شد. در این منطقه، اسرائیل همان کشوری است که باید از آن حمایت کنیم

 

براساس اسناد و مدارک موجود، ایالات متحده در مهیا کردن زمینه مساعد برای تأسیس رژیم اسرائیل و برقراری روابط حسنه با آن پیش قدم بود. براساس سند شماره 2373 / 1(28 ژانویه 19444)، رای کنگره آمریکا، از دولت این کشور می‌خواهد:

 

    «تمام تلاش‌ها خیرخواهانه خود را جهت گشایش روند مهاجرت یهودیان به فلسطین به کار گیرد تا مهاجران یهودی حق استعمار و آبادانی این سرزمین و تأسیس دولت یهود آزاد و دموکراتیک را در آن داشته باشند

 

    در سند دیگری آمده است:

 

    «ایالات متحده آمریکا در اسرائیل، دوستی ثابت و قوی می‌بیند و آن دوست از نظر سیاسی و فرهنگ به غرب، وابستگی دارد. ایالات متحده آمریکا به این دوست خود کمک کرده است، همچنین اسرائیل ثابت کرد که دوستی هوادار آمریکاست و قادر است طرح‌های سیاسی آمریکا را در منطقه اجرا کند

 

    دیویدبن گوریون شاید از این مطلب آگاه بود که رژیم صهیونیستی نمی‌تواند به‌طور کامل خودکفا باشد و از همین‌رو مسئله‌ای طرح کرد که بعدها دکترین امنیت ملی اسرائیل براساس آن استوار شد و آن این‌گونه: «همواره لازم است اسرائیل حمایت حداقل یک قدرت بزرگ جهان را پشت‌سر خود داشته باشد

 

    وی براساس تحلیلی معتقد بود: «یک دولت کوچک با منافع محدود نمی‌تواند خود را در زمان جنگ، از جامعه جهانی دور نگه دارد.» به زعم وی، برای حفاطت از امنیت ملی اسرائیل، پشتیبانی دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی یک قدرت بزرگ، ترجیحاً ایالات متحده، امری حیاتی و اجتناب‌ناپذیر است. براساس این‌گونه تفکرات، جهت‌گیری روابط دو دولت آمریکا و اسرائیل به تدریج به سوی وابستگی متقابل پیش رفت.

 

    در سال 1950 روابط آمریکا و اسرائیل وارد مرحله تازه‌ای شد. در ژوئن 1950 دولت اسرائیل تصمیم گرفت به حمایت قاطع از موضع آمریکا در مسئله کره در سازمان ملل متحد بپردازد. از این حادثه، غالباً به عنوان یک نقطه عطف در سیاست خارجی اسرائیل یاد می‌شود که پس از آن، همین سیر با شدت و حدت ادامه داشته است. در اواخر ژوئیه 1950 بن گوریون به «مک دونالد» سفیر دولت وقت آمریکا می‌گوید:

 

«اسرائیل برای همراهی غرب آماده است. وی همچنین خواستار تجهیز یک نیروی نظامی برای حمایت از آمریکا در مقابل حمله احتمالی شوروی شد. وی به‌طور صریح و شفاف، خواستار پیوستن اسرائیل به طرح دفاع ـ امنیتی غرب در خاورمیانه شد

 

در خلال دهه 1950 و نیمه دهه 1960 روابط رسمی میان آمریکا و اسرائیل معمولاً دوستانه ولی محتاطانه بود. گرچه بن‌گوریون دائماً قصد اتحاد با یکی از قدرت‌های بزرگ به ویژه ایالات متحده را داشت. اما تا پیش از دولت جانسون هیچ یکی از روسای جمهور آمریکا با نخست‌وزیر اسرائیل به‌ طور حضوری ملاقات نکرده بودند. در این مقطع (دهه 1950 . م و اوایل دهه 1960) روابط اسرائیل با آمریکا حسنه بود؛ اما فرانسه مهم‌ترین تأمین کننده تسلیحات و شریک استراتژیک اسرائیل به شمار می‌رفت. این وضعیت تا زمان شارل دوگل، رئیس جمهور فرانسه ادامه داشت. دوگل در اوایل سال 1967 پس از عقب‌نشینی نیروهای فرانسوی از الجزایر، دیگر به همکاری اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل علیه شورشیان الجزایری نیازی نداشت، ناگهان با اسرائیل قطع رابطه کرد. اما پیروزی اسرائیل در جنگ معروف به شش روزه اعراب و اسرائیل در ژوئن 1967. م این اطمینان را برای دولتمردان آمریکایی به وجود آورد که دولت اسرائیل با توجه به سابقه درخشان آن در حمایت از فرانسه در منطقه و نیز توانایی آن در شکست دولت‌های عربی می‌تواند نقش یک سکوی مناسب را در حمایت از منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه ایفا کند.

 

از سال 1967 تا 1977 با روی کار آمدن دولت جانسون (1969 ـ 1963) به ویژه دولت نیکسون (74 ـ 1969) و فورد (77ـ 1974)، سنگ بنای رابطه استراتژیک آمریکا و اسرائیل نهاده شد. دیپلماسی رفت و برگشت و فعال هنری کسینجر، وزیر امور خارجه آمریکا در قبال منازعه اعراب و اسرائیل پس از جنگ شوک‌آور اعراب و اسرائیل در اکتبر 1973. م معروف به جنگ یوم کیپور ناگزیر دو دولت را از نظر دیپلماتیک به هم نزدیک‌تر کرد. برای نخستین‌بار بود که ایالات متحده به طور کتبی به اسرائیل تضمین می‌داد از امنیت این دولت در منازعه با اعراب متخاصم دفاع می‌کند و در عوض اسرائیل در مذاکرات آتی بر سر عقب‌نشینی از شبه‌ جزیره سینا انعطاف‌پذیری نشان دهد. بنابراین در این دوره شاهد تحول دیدگاه دولتمردان و مردم آمریکا نسبت به اسرائیل بودیم. ایالات متحده در این دوره به‌ طور مکرر و صریح تضمین کرد که امنیت و موجودیت اسرائیل حفظ شود. سیاستمداران آمریکا به هیچ‌وجه منازعه اعراب و اسرائیل را به صورت مقوله‌ای مجزا و جداگانه ارزیابی نمی‌کردند بلکه آن را در متن و چارچوبه‌ گسترده‌تری تحت عنوان رقابت جهانی آمریکا و شوروی مرتبط می‌دانستند.

 

روابط آمریکا و اسرائیل در دوره جیمی کارتر (1977 ـ 1981) با رویکرد میانجیگرانه صلح میان اعراب و اسرائیل همراه بود که به صلح کمپ دیوید منجر شد. رونالد ریگان (1989 ـ 1981) اسرائیل را علاوه بر دریچه راهبردی جنگ سرد، به عنوان یک متحد وفادار، دوست و دموکراتیک ارزیابی کرد. در اوایل دهه 1980 دو دولت به علت ترس از توسعه‌طلبی و نفوذ اتحاد جماهیر شوروی به یکدیگر نزدیک‌تر شدند و در 30 نوامبر 1981 قرارداد همکاری استراتژیک امضاء کردند. در دوره جورج بوش (1993 ـ 1989) دیدگاه آمریکا نسبت به اسرائیل تعهد و تضمین امنیت غایی اسرائیل و ارج نهادن به همکاری نظامی گسترده‌تر بوده است. پس از نمایش پیروزمندانه ایالات متحده در جنگ خلیج فارس در سال 1991 و نیز فروپاشی اتحاد شوروی، پایه‌های روابط دو دولت مستحکم‌تر و و از لحاظ دیپلماتیک صحنه برای برداشتن یک گام بلندتر به جلو مهیا شد. در دوره کلینتون (2000 ـ 1993) اسرائیل به عنوان یک شریک دیپلماتیک مطلوب مطرح گردید. در این دوره آمریکایی‌ها این احساس را در بین مردم اسرائیل تقویت نمودند که ایالات متحده در سخت‌ترین و ناخوشایندترین شرایط رابطه دوستانه و همیشگی با اسرائیل خواهد داشت. در این دوره رابطه استراتژیک امنیتی اسرائیل و آمریکا حتی مستحکم‌تر از گذشته شد و همکاری مشترک برای توسعه سپر دفاعی کارآمد ضد موشکی بالستیک تقویت بیشتری یافته است. با روی کار آمدن جورج دبلیو بوش و حادثه 11 سپتامبر 2001، گستره روابط دو دولت فزونی یافت. تقویت موضوعاتی نظیر مبارزه با سلاح‌های کشتار جمعی در منطقه خاورمیانه براساس منافع استراتژیک مشترک دو دولت تعریف شده است و سرفصل تازه‌ای از همکاری، در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی بین دو دولت بوجود آمد. از سال 2002 تا عصر حاضر دولت اوباما بیش از هر دولتی در آمریکا جهت حمایت تمام عیار از رژیم اشغالگر قدس به صحنه آمد و در مدت ریاست جمهوری خود تا به حال از هیچ کوششی جهت حمایت، تقویت و حفاظت از اسرائیل دریغ نکرده است. چشم‌پوشی از جنایت اسرائیل در دو جنگی که در سال‌های اخیر به فلسطینیان در غزوه تحمیل گردید و قتل هزاران زن و مرد و کودک بی‌گناه تنها گوشه‌ای از کمک‌های آمریکا به اسرائیل است.[1]

 

بررسی آمار و ارقام در رابطه با کمک‌های مادی و معنوی دولت ایالات متحده به رژیم صهیونیستی گویای مطالب جالبی است، مجموع کمک مستقیم آمریکا به اسرائیل تا سال 2003 بالغ بر 140 میلیارد دلار می‌باشد. این مبلغ جدای از کمک‌های نظامی است.

 

علاوه بر آن واشنگتن، اسرائیل را در مورد حمایت‌های دیپلماتیک مستمر خود قرار می‌دهد. از سال 1982 تاکنون، ایالات متحده، 32 قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحده را که موضوع آن انتقاد از اسرائیل بوده وتو کرده است، که این تعداد از مجموع موارد استفاده از وتو توسط دیگر اعضای شورای امنیت بیشتر بوده است. آمریکا همچنین تلاش‌های کشورهای اسلامی برای قراردادن موضوع زرادخانه هسته‌ای اسرائیل در برنامه کار آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای را تاکنون عقیم گذاشته است. [2]اما روابط پنهان و کمک‌های ناشناخته‌ که در تاریخ ثبت نشده شاید بیش از موارد ذکر شده باشد.

 

روابط منفعت‌طلبانه دوجانبه برای دوطرف سود داشته است زیرا بسیاری از روسای جمهور آمریکا با کمک تبلیغی و مالی لابی صهیونیستی به کاخ سفید راه یافته‌اند و از این جهت خود را وامدار صهیونیسم دانسته و حمایت بی‌چون و چرا از اسرائیل و دولت غاصب صهیونیستی را وظیفه ذاتی خود تعریف می‌کنند. [3]در ادامه چند سند از کمک‌های آمریکا به رژیم صهیونیستی تقدیم خوانندگان می‌گردد.[4]

 

منبع:

مرکز بررسی اسناد تاریخی

تاریخ انتشار: 10 آبان 1402

 

https://historydocuments.ir/?page=post&id=1403

 

 

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

https://www.palestinechronicle.com/western-media-whitewashing-israeli-genocide-and-manufacturing-consent/

 

Western Media: Whitewashing Israeli Genocide and Manufacturing Consent

November 19, 2024 Articles, Commentary

By Jamal Kanj

 

The systematic dissemination of misinformation position Western media as a key instrument in manufacturing consent for Israel’s wars of genocide.

A UN Special Committee has characterized Israel’s war in Gaza as genocide, while Western “free” media has abandoned its ethical responsibility to cover and or report objectively on the conduct of Israel’s wars in Gaza and Lebanon.

 

Western corporate media outlets, without exception, acquiesced to Israeli directives barring reporters from entering Gaza. Journalists embedded with the Israeli army report only what Israel permits them to observe, creating one sided heavily filtered narrative.

 

The programmed absence has deprived Western public of critical information to show what UNICEF describes as the most dangerous place in the world for children. Disregarding these realities, corporate Western media outlets often dehumanize Palestinians, dismissing their grievance while overtly empathizing with the Israelis.

 

Case in point, they extensively cover the relocation of hundreds of Israeli families, while offering little to no coverage on the Scholasticide of the 625,000 Palestinian children who are unable to attend school for a second year because Israel has damaged or destroyed 85% of Gaza’s schools.

 

Similarly, they disregard UN documented Israel’s use of “starvation as a weapon of war . . . destroying vital water, sanitation and food systems,” and neglect the plight of 90% of Gaza’s internally displaced population, many of whom have been forced to relocate nine or ten times. In addition, the media’s intentional omission of the destruction of the entire higher education system, with 100% of Gaza’s 12 universities demolished, leaving 88,000 students unable to continue their studies.

 

Just as with the systematic destruction of Gaza’s educational system, the “free” media has failed to critically report on Israel’s deliberate strategy to dismantle Gaza’s healthcare system. According to former UN High Commissioner for Human Rights Navi Pillay, this strategy involved “relentless and intentional attacks on medical personnel and facilities,” including the killing, detention, and torture of medical staff as part of a “concerted policy to destroy Gaza’s healthcare system.”

 

By the end of July 2024, the World Health Organization reported that Israel had conducted 498 raids on healthcare facilities. Out of Gaza’s 36 hospitals, less than 16 are partially operational, leading to the near-total collapse of the healthcare system.

 

The managed “free” media deploys countless reporters in Tel Aviv to cover the effectiveness of Israel’s Iron Dome missile system, yet no one on the ground investigates the starvation in northern Gaza or even show the face of one of the approximately 16,800 murdered children or the anguish of over 17,000 children who have lost one or both parents.

 

At the same time, the programmed media floods screens with images of a broken glass window in a “Jewish only” colony, but no cameras are allowed to capture the devastated 163,778, plus residential units in Gaza.

 

The so-called “free” Western media does not question or fact-check Israeli disinformation, hasbara, when American made jets target schools or demolish residential towers under the pretext of “command centers” inside these facilities. Worse yet, the media propagates a false narrative, portraying Israel’s malevolent policies as acts of benevolence because they issue a warning ahead of bombing homes to smithereens, and then murder civilians as they evacuate under the same orders.

 

Journalists ignore Palestinian voices pointing out that the wide scale destruction of homes, “safe shelters,” and critical infrastructure is part of a calculated Israeli strategy to render Gaza uninhabitable and forcibly displace its residents. Their reporting from afar, normalize Israeli violence and ethnic cleansing as they parrot Israeli Newspeak without scrutiny.

 

A glaring example of the media abdicating its objectivity is the case of Al-Shifa Hospital, where Israeli military officials showcased an elaborate 3D model purportedly depicting a command center beneath the hospital. The Israeli disinformation was echoed by US President Joe Biden and the White House, further amplifying the false Israeli narratives to an unsuspected public.

 

In November 2023, Al-Shifa Hospital was occupied by the Israeli army. Doctors were arrested, several tortured to deathin Israeli custody, and the hospital was forced out of service. Western journalists, embedded with the Israeli military, joined the Israeli army to show the world what was claimed to be a military command center beneath the hospital. However, to uncover that the only underground edifices in the hospital’s vast complex were originally designed by Israeli architects Gershon Zippor and Benjamin Idelson, and commissioned by the occupying Israeli Public Works Department in 1983.

 

The embedded Israeli propaganda tool, aka Western media, accompanied Israel’s chief disinformation officer on a tour of Al-Shifa Hospital but left empty-handed, unable to find the flaunted “command control center” or any military facilities under the hospital. Human Rights Watch later concluded that the military raid at the hospital constituted a war crime after failing to provide evidence “to justify revoking the hospital’s status as protected by the laws of war.”

 

Rather than holding Israel accountable for destroying a major health facility, the embedded media continued to market Israeli lies to excuse violations of international law. The lack of critical reporting and fact-checking is a betrayal of the journalistic responsibilities, effectively serving as implicit approval or, at the very least, normalization of the Israeli war crimes.

 

Another case on how the media facilitates violence and aggression is the adoption of Israeli-nuanced jargons that desensitizes readers, and redirects focus. For instance, by framing Israel’s wars against Palestinians in Gaza and the people of Lebanon as a war against “Hamas” or “Hezbollah,” the media employs euphemisms that deflect Israeli responsibility for the broader impact of the war on innocent civilians.

 

This framing whitewashes Israeli culpability for the destruction of 80% of homes, 60% of the hospitals, 85% of the schools, 100% of the universities, the displacement of 90% of the population, the razing of villages, and the starvation of children, portraying these atrocities as mere “collateral damage,” or unintended victims in a crossfire.

 

Furthermore, Western media’s dereliction in contextualizing Israeli violations of the international humanitarian law, the findings of the International Court of Justice and International Criminal Court, leaves readers unaware of the legal ramifications and obscures accountability. In doing so, Western media becomes, wittingly or unwittingly, a complicit platform in Israeli hasbara.

 

Western media has even abandoned fellow local journalists who remained in Gaza and were purposely targeted by the Israeli army. Israel’s assault on the truth, including attacks on journalists and their families, is unprecedented in war zones. According to the Committee to Protect Journalists (CPJ), Israel has murdered 137 journalists and media workers, making it the deadliest since CPJ began collecting data in 1992.

 

Zionist hasbara, bolstered by a powerful media plutocracy and influential special interest groups in the West, has normalized Israeli lies and bias against Palestinians for over 76 years. This media-constructed narrative distorts public understanding, manipulates public discourse and shapes policy debates.

 

Inevitably, the systematic dissemination of misinformation shapes a one-dimensional view of the conflict, suppresses dissent, and position Western media as a key instrument in manufacturing consent for Israel’s wars of genocide.

 

 

– Jamal Kanj is the author of “Children of Catastrophe,” Journey from a Palestinian Refugee Camp to America, and other books. He writes frequently on Arab world issues for various national and international commentaries. He contributed this article to The Palestine Chronicle

  • اکبر فیجانی

اگر ایران به مکزیک حمله می کرد چه می شد؟ نویسنده نوام چامسکی

اکبر فیجانی | دوشنبه, ۱۵ مرداد ۱۴۰۳، ۰۵:۴۷ ق.ظ

 

 

اگر ایران به مکزیک حمله می کرد چه می شد؟

نویسنده نوام چامسکی،  نابغه و دانشمند بزرگ معاصر

بخشی از مقاله

 

اگر ایران به کانادا و مکزیک حمله کرده و آن کشورها را اشغال کرده بود و نمایندگان دولت آمریکا در آنجا را، به این دلیل که در برابر اشغال ایران مقاومت می کنند، دستگیر می کرد، واکنش ما چه بود و چه اقدام عملی می کردیم؟ همچنین تصور کنید که ایران نیروهای دریایی عظیمی را در دریای کارائیب مستقر می کرد و تهدیدات مهم و جدی برای راه اندازی موجی از حملات علیه طیف گسترده ای از سایت ها - هسته ای و غیره - در ایالات متحده صادر می کرد. فرض کنید همه اینها پس از سرنگونی دولت ایالات متحده توسط ایران و نصب یک ظالم شرور و مستبد اتفاق می افتاد (همانطور که ایالات متحده در سال 1953 با کودتا و برکناری دکتر مصدق با ایران این کار را کرد)، و علاوه بر آن از حمله روسیه به ایالات متحده حمایت می کرد که میلیون ها نفر را بکشد (درست مانند ایالات متحده که از حمله صدام حسین به ایران در سال 1980 حمایت کرد و صدها هزار ایرانی را کشت، رقمی که با میلیون ها آمریکایی قابل مقایسه است. آیا ما بی سر و صدا و بدون هیچ اقدامی تماشا می کردیم؟

لینک منبع:

https://chomsky.info

 and

https://www.commondreams.org/views/2007/04/06/what-if-iran-had-invaded-mexico-putting-iran-crisis-context

 

 

  • اکبر فیجانی