اندیشه ها و نکاتی برای ایجاد عدالت و صلح و ثبات در جهان

هدف از ایجاد این وبلاگ نشر راهکار ها و اندیشه هایی است برای افزایش آگاهی و بصیرت سیاسی و ایجاد عدالت و صلح و ثبات در جهان

اندیشه ها و نکاتی برای ایجاد عدالت و صلح و ثبات در جهان

هدف از ایجاد این وبلاگ نشر راهکار ها و اندیشه هایی است برای افزایش آگاهی و بصیرت سیاسی و ایجاد عدالت و صلح و ثبات در جهان

دخالت های آمریکا در جهان- کودتای خونین شیلی و مظلومیت آلنده

اکبر فیجانی | دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۲:۳۶ ب.ظ

 

بنام خدا

دخالت های آمریکا در جهان و سرنگون کردن دمکراسی ها و دولت های استقلال طلب

آمریکا از کمی بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون در بیش از پنجاه کشور دخالت کرده و دولت های مستقل را سرنگون کرده یا از به قدرت رسیدن استقلال طلبان و تشکیل حکومت های مردمی جلوگیری کرده است. یاداشت زیر دخالت آمریکا در شیلی را شرح می دهد.

 

کودتای خونین شیلی و مظلومیت آلنده

نویسنده:عابدین شعبانی

شیلی،کشوری واقع در آمریکای جنوبی و پایتخت آن سانتیاگو است. این کشور، مانند یک نوار بلند و باریک میان رشته کوه آند در شرق و اقیانوس آرام در غرب کشیده شده است.بیابان آتاکاما با وسعت ۱۰۰۰ کیلومتر در شمال شیلی، خشک‌ترین ناحیه کره زمین بوده و دارای ارزش اقتصادی فراوانی است. این بیابان سرشار از فلزاتی معدنی مس، طلا و نقره است که در سال ۲۰۱۵ تنها ۵٬۷ میلیون تن مس از این بیابان استخراج و صادر گردیده است.

یکی از مهم‌ترین رویدادها در تاریخ کشور شیلی مربوط به دههٔ ۷۰ میلادی است زمانی که سالوادور آلنده از حزب مارکسیست شیلی در انتخابات این کشور پیروز و به عنوان رئیس‌جمهور برگزیده شد اما پس از آن در کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ به رهبری آگوستو پینوشه و با طرح سازمان سیا، تاریخ این کشور را متلاشی کرد.

در دهه‌ ۶۰ و ۷۰ میلادی اوج حکومت ها و دولت های پدید آمده از کودتای آمریکایی در آمریکای‌لاتین بود ولی برخلاف خواسته آمریکا، در شیلی رئیس جمهوری مردمی به نام سالوادورآلنده، روی کار آمد.

 دولتها و نظامیانِ وابسته به آمریکا که از حمایت سیا، برخوردار بودند با شعار واهی مبارزه با کمونیسم و مقابله با شوروی  همه حکومت های مردمی را قلع و قمع کرده بودند.اما درشیلی موفق نشدند!

 رئیس جمهور مردمی شیلی با هوشمندی کامل، ارتباط با سفارت آمریکا را محدود کرده و با پشتوانه مردمی به رهبری قدرتمند درآمریکای لاتین تبدیل شده و غربی‌ها شیلی را مانند کوبا از دست رفته می دیدند.

 با طرح مخفیانه سیا، جنگ بزرگ رسانه ای و روایتگری غیر واقعی همراه با دروغ، تزویر و بزرگ نمایی مشکلات در شیلی شروع شد.

سازمان سیا با بهره گیری از عوامل نفوذی در بدنه‌ دولت‌، هزینه خدمات را درکشور بالا برد. هزینه های زندگی، بویژه بهداشت و درمان، تحصیل،سوخت، انرژی،حمل و نقل عمومی به شدت افزایش یافت.

هدف آنها ایجادِ قحطی‌های مصنوعی در کشورِ شیلی بود.

نفوذی ها،برای فقرا صف های طولانی جهت پرداخت کوپن‌های غذا و سبد کالا ترتیب می دادند و طی آن افرادی را وارد صف‌ها می کردند تا به آلنده فحاشی کنند.

 ‌نفوذی ها مرتب به مردم القا می کردند که جنگ بر کشور سایه افکنده است.

آنها ادعا می کردند، ناوهای هواپیمابر به سمت آبهای شیلی حرکت کردند و خطرِ قحطی‌ و گرسنگی‌ کشنده، حتمی و قریب الوقوع بوده و مقصر همه جریانات اجتماعی را رهبر و اعتقادات ِضد آمریکایی او معرفی می کردند.

با اعمال قدرت مقامات نفوذی، قیمت ها بصورت لحظه ای افزایش می یافت و پول ملی در حال نابودی بود.قیمتِ آب و برق و حامل های انرژی به شدت بالا رفته و مایحتاجِ مردم، در انبارها عمدا از بین می رفت و در اوج خیانت، به مردم نمی رسید.

رادیوی اسپانیایی زبانِ‌ آمریکا دلیلِ این مشکلات را دکتر آلنده معرفی می کرد.

و به مردم القا می نمود که سیاستهای غلط و ضدآمریکایی رهبر، کشور را به ناکجا آباد برده است و مردم اگر خواهان برآورده شدن خواسته های حداقلی برای زنده ماندنِ خود هستند باید علیه آلنده، کودتای خونین انجام دهند. جریان نفوذ، آلنده، خانواده و حامیانش را کاسب تحریم معرفی می کردند که در دوران تحریم های اقتصادی آمریکا، به ثروت هنگفتی رسیده‌اند.

آنها با انواع و اقسام شیوه‌های تبلیغاتی، رئیس ‌جمهور محبوب ‌شیلی را، ناکارآمد معرفی کرده و آلنده را ترور شخصیت نمودند.

کار به جایی رسید که مردم و انقلابیونِ شیلی به خیابان ها ریختند و فریاد می‌زدند:

ما عدالت نمی‌خواهیم!

ما آزادی نمی‌خواهیم!

 ما برابری نمی‌خواهیم!

ما نان می‌خواهیم تا از گرسنگی نمیریم!

 مردم با خیانت ژنرال پینوشه(نظامی شیلیایی و مامور مخفی سیا) به کاخ ریاست ‌جمهوری حمله‌ ور شدند.معترضان که غالبا حامی آلنده بودند با چاقو،چوب و سنگ به رهبرشون هجوم برده و سرش را از بدن جدا کردند! بلافاصله دولت مردمی آلنده سقوط کرد و به دنبال آن، پینوشه با کشتاری تاریخی در شهر سانتیاگو قدرت را بدست گرفت.پینوشه بعنوان قصاب بیرحم، ابتدا همان مردمی را که سر آلنده را بریده بودند اعدام و سپس حکومت ‌نظامی اعلام کرد و هزاران نفر از مردم شیلی را در ورزشگاه عمومی به جوخه های تیربار سپرد!

این پروژه در سال۶۰ خورشیدی هم قرار بود توسط بنی صدر در ایران اجرا شود،که انقلابیونِ ایرانی، بدرستی دست بنی‌صدر را خوانده و در تظاهرات‌ هایی که برعلیه بنی صدر در گوشه و کنارِ کشور برگزار می شد. شعار میدادند:

ابوالحسن پینوشه!

ایران شیلی نمیشه!

بدون شک سازمان سیا و استکبار جهانی، هنوز هم در نقشه های سری خود، پینوشه هایی در آستین دارند که البته، با توجه به موقعیتِ ویژه ایران، ممکن است ژنرال نباشند و در لباس ها و مقامات مختلفی ظاهر شوند.

نتیجه تحلیل:

تاریخ را ورق بزنیم مراقب نفوذی ها و پینوشه‌های زمان باشیم اجازه ندهیم، آلنده های زمان، سر بریده شوند.

حال سوال اساسی این است.

چه کسانی مسئول گرانی های بی حد و‌مرز در ایران اسلامی بوده و چه پروژه خونینی را طراحی کرده اند؟

 

لینک منبع:

https://farsnews.ir/Abedinshaabani/1767129788324707738

  • اکبر فیجانی

 

 

بنام خدا

 

شیطنت جدید نیویورک تایمز در افزایش تنش بین ایران و غرب و توجیه حمله به ایران

 

روزنامه نیویورک تایمز، همانند بی بی سی و سایر رسانه های وابسته به نظام سلطه، اغلب به طور غیر مستقیم و موذیانه به تنش دامن می زند و جنگ را توجیه کرده و اجتناب ناپذیر جلوه می دهد. این نشریه در گذشته در مقالات متعدد، ضمن تقبیح و مخالفت ظاهری با جنگ، بارها گزینه حمله نظامی به ایران را به عنوان راه حل مشکلات در خاورمیانه و جهان توجیه کرده است (برای اطلاعات بیشتر به منابع در انتهای این مطلب و موارد مشابه مراجعه شود).

 

روزنامه مذکور امروز جمعه بیست و ششم فوریه 2026 ، درست در زمان مذاکرات در مسقط، مقاله ای منتشر کرده و به مسئله بازسازی یا ارتقا تاسیسات هسته ای و موشکی ایران پرداخته و با بارگذاری چند تصویر مرتبط با این تاسیسات و استناد به چند نقل قول، خطر موشک های بالستیک ایران را برجسته کرده و این گزاره را القا می کند که ایران مشغول بازسازی توان هسته ای خود است و احتمالا در مسیر ساخت بمب هسته ای حرکت می کند.

 

در زیر ترجمه این مقاله را با اندکی تغییرات مشاهده می کنید:   

 

تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد ایران مشغول کار در سایت‌های موشکی و هسته‌ای است– نیویورک تایمز

 

نوشتهٔ ساموئل گرانادوس و اورلین بریدن

 

۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۵:۴۰ صبح به وقت شرقی

 

بر اساس تحلیل تصاویر ماهواره‌ای نیویورک تایمز، ایران به‌سرعت چندین تأسیسات موشک‌های بالستیک را که در حملات سال گذشته آسیب دیده بودند تعمیر کرده است، اما تنها تعمیرات محدودی در سایت‌های عمدهٔ هسته‌ای که هدف حملات اسرائیل و ایالات متحده قرار گرفتند انجام داده است.

 

این تفاوت در سرعت بازسازی سرنخ‌هایی دربارهٔ اولویت‌های نظامی ایران ارائه می‌دهد؛ آن هم در زمانی که ایالات متحده در حال افزایش نیروهای خود در نزدیکی ایران است و رئیس‌جمهور ترامپ در حال سنجیدن اقدام نظامی جدید است. اگر ایالات متحده حمله کند، ایران به احتمال زیاد با موشک‌های بالستیک به اسرائیل و دارایی‌های آمریکا در منطقه حمله می کند.

 

برنامه این بوده است که ایالات متحده و ایران روز جمعه  (ششم فوریه) در عمان دیدار کنند تا از بروز درگیری دیگری جلوگیری شود. دامنهٔ این گفت‌وگوها  درست مشخص نشده، اما برنامهٔ هسته‌ای ایران احتمالاً یکی از محورهای اصلی آن است.

 

کارشناسانی که برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران را از نزدیک دنبال می‌کنند، تحلیل نیویورک تایمز را تأیید کرده اند. این تحلیل حدود بیست و چهار مکان را که در جریان درگیری ۱۲روزهٔ ژوئن گذشته هدف حملات اسرائیل یا ایالات متحده قرار گرفته بودند بررسی کرده است. نیویورک تایمز در بیش از نیمی از آن‌ها فعالیت‌های ساخت و ساز را شناسایی کرده است.

 

این کارشناسان هشدار دادند که با توجه به این‌که تصاویر ماهواره‌ای تنها نمایی از سطح زمین ارائه می‌دهد، دامنهٔ کامل تعمیرات همچنان نامشخص است.

 

تصاویری که نیویورک تایمز بررسی کرده نشان می‌دهد که در چندین تأسیسات موشکی، برخی تعمیرات کمی بعد از حملات انجام شده است؛ امری که نشان می‌دهد ایران تولید موشک را به اولویت کوتاه ‌مدت خود تبدیل کرده است.

 

جان پی. کیوز سوم، مشاور متخصص در مرکز مطالعات سلاح‌های کشتار جمعی دانشگاه ملی دفاع در واشنگتن، در ایمیلی نوشته است: "تهدید اسرائیل و پایگاه‌ها و متحدان آمریکا در منطقه با حملات موشکی، یکی از معدود گزینه‌های ایران برای بازدارندگی از تکرار حملات به تأسیسات هسته‌ای‌اش است."

 

در مقابل، به گفتهٔ کارشناسان، تصاویر تأسیسات عمدهٔ هسته‌ای آسیب‌دیدهٔ ایران تنها تعمیرات جزئی و اقدامات تقویتی را نشان می‌دهد؛ اقداماتی که تنها در ماه‌های اخیر سرعت گرفته‌اند.

 

مقام‌های غربی و اسرائیلی نشانه‌های اندکی یافته‌اند که ایران در بازسازی توانایی خود برای غنی‌سازی سوخت هسته‌ای و ساخت کلاهک هسته‌ای پیشرفت چشمگیری کرده باشد.

 

تجدید ذخایر موشکی

 

تصاویر ماهواره‌ای تحلیل‌شده توسط نیویورک تایمز نشان می‌دهد که طی چند ماه گذشته، در بیش از  دوازده  تأسیسات موشکی — از جمله سایت‌های تولید — کارهای تعمیراتی انجام شده است.

 

ارزیابی‌های اطلاعاتی نشان داده‌اند که ایران از زمان حملات ماه ژوئن، برنامه موشک‌های بالستیک خود را تا حد زیادی بازسازی کرده است.

 

سم لیر، پژوهشگر وابسته در مرکز جیمز مارتین برای مطالعات عدم اشاعه در مونتریِ کالیفرنیا، گفت: "تأکیدی که بر بازسازی برنامه موشکی گذاشته شده، در تضاد با برنامه هسته‌ای است".

 

آقای لیر گفت که به نظر می‌رسد تأسیسات آزمایش موشکی شاهرود با سرعت زیادی بازسازی شده و باور بر این است که ظرف چند ماه پس از حملات دوباره عملیاتی شده است. او افزود زمانی که ماه گذشته برف بارید، جاده‌های این تأسیسات به‌سرعت پاک‌سازی شد و برف از روی بام‌ها آب شد؛ موضوعی که نشان می‌دهد این سایت فعال است.

 

او گفت: "شاهرود بزرگ‌ترین و جدیدترین کارخانه تولید موشک‌های سوخت جامد آن‌هاست. بنابراین منطقی است که بیشترین توجه به آن معطوف شده باشد".

 

بازسازی محدود هسته‌ای

 

راهبرد امنیت ملی کاخ سفید که در ماه نوامبر منتشر شد، می‌گوید حملات در جنگ دوازده روزه "برنامه هسته‌ای ایران را به‌طور قابل‌توجهی تضعیف کرده است."

 

کارشناسان می‌گویند با وجود برخی فعالیت‌های قابل مشاهده، به نظر می‌رسد سه تا از تأسیسات اصلی غنی‌سازی ایران — اصفهان، نطنز و فردو —غیرفعال باشند.

 

از ماه دسامبر، ایران بر روی دو مورد از این تأسیسات سقف‌هایی احداث کرده است که تشخیص این‌که آیا در داخل سازه‌ها بازسازی‌ای در جریان است یا نه را دشوار می‌کند. کارشناسان می‌گویند این می‌تواند به معنای تلاش برای بازیابی تجهیزات بدون مشاهده از بالا باشد. بخش زیادی از خسارات سطحیِ ناشی از حملات ژوئن همچنان قابل مشاهده است.

 

در مجتمع هسته‌ای نطنز، حدود ۱۴۰ مایل در جنوب تهران، که مرکز اصلی غنی‌سازی اورانیوم ایران به شمار می‌رود، خساراتی که در اوایل دسامبر دیده می‌شد، از آن زمان با یک سازه سقفی سفیدرنگ پوشانده شده است. مؤسسه علم و امنیت بین‌المللی، یک گروه خصوصی در واشنگتن که اشاعه هسته‌ای را رصد می‌کند، این ساختمان آسیب‌دیده را به‌عنوان تأسیسات آزمایشی غنی‌سازی سوخت شناسایی کرده است.

 

در مجتمع هسته‌ای اصفهان، حملات چندین ساختمان سطحی از جمله تأسیسات تبدیل اورانیوم را ویران کرد. یک تصویر که در ماه دسامبر گرفته شده، ساختمان‌های تخریب‌شده‌ای را نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد با سقف پوشانده شده‌اند.

 

در فاصلهٔ کمتر از یک مایل از تأسیسات روی‌زمین اصفهان، موانع جدیدی در یکی از ورودی‌های مجموعه‌ای از تونل‌های کوهستانی نزدیک نصب شده است؛ مجموعه‌ای که برخی کارشناسان معتقدند می‌تواند میزبان تأسیسات مخفی غنی‌سازی باشد. همچنین در یک سایت جدید زیرزمینی در فاصلهٔ کمتر از دو مایل از نطنز که با نام « کوه کلنگ » شناخته می‌شود، ورودی‌های تونل‌ها در ماه‌های اخیر تقویت شده‌اند.

 

جوزف راجرز، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی در واشنگتن که برنامهٔ هسته‌ای ایران را زیر نظر داشته است، گفت تا همین اواخر، بخش زیادی از فعالیت‌های مشاهده ‌شده پیرامون سایت‌های هسته‌ای عمدتاً معطوف به ارزیابی خسارت و تثبیت وضعیت بوده؛ اقداماتی مانند پاک‌سازی آوار و پر کردن گودال‌ها.

 

او گفت: «ما هیچ تلاش فشرده‌ای برای بازیابی و خارج کردن تجهیزات از این تأسیسات ندیده‌ایم.» او افزود که سرکوب دولت ایران علیه مظنونان به جاسوسی پس از حملات ژوئن نیز برنامهٔ هسته‌ای این کشور را مختل کرده است.

 

اما آقای راجرز هشدار داد که ایران همچنان ذخیره‌ای از اورانیوم غنی‌شده در اختیار دارد — سوختی که نزدیک‌ترین ماده به تبدیل شدن به مواد با درجهٔ تسلیحاتی است. اطلاعات آمریکا و اسرائیل حاکی از آن است که اورانیوم غنی‌شدهٔ دفن‌شده در سه سایتی که در ژوئن هدف قرار گرفتند، همچنان در محل باقی مانده و ظاهراً دست‌نخورده است.

 

مؤسسهٔ علم و امنیت بین‌المللی هفتهٔ گذشته در گزارشی اعلام کرد که در روزهای اخیر افزایش فعالیت در مجتمع هسته‌ای اصفهان را شناسایی کرده است؛ از جمله دفن ورودی‌های تونل با خاک تازه.

 

دیوید آلبرایت، رئیس این مؤسسه، گفت انباشتن خاک احتمالاً «در انتظار یک حمله» انجام می‌شود؛ امری که «نشان می‌دهد چیزی باارزش در آنجا وجود دارد»، احتمالاً اورانیوم غنی‌شده.

 

آقای آلبرایت گفت مشخص نیست ایران دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد. او افزود: «اما این موضوع سوءظن را افزایش می‌دهد که آن‌ها در حال بازسازی برنامه‌ای برای توانایی ساخت سلاح هسته‌ای هستند. ما به هیچ وجه فکر نمی‌کنیم این موضوع فوری یا قریب‌الوقوع باشد».

 

تحول مهم دیگری در مجتمع نظامی پارچین، در جنوب‌شرق تهران، قابل مشاهده است؛ جایی که ایران مواد منفجرهٔ قوی را که می‌توانند به‌عنوان چاشنی کلاهک‌های هسته‌ای به کار روند آزمایش کرده است. تصاویر ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد یک محفظهٔ استوانه‌ای بزرگ به طول حدود ۱۵۰ فوت به‌تازگی در این تأسیسات ساخته شده باشد.

 

این سایت در ژوئن مورد حمله قرار نگرفت، اما در سال ۲۰۲۴ هدف حملات اسرائیل بود. بنا بر گزارش اخیر مؤسسهٔ علم و امنیت بین‌المللی، این مجموعه همچنین با سامانه‌های دفاعی مانند توپخانهٔ ضدهوایی تقویت شده است.

 

در این گزارش دربارهٔ محفظهٔ جدید آمده است: «اگرچه هدف مورد نظر این تأسیسات جدید از روی تصاویر قابل تعیین نیست، اما ساخت ‌وساز جدید نشان‌دهندهٔ اهمیت راهبردی آن است».

 

اورلین بریدن خبرنگار نیویورک تایمز در پاریس است و اخبار فرانسه را پوشش می‌دهد.

 

لینک مقاله:

https://www.nytimes.com/2026/02/06/world/middleeast/iran-missile-nuclear-repairs.html

 

منابع:

 

1

https://fair.org/home/the-nyts-pro-war-arguments-against-war-with-iran/

August 9, 2019

The NYT’s Pro-War Arguments Against War With Iran

Gregory Shupak

 

 

2

https://fair.org/home/nyt-gave-green-light-to-trumps-iran-attack-by-treating-it-as-a-question-of-when/

June 23, 2025

NYT Gave Green Light to Trump’s Iran Attack by Treating It as a Question of When

Bryce Greene

 

 

3

https://fair.org/home/media-celebrate-international-aggression-against-iran/

July 3, 2025

Media Celebrate International Aggression Against Iran

Gregory Shupak

 

  • اکبر فیجانی

هر شخص یا ارگانی که برای یک کشور مفیدتر باشد، بیشتر تخریب می شود.

اکبر فیجانی | سه شنبه, ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۸ ق.ظ

 

 

بنام خدا

هر شخص یا ارگانی که برای یک کشور مفیدتر باشد، بیشتر توسط نظام سلطه تخریب می شود.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ضامن امنیت و توسعه ایران و نماد حمایت از محرومین است.

 به همین دلیل بدخواهان ایران از بدو تاسیس سپاه پاسداران تلاش کرده اند به طرق مختلف این نهاد مردمی را تضعیف و تخریب کنند.

اگر سپاه نبود تلفات ناشی از حوادث طبیعی به مراتب بیشتر بود. برای پی بردن به نقش بسیار موثر سپاه در این مورد، شرح عملیات امداد رسانی توسط سپاه، در کنار سایر نیروهای امدادی، در زلزله ها و سیل های گوناگون مطالعه شود.

اگر سپاه نبود بسیاری از مناطق محروم و دور افتاده فاقد امکانات رفاهی فعلی بودند. سپاه در کنار نیروهای جهاد سازندگی نقشی پررنگ در عمران و آبادی کشورمان داشته است.    

اگر سپاه نبود پروژه اسرائیل بزرگ تاکنون محقق شده بود و آمریکا و اسرائیل بر کل منطقه سلطه بلامنازع داشتند.

اگر سپاه نبود ایران ظرف چند سال اول بعد از انقلاب تجزیه شده  بود.

اگر سپاه نبود تلفات و ویرانی ناشی از عملیات تروریستی بسیار بیشتر بود. نیروهای جان برکف سپاه، همراه و هماهنگ با سایر نیروهای امنیتی، هزاران عملیات تروریستی را خنثی کرده اند. امنیت کشور تا حد زیادی مرهون سپاه است.

اگر سپاه نبود خیلی زودتر آمریکا و اسرائیل به طور مستقیم به کشورمان حمله کرده بودند. به اذعان اندیشکده ها و مقامات آمریکا سپاه همواره یک عامل بازدارنده در مقابل تهدیدات نظامی بوده است. هراس دشمنان از قایق های تندرو انتحاری سپاه در سالهای اول بعد از انقلاب گرفته تا موشک ها و پهباد های کنونی قابل انکار نیست. (آمریکا و اسرائیل به همراه انگلیس و چند کشور دیگر از آغاز پیروزی انقلاب به طور غیر مستقیم با ما در جنگ بوده اند. به عنوان مثال، بر علیه ایران سازمان های تروریستی و گروه های تجزیه طلب را حمایت و تجهیز کردند و در جنگ تحمیلی به صدام کمک همه جانبه نمودند.)

اگر سپاه و بسیج نبود به احتمال زیاد در جنگ های تحمیلی هشت ساله و دوازده روزه پیروز نمی شدیم. سپاه در کنار ارتش همواره با هرگونه تهاجم خارجی جانانه مقابله کرده است.

           

           

  • اکبر فیجانی

گزیده مقالات خارجی و داخلی در باره اعتراضات دی 1404 و پیامدهای آن

اکبر فیجانی | يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۱۶ ق.ظ

 

 

توجه: این پست در حال تکنیل است

 

گزیده مقالات خارجی و داخلی در باره اعتراضات دی 1404 و پیامدهای آن

 

https://www.globalresearch.ca/mossad-spycraft-hasbara-public-intelligence/5911953?pdf=5911953

 

Mossad Spycraft: Engineered Protests in Tehran:

Psychological Warfare

How Modern Power Destroys Protest Movements

By Rima Najjar=Palestinian English professor, vproductive, antiimperialist

Global Research, January 13, 2026

Region: Middle East & North Africa

Theme: Intelligence

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.globalresearch.ca/western-media-whitewashes-riots-iran-us-govt-funded-regime-change/5912615?pdf=5912615

 

Western Media Whitewashes Deadly Riots in Iran,

Relying on US Government Funded Regime Change

NGOs. “Toppling Tehran Through Terror”

By Max Blumenthal and Wyatt Reed

Global Research, January 19, 2026

The Grayzone 12 January 2026

Region: Middle East & North Africa, USA

Theme: Intelligence

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

As deadly riots burn Iranian cities,

Western media ignores the shocking wave of violence, turning instead to US governmentfunded NGOs for data. The one-sided portrayal has helped push Trump to the brink of authorizing renewed US attacks.

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

https://www.aljazeera.com/opinions/2026/1/31/appropriating-the-death-count-manufacturing-consent-for-an-attack-on-iran

Opinion

Appropriating the death count: Manufacturing consent for an attack on Iran

Unverified protest death toll estimates have been widely circulated, preparing public opinion for military intervention and downplaying the genocide in Gaza.

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.globalresearch.ca/iran-6th-country-america-destroy-israel/5892254?pdf=5892254

 

Iran Is the Sixth Country on the List of the Countries

America Is to Destroy for Israel. Dr. Paul C. Roberts

By Dr. Paul Craig Roberts=vvproductive-antiwar

Global Research, June 23, 2025

Region: Middle East & North Africa, USA

Theme: Intelligence

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

https://www.mehrnews.com/news/6735132/

 

بیانیه اعضای هیئت علمی دانشگاه شریف؛

مسیر سیاست خارجی آمریکا از چارچوب‌های حقوق بین الملل فراتر رفته است

اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف در بیانیه‌ای تهدیدات جهانیِ قدرتِ مهارنشده ایالات متحده آمریکا را محکوم کردند.

 

به گزارش خبرگزاری مهر، اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف درباره تهدیدهای جهانیِ قدرتِ مهارنشده ایالات متحده آمریکا و مسئولیت‌های جمعی ما در بیانیه‌ای آوردند:

 

ما، اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، بر این باوریم که مسیر کنونی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا از حدود وچارچوب‌های حقوق بین‌الملل فراتر رفته است. این سیاست‌ها صرفاً چالشی برای امنیت ایران به‌عنوان یک دولت مستقل نیستند، بلکه تهدیدی عمیق علیه صلح بین‌المللی ونظم جهانی به شمار می‌آیند.

 

ایالات متحده با ترور دانشمندان، ربایش مقامات، ومشروعیت‌بخشی به تجاوز علیه جمعیت‌های غیرنظامی، افق‌های تازه‌ای را برای خشونتِ دولتی گشوده است. این مکتب فکری، با اتکای به توهمِ قدرت مطلق خود، رهبری آمریکا را به سوی فروپاشی نهادها وهنجارهای بین‌المللی سوق داده ودر نتیجه، به مرگ شمار بی‌شماری از انسان‌های بی‌گناه در سراسر جهان انجامیده است. از ویرانه‌های غزه ویمن تا حاکمیتِ در محاصره ونزوئلا ولیبی، ردّ پای این دکترین ویرانگر انکارناپذیر است.

 

این روند، به‌معنای تنزل عامدانه نظام بین‌الملل از وضعیت یک جامعه مدنی به «وضعیت طبیعی» هابزی است؛ جایی که قدرت عریان وخشونتِ فزاینده جایگزین قانون وگفت‌وگو می‌شود. سیاست‌هایی که علیه ملت ایران به کار گرفته می‌شوند—از ارعاب آشکار نظامی وعملیات پنهان گرفته تا خفه‌سازی اقتصادی با هدف برانگیختن فروپاشی داخلی—نیازمند توجه و مقاومت جهانی در همین اکنون هستند؛ پیش از آنکه منطقه یا ملت دیگری قربانی پیامدهای تجاوز امپریالیستی ایالات متحده شود.

 

ما به مسئولیتی جهانی وانسانی اذعان داریم. همگی ما—فارغ از تفاوت‌های باورهای سیاسی‌مان—باید برای آگاه‌سازی افکار عمومی جهان از پیامدهای فاجعه‌بار این سیاست‌های مخرب بکوشیم. باید این الگوی مداخله وخشونت را به‌صراحت وبدون ابهام محکوم کنیم.

 

ما به‌عنوان دانشگاهیان وشهروندان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان، خواستار بسیج همه ظرفیت‌های ملی، منطقه‌ای وبین‌المللی برای جلوگیری از همدستی با این سیاست‌های غیرانسانی هستیم. باید متحد شویم تا مانع سقوط هرچه بیشتر جهان به وضعیتی شویم که در آن «زور، حق می‌آفریند» وبازیگران قدرتمند آزادانه وبی‌قانون وبی‌حد ومرز عمل می‌کنند.

 

موضع ما موضع اصولی در دفاع از کرامت انسانی ونظم عادلانه جهانی است. ما با همه ملت‌هایی که زیر ضربات قدرت وخشونتِ مهارنشده قرار دارند اعلام همبستگی می‌کنیم وآگاهیم که در میهن خود، ایران، زمان هوشیاری وکنش جمعی اکنون فرا رسیده است.

 

جمعی از اعضای دغدغه‌مند هیئت ‌علمی

دانشگاه صنعتی شریف

تهران، ایران

 

امضاءکنندگان:

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

 

https://www.tasnimnews.ir/fa/news/1404/11/13/3507326/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7

پیامد منطقه‌ای شدن جنگ برای آمریکا

13 بهمن 1404 - 13:04 

پیامد منطقه‌ای شدن جنگ برای آمریکا

منطقه‌ای شدن جنگ ایران و آمریکا پیامد مهمی برای آمریکا دارد که توسط ملت‌های منطقه محقق خواهد شد.

گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، مهدی خدایی: اینکه رهبر انقلاب در سخنرانی روز گذشته خود (12 بهمن 1404) فرمودند «آمریکایی‌ها بدانند که اگر این دفعه جنگ راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقه‌ای خواهد بود» ؛ بر این اساس است که بازیگران این جنگ تنها به آمریکا و ایران محدود نخواهد شد و به انحای گوناگون و قابل پیش‌بینی، کشور‌های منطقه، گروه‌های مقاومت و ملت‌های منطقه‌ از تبعات و پیامدهای محتمل این جنگ متأثر خواهند شد و باز شدن پای این بازیگران به جنگ در منطقه وضعیت پیچیده‌ای را در پیش‌رو ترسیم می‌کند.

 

روایت خود را درباره ترسیم این وضعیت از نقطه‌ای آغاز می‌کنیم که ایالات متحده آمریکا به عنوان دشمن انقلاب اسلامی ایران و حامی اسرائیل در برابر ملت‌های مسلمان و تحت ظلم منطقه آسیای غربی، سال‌هاست بر اساس خوی توسعه‌طلبی و جهانخواری، حضور خود را با احداث پایگاه‌های نظامی در  خاک کشورهای منطقه که بسیاری از آنها  همسایگان ایران هستند گسترده است تا به بهانه فروش امنیت به این کشورها ضمن پیگیری اهداف استعماری و استکباری خود در منطقه، در واقع امنیت رژیم صهیونیستی را  به عنوان دشمن آشکار ملت ایران تأمین کند و در مواقع لزوم مثل جنگ 12 روزه، تجاوز نیابتی اسرائیل را علیه ایران و دیگر کشورهای منطقه مورد حمایت قرار دهد و از موجودیت این رژیم غاصب حمایت کند.

 

در چنین شرایطی جمهوری اسلامی در واکنشی طبیعی و منطقی، با هدف حفظ ایران، قابلیت‌های دفاعی خود را متناسب با تهدیدات ارتقا و توسعه داده و ضمن احترام به تمامیت ارضی همسایگان و ملزم  دانستن خود به رعایت اصول حسن همجواری با آنها صراحتا اعلام کرده است که چنانچه آمریکا جنگی را علیه ایران آغاز کند، پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی ایالات متحده در خاک این همسایگان به عنوان مراکز توطئه و عملیات آمریکا، هدف مشروع نیروهای مسلح ملت ایران خواهند بود.

 

این تهدید از سوی جمهوری اسلامی برای کشورهایی که میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکایی در منطقه هستند تهدیدی معتبر است، چرا که ایران در واکنش به اقدام تروریستی دولت آمریکا در به شهادت رساندن شهید حاج قاسم سلیمانی در عراق و همچنین در واکنش به حمله نظامی آمریکا به ایران در جریان جنگ 12 روزه با  هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکایی عین الاسد و العدید در عراق و قطر نشان داده است که این تهدید، تهدیدی توخالی نیست و ایران مصمم و قادر به این کار است.

 

از این رو، این روزها پرتلاش‌ترین کشورها برای جلوگیری از جنگ‌افروزی آمریکا علیه ایران و سوق دادن دو کشور به گفت‌وگو و توافق، کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکایی هستند.

 

این کشورها اینک با این حقیقت روبرو هستند که وقتی آمریکا از پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی مستقر در خاک آنها علیه کشور قدرتمندی مانند ایران که جرئت پاسخگویی به هر تهدید خارجی را دارد، استفاده کند، به جای آن که مدعی امنیت‌آفرینی برای منطقه باشد به عامل ناامنی منطقه تبدیل خواهند شد و ثبات و امنیت کشورهای منطقه، به‌خصوص خود کشورهای میزبان را در ابعاد سیاسی و اقتصادی با خطرات زیادی مواجه خواهد کرد.

 

در بعد اجتماعی نیز مردم، میزبانی دولت‌هایشان از پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را به عنوان عوامل ناامنی در منطقه که امنیت و آرامش آنها را تحت تأثیر قرار  داده است تحمل نخواهند کرد و ضمن فراگیر شدن موج مطالبه خروج آمریکا از کشورهایشان، صحنه سیاسی و اجتماعی کشورهای میزبان را تحت تأثیر قرار داده،  زمینه بی‌ثباتی را در آن کشورها و کل منطقه فراهم خواهد ساخت و آن کشورها درگیر چالش‌های امنیتی خواهند شد که هیچ ربطی به‌آنها ندارد.

 

با این حساب اکنون و پیش از آغاز جنگ، مناسب‌ترین گزینه برای کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکا در سطح منطقه، جلوگیری از بروز جنگ میان ایران و آمریکا است تا در حقیقت امنیت خود را حفظ کنند. پس از شروع جنگ نیز آنها با هدف کاستن از تبعات جنگ باز خواهند کوشید که درگیری هرچه سریع‌تر متوقف شود، زیرا ادامه جنگ دامنه و عمق تبعات آن را برای دولت‌های میزبان افزایش خواهد داد.

 

آنچه که امکان بروز خشم ملت‌ها را نسبت به استفاده آمریکا از پایگاه‌های نظامی خود در کشورشان برای جنگ افروزی علیه ملت و کشور ایران معتبرتر می‌کند، اولا؛ محبوبیت جمهوری اسلامی ایران نزد ملت‌های منطقه در مقایسه با آمریکا و دولت‌های وابسته به آن است.

 

برخلاف آمریکا که دستش به خون هزاران نفر از مردم مظلوم منطقه در لبنان، فلسطین، سوریه و دیگر کشورهای اسلامی و عربی و حتی غیر اسلامی در سراسر دنیا آلوده است، جمهوری اسلامی ایران همواره حامی مظلومان منطقه و جهان بوده است و اتفاقا بسیاری از مشکلاتی که قدرت‌های جهانی برای آن ایجاد می‌کنند با هدف وادار کردن ملت ایران به عقب‌نشینی از موضع حمایتی خود نسبت به ملل تحت ستم آمریکا، اسرائیل و دیگر ستمگران عالم است. این مسئله به نوبه خود سبب محبوبیت ایران در نزد ملل مسلمان و آزادیخواه منطقه و جهان و جلب حمایت آنها از ایران و اهداف منطقه‌ای آن شده است که در صدر آنها اخراج آمریکا از منطقه و آزادی سرزمین‌های اشغالی فلسطین است.

 

علاوه بر این جمهوری اسلامی در نگاه ملت‌های منطقه برخلاف اغلب نظام‌های سیاسی حاکم بر کشورهای منطقه، نظامی است مردمسالار که توانسته با تکیه به مردم و استحکام  مردم پایه ساخت درونی قدرت، هویتی مستقل و مقاوم برای ایران ایجاد کند که نه‌تنها قادر است در مقابل ابرقدرت‌های جهان قد علم کند بلکه می‌تواند هرگونه تعرض به خاک و منافع خود را در اندک زمانی به‌گونه‌ای پاسخ دهد که دشمن را وادار به عقب‌نشینی و پشیمانی از شرارت‌های خود کند.

 

ثانیا؛ امروز پدیده «مقاومت» و جبهه‌ای شدن مقاومت تحت تأثیر انقلاب اسلامی حقیقتی غیر قابل انکار در منطقه غرب آسیا است. صداقت و صراحت جمهوری اسلامی برای حمایت از مقاومت و گروه‌های مقاومت موجب دلبستگی معنوی جریان مقاومت به انقلاب اسلامی و هم‌سرنوشتی آنان با جمهوری اسلامی شده است. مرور اخبار چند روز اخیر که در آنها موضوع تهاجم آمریکا به ایران در رسانه‌ها برجسته‌سازی شده، نشان می‌دهد که موجی گسترده از حمایت از ایران در بین گروه‌های مقاومت شکل گرفته است. این پدیده مبارک باعث شده است عمق راهبردی و عملیاتی ایران تا پشت دیوار پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای منطقه توسعه یابد و دستگاه محاسباتی دشمن را نسبت به آتش خشم و انتقام گروه‌های مقاومت حامی ایران حساس کند

 

تمامی این اتفاقات لزوم پایان دادن به حضور جنگ‌افروزانه و بی‌ثبات‌کننده آمریکا در منطقه را در اذهان عمومی و دولت‌های منطقه تقویت می‌کند و از این رو منطقه‌ای شدن جنگ بدترین گزینه‌ای است که آمریکا با آن مواجه است و او در این گزینه نه فقط با دولت‌ها بلکه با ملت‌های منطقه مواجه است، نیرویی که به راحتی توان اخراج آمریکا از منطقه آسیای غربی را دارد و آماده هزینه دادن برای آن هم هست، همچنان که پیش از این طعم شیرین آن را ملت‌های ایران، عراق و افغانستان در فراری دادن و اخراج آمریکایی‌ها از کشورشان تجربه کرده‌اند.

 

انتهای پیام/

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

http://www.tasnimnews.ir/fa/news/1404/11/05/3501200/

 

دروغ حضور حشدالشعبی و حزب الله در اغتشاشات ایران از کجا آمد؟

05 بهمن 1404 - 17:35 

دروغ استفاده از نیروهای غیرایرانی در مقابله با آشوب‌های داخلی با چند هدف در ایران دنبال می‌شود.

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- یکی از شبهات ثابت و پر تکرار که رسانه‌های ضدایرانی در جریان ناآرامی‌ها و اغتشاشات در ایران مطرح می‌کنند، ادعای «استفاده جمهوری اسلامی از نیروهای خارجی برای سرکوب مردم» است؛ ادعایی که معمولاً با آوردن نام‌هایی چون حشد الشعبی، حزب‌الله لبنان، فاطمیون، زینبیون و... مطرح می‌شود.

 

حتماً شما هم بارها این اظهار نظرهای کذب را از اشخاص و رسانه‌های ضد انقلاب شنیده‌اید؛ روایتی که البته تازگی هم ندارد و اولین ‌بار به طور گسترده در جریان فتنه سال 88 مطرح شد.

 

در ایام فتنه آن سال، یک مرتبه شبکه‌های ماهواره‌ای و فعالین فضای مجازی اعلام کردند که جمهوری اسلامی، نیروهایی را از حزب الله لبنان برای سرکوب اعتراضات به ایران آورده است.

 

 رسانه‌های ضدانقلاب، این ادعا را که توسط افرادی نظیر امیرفرشاد ابراهیمی (از عناصر فراری و بدنام ضدانقلاب) منتشر شده بود، در سطح وسیعی گسترش دادند و برای اثبات ادعای خود نیز تصویری از چند جوان بسیجی در جریان مقابله با اغتشاشات در منطقه قیطریه تهران منتشر کردند و مدعی شدند یکی ازآنها برادر شهید «علی منیف اشمر» (شهید مشهور استشهادی حزب الله لبنان که در سال 1375 شهید شد) است.

 

 

 

تصویر شهید مهدی نوروزی در جریان فتنه 88 که به عنوان یکی از فرماندهان حزب الله منتشر شد

 

این ادعا در همان مقطع تکذیب شد اما اثبات آن 5 سال طول کشید.

 

در دی ماه سال 1393، در جریان مقابله با تروریست‌های تکفیری در سامرا و در اطراف حرم امامین عسگریین (ع)، هویت فردی که گفته می‌شد از لبنان برای سرکوب به ایران آمده، مشخص شد.

 

شهید «مهدی نوروزی» اهل کرمانشاه، فردی بود که تا مدتها رسانه‌های ضدانقلاب تصویرش را به عنوان یک لبنانی در اغتشاشات ایران منتشر می‌کردند و حالا بعد از شهادتش، امکان افشای هویت واقعی او فراهم شده بود.

 

16 سال از فتنه سال 88 می‌گذرد و در طول این سال‌ها چند مرتبه دیگر کشور درگیر بحران و اغتشاش و ناآرامی شد از جمله در سال 96، 98، 1401 و دی ماه 1404. بدون استثنا در همه این ناآرامی -که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از هموطنان شد- این دروغ -یعنی استفاده از افراد غیرایرانی برای سرکوب- یکی از مهمترین شبهات و دروغ‌های رسانه‌های ضدانقلاب بوده است با این تفاوت که اگر آنها در گذشته فقط حزب‌الله را می‌شناختند، حالا اسم حشد الشعبی، فاطمیون و زینبیون را هم شنیده‌اند.

 

برای مثال به این تصویر که اسکرین شات یکی از تبلیغات گسترده بازی‌های رایانه‌ای در این روزها است، نگاه کنید.

 

 

 

بررسی الگوی رسانه‌ای این شبهه نشان می‌دهد هدف اصلی از طرح آن، نه اطلاع‌رسانی، بلکه عملیات روانی است و ضدانقلاب از طرح این ادعا چند هدف را دنبال می‌کند:

 

1- سلب مشروعیت از نظام: یکی از اهدف اصلی از طرح چنین دروغی، زیر سؤال بردن پایگاه اجتماعی و مشروعیت داخلی نظام و القای این گزاره است که جمهوری اسلامی برای حفظ خود، ناچار به استفاده از «نیروهای بیگانه» شده و این یعنی نیروهای نظامی و امنیتی (از بسیج گرفته تا سپاه و پلیس) دیگر حاضر نیستند تا برای حفظ حکومت، با اغتشاشگران برخورد کنند.

 

البته شبهه ریزش نیروهای نظامی و امنیتی هم از آن شبهات همیشگی در طول اغتشاشات سال های اخیر بوده است؛ ادعایی که حسین باستانی کارشناس بی بی سی فارسی نیز صراحتاً به دروغ و ساختگی بودن آن در طول این سالها اشاره کرده است.

 

فیلم زیر را ببینید:

 

 

 

2- تحریک احساسات ملی‌گرایانه: طرح نام نیروهای غیرایرانی و حضور آنها در جریان مقابله با آشوب‌های داخلی، می‌تواند تلاشی برای تحریک حساسیت‌های ملی و ایجاد شکاف میان مردم و ساختارهای امنیتی کشور باشد و طنز ماجرا اینجاست که این ادعا از سوی کسانی مطرح می‌شود که شب و روزشان به التماس از خارجی‌ها (آمریکا و اسرائیل) برای حمله به ایران می‌گذرد و همه جای ترامپ و نتانیاهو را برای تسریع در این حمله زخم کرده‌اند.

 

3- تطهیر خشونت اغتشاشگران: وقتی نیروی مقابله کننده با آشوب‌ها «بیگانه» معرفی شود، خشونت علیه او نیز در روایت رسانه‌ای قابل توجیه یا حتی مشروع جلوه داده می‌شود.

 

آشوب‌های اخیر از حیث خشونت و استفاده از سلاح (چه سرد و چه گرم)، حجم بالای تخریب اماکن عمومی و خصوصی، کشتار مردم بی‌گناه، بریدن سر و آتش زدن افراد –بخصوص نیروهای امنیتی- یکی از بی‌نظیرترین و وحشیانه‌ترین بحران‌های سال‌های اخیر بوده است پس لازم است برای توجیه این حجم از جنایت، گفته شود که جمهوری اسلامی از بیگانگان برای سرکوب استفاده کرده است.

 

4- زمینه‌سازی برای فشار خارجی: ننگ التماس به بیگانه برای حمله نظامی به سرزمین مادری، یکی از بزرگترین رسوایی‌های فتنه اخیر بود. التماس‌های تهوع‌آور و لحظه شماری برای حمله نظامی به ایران آنقدر کثیف است که برخی از اشخاص و جریان‌های مخالف نظام هم سعی می‌کنند تا امن خود را از آن پاک نگه دارند اما جریانات ضدانقلاب از منافقین گرفته تا تجزیه‌طلبان و سلطنت طلب‌ها (بخصوص شخص رضا پهلوی  و رسانه‌های وابسته به آنها نظیر اینترنشنال، من و تو، بی بی سی و ...) حیات خودشان را در این می‌بینند که ترامپ و نتانیاهو را برای حمله به ایران و شکل دادن یک جنگ نظامی تمام عیار که طبیعتاً به کشته شدن هزاران نفر در داخل و تخریب بسیاری از زیرساخت های کشور خواهد انجامید، قانع کنند.

 

 

 

مراد ویسی از کارشناسان شبکه اسرائیلی اینترنشنال و یکی از اصلی‌ترین مروجین و تطهیر کنندگان حمله خارجی به ایران، همان دروغ استفاده از نیروهای غیرایرانی را بدون هیچ سندی مطرح می‌کند

 

5- تخریب آرمان‌ها و متحدین ایران در منطقه: در سال 88 طرح ادعای دروغ استفاده از نیروهای حزب‌الله در اغتشاشات داخلی ایران، به شعار «نه غزه، نه لبنان» ختم شد و طرح همین شعار هم نشان می‌داد که هدف از ترویج چنین دروغی چه بوده است.

 

حالا بعد از چند سال که محور مقاومت در منطقه شکل گرفته و بیشترین ضربات را به اسرائیل، آمریکا و متحدین آنها زده، باز باید با همان شیوه و این بار با آوردن نام‌های دیگری علاوه بر حزب الله به تخریب این محور در اذهان ایرانیان بپردازند.

 

 

 

بدون شرح!

 

ادعای بی سند

 

در ایران، مسئولیت تأمین امنیت داخلی به‌صورت شفاف بر عهده نهادهای مشخص داخلی (پلیس، وزارت اطلاعات، بسیج و سپاه) است و هیچ گزارش رسمی، حقوقی یا مستقل بین‌المللی معتبری تاکنون ادعای استفاده از نیروهای خارجی را تأیید نکرده است.

 

از طرف دیگر، فارغ از اینکه استفاده از نیروهای نظامی یا شبه‌نظامی خارجی برای کنترل ناآرامی‌های داخلی، نه‌تنها فاقد منطق عملیاتی است، بلکه تبعات حقوقی، امنیتی و سیاسی سنگینی برای هر کشوری دارد، نیروهایی مانند حشدالشعبی، حزب‌الله یا فاطمیون، ساختار، زبان، چهره و نشان‌های خاص خودشان را دارند و پنهان‌سازی گسترده حضور آن‌ها در شهرهای مختلف ایران، آن هم در شرایط اغتشاش، عملاً غیرممکن است؛ امری که خود به‌تنهایی ادعای مطرح‌شده را با تردید جدی مواجه می‌کند و جای سوال دارد که در عصر تلفن‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی و پوشش لحظه‌به‌لحظه حوادث، چرا هیچ تصویر یا سند متقنی بدست نیامده است؟

 

با این تفاسیر، ادعای استفاده جمهوری اسلامی از نیروهای خارجی برای سرکوب اغتشاشات، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، یک روایت رسانه‌ای تکراری، بدون سند و با اهداف مشخص روانی و سیاسی است و استمرار طرح آن در طول این سال‌ها، بدلیل کارکرد تبلیغاتی‌اش در فضای رسانه‌ای است؛ روایتی که با گذشت زمان و فقدان هرگونه مدرک معتبر، بیش از پیش به‌عنوان یک «دروغ مصرفی» قابل شناسایی است؛ دروغی که البته –هرچند روشن- اما با کمال تاسف هنوز هم برخی آن را باور می‌کنند.

 

انتهای پیام/

 

 

 

 

  • اکبر فیجانی

بر اندازی دمکراسی ها و دولت های مستقل توسط آمریکا-گزیده مقالات

اکبر فیجانی | شنبه, ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۲۵ ق.ظ

 

توجه:  مطالب این پست به صورت دوره ای با مطالب دیگر جایگزین می شود.

 

 

دخالت نظامی و عیر نظامی در امور داخلی کشورها و بر اندازی دمکراسی ها و دولت های مستقل توسط آمریکا-گزیده مقالات

 

بخش اول- مقالات فارسی

 

 

فرهیختگان

شماره ۲۸۹۸ | صفحه ۱۴ | پرونده 13 آبان

«فرهیختگان» از دخالت‌های آمریکا در کشورهای مختلف جهان گزارش می‌دهد

آمـریکـا امپراتوری کودتا

نویسنده: سیدمهدی طالبی، روزنامه‌نگار /  پیروزی در جنگ جهانی دوم با کمترین هزینه، آمریکا را مهیای دخالت در سایر نقاط دنیا کرد. این کشور از آن زمان تا امروز بارها و بارها در امور داخلی کشورهای دیگر دخالت کرده و حتی در چندین کشور عامل اصلی کودتا بوده است. تاکنون آمریکا تقریبا در بیش از 50 کشور دخالت مستقیم داشته است. واشنگتن از روش‌های گوناگون از جمله کودتا، ترور سیاسی، کمک مالی به اپوزیسیون، ارعاب، تطمیع و حتی تبلیغات به دنبال سرنگونی دولت‌ها بوده است. در این گزارش به برخی دخالت‌های آمریکا در امور داخلی کشورها اشاره شده است.

 

ایران 1953

 

حمایت‌های آیت‌الله کاشانی از ملی‌گرایان به رهبری دکتر محمد مصدق منجر به تلاش‌های استقلال‌خواهانه و درنهایت ملی شدن صنعت نفت ایران شد. این اقدام منافع انگلیس را در ایران به خطر انداخت و این کشور تلاش کرد به همراه آمریکا، دولت وقت را سرنگون کند. دستگاه اطلاعاتی انگلیس با مدیریت میدانی سازمان سیا دست به مجموعه اقدامات بی‌ثبات‌ساز علیه دولت مصدق زد. سازمان سیا با تزریق پول به روزنامه‌ها و نشریات داخلی، کمپین رسانه‌ای قدرتمندی را علیه مصدق سازماندهی کرد و با پرداخت رشوه به اعضای مجلس، ارتشی‌ها و نیز نیروهای موجود در دولت، زمینه را برای انجام کودتا در ایران فراهم کرد. رهبری این عملیات برعهده «کرمیت روزولت» گذاشته شد. انگلیسی‌ها از طریق یک رابط به شاه اطلاع دادند که آمریکا و بریتانیا قصد کودتا دارند و وحشتی از این کار ندارند. اما باید شاه با روزولت ملاقات کند. این ملاقات شبانه در یک اتومبیل انجام شد و عملیات در غروب ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ با حضور گروهی از افسران سیا در ویلای امنی در تهران طرح‌ریزی شد. بر پایه‌گزارش دونالد ویلبر، کارشناس سیا در ایران برای اطمینان شاه از حمایت آمریکا و بریتانیا از کودتا قرار بود رادیوی فارسی بی‌بی‌سی جمله «الان نیمه‌شب است» را به «الان دقیقا نیمه شب است» تغییر دهد. ساعات اولیه صبح ۲۸ مرداد، عوامل کودتا با پیگیری و خرج کردن مبلغ زیادی پول نیروهایی از اوباش را به خیابان‌ها آوردند و شعار «جاوید شاه» را سر دادند. نظامیانی هم که با دریافت پول به شرکت در کودتا رضایت داده بودند، با جمعیت همراه شدند. سازمان سیا به‌تازگی اسنادی را منتشر کرده که نشان می‌دهد آنها دخالت مستقیم در کودتا داشته و قصد داشتند در صورتی که کودتا علیه دولت دکتر محمد مصدق شکست بخورد، در ایران یک جنگ چریکی دامنه‌دار راه بیندازند.

 

گواتمالا 1954

 

انگیزه اصلی کودتای گواتمالا، سود اقتصادی دولتمردان آمریکا در زمینه تجارت موز بود. تصویب یک قانون برای واگذاری زمین‌هایی که در آن کشت صورت نمی‌گیرد به مردم، باعث نگرانی «شرکت میوه‌جات یونایتد» شد که زمین‌های زیاد بدون کشتی را برای عدم شکل‌گیری رقیب در اختیار داشت. روسای شرکت که ارتباط نزدیکی با برادران فاستر داشتند- که یکی وزیر امور خارجه آمریکا و دیگری رئیس سازمان سیا بود- توانستند دولت آمریکا را مجاب به کودتا در گواتمالا کنند. وزارت خارجه آمریکا و سازمان سیا اقدام به آموزش مزدوران، بمبگذاری در مناطق مختلف کشور و نیز پخش شایعات کردند. درنهایت دولت گواتمالا با ایجاد رعب و وحشت درباره احتمال حمله نظامی مستقیم آمریکا ساقط شد.

 

کنگو 1960

 

سال 1960 و با مبارزات انقلابی به رهبری پاتریس لومومبا کنگو به استقلال رسید. در نخستین انتخابات پارلمانی این کشور حزب لومومبا به پیروزی رسید و وی نخست‌وزیر شد. مشکلات لومومبا زمانی آغاز شد که او قصد داشت جلوی دست‌اندازی آمریکا و بلژیک را به استان ثروتمند کاتانگا بگیرد. این استان معادن بسیار غنی اورانیوم داشت و منبع مهمی برای تامین نیازهای اتمی آمریکا بود. آمریکا برای حفظ این معادن، با حمایت از موسی چومبه رقیب سیاسی لومومبا موفق شد حکومت وی را متزلزل کند. درخواست کمک نظامی لومومبا از شوروی برای مقابله با نیروهای چومبه موجب شد آمریکا مستقیما علیه او کودتا کند. لومومبا پس از دستگیری در اسید حل شد.

 

کوبا 1961

 

تشکیل حکومتی انقلابی در کوبا آن هم درست کنار گوش آمریکا چیزی نبود که برای مقامات آمریکایی قابل تحمل باشد. باز باید دو ستون کودتاگر آمریکا (وزارت خارجه و سازمان سیا) وارد کار می‌شدند. در ۱۹۶۰ طرح کودتا علیه دولت انقلابی کوبا توسط سیا تهیه شد. پس از تصویب این طرح انتخاب و آموزش 1500 نفر از افرادی که پس از انقلاب از کوبا گریخته بودند، آغاز شد. این افراد در سال 1961 و از راه دریا به خلیج خوک‌ها حمله کردند تا بتوانند به سمت هاوانا پایتخت پیشروی کنند اما به دلیل لو رفتن عملیات از ارتش کوبا شکست خوردند.

 

عراق 1963

 

نظامیان ملی‌گرای عراقی در سال 1958 موفق به سرنگونی حکومت پادشاهی این کشور و نخست‌وزیر غرب‌گرای آن یعنی نوری سعید شدند. به دنبال این انقلاب عبدالکریم قاسم، رئیس ستاد مشترک ارتش پادشاهی- که پادشاه را برکنار کرده بود- توانست قدرت را در دست بگیرد. قدرت‌گیری او موجب خشنودی شوروی به‌عنوان قطب چپ‌گرایان و همچنین مصر قطب ملی‌گرایان عرب شد. قاسم در سال 1959 از پیمان نظامی سنتو- که آمریکا آن را ایجاد کرده بود- خارج شد. آمریکا برای مقابله با این وضعیت دست به کار شد و با ارتباط‌گیری با جناح‌های مخالف قاسم موفق شد علیه او دست به کودتا بزند. به دنبال این کودتا عبدالرحمن عارف قدرت را در دست گرفت.

 

برزیل 1964

 

ژائو گولارت، رئیس‌جمهور منتخب برزیل ۳۱ مارس ۱۹۶۴ با یک کودتای نظامی هدایت‌شده توسط آمریکا سرنگون شد. آمریکا این کودتا را برای جلوگیری از قدرت‌گیری چپ‌ها در برزیل انجام داد تا ضمن کوتاه کردن دست شوروی از این کشور سیاست حیاط خلوت خود در آمریکای لاتین را نیز پیش ببرد. نتیجه کودتای آمریکایی علیه گولارت ایجاد «خونتا»ی نظامی در برزیل بود. خونتا واژه‌ای اسپانیایی به معنای شورای حکومتی است که در برخی موارد به شورایی حکومتی ایجادشده توسط نظامیان اطلاق می‌شود. برزیل به دنبال کودتای سال 1964 ، 21 سال یعنی تا سال ۱۹۸۵ تحت حکومت خونتای نظامی قرار گرفت.

 

اندونزی 1965

 

تلاش «احمد سوکارنو»، رهبر جنبش استقلال اندونزی برای ایجاد جبهه ضد غربی باعث شد آمریکا کودتای سرنگونی سوکارنو از ریاست‌جمهوری را طراحی کند. اکتبر ۱۹۶۵، افسران گارد ریاست‌جمهوری از بیم کودتا، 6 افسر وابسته به آمریکا را بعد از دستگیری کشتند، با وجود این کودتا توسط افسر دیگری به اجرا درآمد. او با اشغال پایگاه هوایی تحت کنترل طرفداران سوکارنو، آنها را شکست داد. پس از این اتفاق جایگاه سیاسی سوکارنو تضعیف شد و اندونزی دو سال دچار بی‌ثباتی سیاسی بود. در سال 1967 سوکارنو با فشارهای آمریکا و نظامیان وابسته به آن برکنار شد و سه سال بعد نیز فوت کرد.

 

غنا 1969

 

«قوام نکرومه» که در آخرین دهه‌های استعمار بریتانیا بر غنا در دهه 1950 تا 1960 نخست‌وزیر این کشور بود، با کسب استقلال از بریتانیا، نخستین رئیس‌جمهور غنا شد. این چهره ضد امپریالیستی در سال 1965 کتاب «استعمارنو: آخرین مرحله از امپریالیسم» را نوشت ولی چهارسال بعد و در سال 1969 طی یک کودتای مشترک انگلیسی-آمریکایی سرنگون شد. دولت آمریکا تا مدت‌ها دخالت خود در این کودتا را تکذیب می‌کرد اما سال‌ها بعد، یکی از روزنامه‌های انگلیس افشا کرد که 40 نفر از افسران سیا اقدام به توزیع اسلحه در میان مخالفان نکرومه کردند. این افراد بعد از موفقیت کودتا نیز توسط دولت آمریکا مورد تقدیر قرار گرفته‌اند.

 

بولیوی 1971

 

بولیوی در مرکز آمریکای لاتین واقع شده است؛ ‌قاره‌ای که آمریکا خود را قیم اصلی آن می‌داند. در سال 1971 در بولیوی، کودتای «هوگو بانسر» علیه «خوان خوسه تورس» رئیس‌جمهور قانونی بولیوی رقم خورد. بعدها یادداشت‌هایی از نشست کمیته 40 -که شاخه اجرایی انجام کودتا تحت رهبری هنری کیسینجر مشاور امنیت ملی آمریکا و مسئول نظارت بر عملیات‌های مخفی بودند- منتشر شد. در این یادداشت‌ها آمده بود که نیکسون رئیس‌جمهور وقت آمریکا و کیسینجر در پشت پرده کودتا علیه دولت قانونی بولیوی بوده‌اند و به کودتاچیان کمک مالی کرده‌اند.

 

شیلی 1973

 

دولت آمریکا تیمی از اعضای سیا و وزارت خارجه را برای دخالت در انتخابات سال 1964 شیلی به این کشور فرستاد. این گروه با انجام اقدامات رسانه‌ای و جنگ روانی باعث شکست «سالوادور آلنده» سیاستمدار چپ‌گرای شیلیایی از «ادواردو فری» شدند. آلنده در سال 1970 با وجود تمام تلاش‌های آمریکا در انتخابات پیروز شد و به مقام ریاست‌جمهوری دست یافت. این پیروزی باعث شد آمریکا زمین بازی را از جنگ روانی به جنگ میدانی تغییر دهد. در این مرحله ژنرال پینوشه با کودتا علیه آلنده و حمله به ساختمان‌های دولتی با کشتن رئیس‌جمهور قدرت را در شیلی در دست گرفت. پس از این کودتا 30 هزار نفر اعدام شده و بیش از 100 هزار نفر بازداشت شدند.

 

اوروگوئه 1973

 

اروگوئه یکی دیگر از کشورهای آمریکای لاتین است که طعم کودتاهای آمریکا را چشیده، البته با عاملیت رئیس‌جمهور مستقرش. در سال 1973 «خوآن ماریا بوردابری»، رئیس‌جمهور اروگوئه با انجام کودتایی علیه قانون اساسی و نهادهای سیاسی کشورش باعث تعطیل شدن کنگره، سانسور مطبوعات و غیرفعال شدن اتحادیه‌ها و گروه‌های سیاسی شد. او سه سال بعد از کودتا با افزایش درگیری‌های سیاسی مواجه شد و سقوط کرد اما رژیم نظامی‌ای که در اروگوئه پایه‌گذاری کرده بود تا سال 1985 قدرت را در مونته‌ویدئو در دست داشت.

 

آرژانتین 1976

24مارس۱۹۷۶ نظامیان آرژانتین بر ضددولت انتخابی این کشور کودتا کردند. در جریان این کودتا «ایزابل مارتینز پرون»، رئیس‌جمهور محبوب آرژانتین از کار برکنار شد و نظامیان قدرت را در بوئنوس‌آیرس در دست گرفتند. بر اساس اسنادی که در سال 2003 در آمریکا منتشر شدند، در اکتبر 1976 بلافاصله پس از انجام کودتا بین «هنری کیسینجر» و «گوزیتی» وزرای خارجه وقت آمریکا و آرژانتین گفت‌وگوهای صورت گرفته که در آن کیسینجر از دولت کودتا حمایت کرده و بر جنگ ناعادلانه‌ای که در آن 30هزار نفر که اکثر آنها جوان بوده‌اند، کشته شده و 400 کودک نیز به سرقت رفتند، صحه گذاشته است.

 

پاکستان 1977

 

پاکستان در دهه 70 یکی از کشورهای حاضر در کمربند بهداشتی علیه کمونیسم بود. این کشور به همراه ایران و ترکیه در پیمان سنتو وظیفه داشتند در مقابل نفوذ شوروی مقاومت کنند و مانع از تسری کمونیسم به دیگر مناطق شوند. مقارن با حکومت متحدان شوروی در افغانستان، «ذوالفقار علی بوتو»، نخست‌وزیر پاکستان در مذاکرات مخفیانه تصمیم گرفت به شوروی اجازه دسترسی به بنادرش را بدهد. با این اتفاق روس‌ها می‌توانستند به آرزوی دیرینه خود دست پیدا کنند و به آب‌های گرم برسند و از انزوای زمینی خارج شوند. همین مساله موجب شد آمریکا به کمک ژنرال ضیاءالحق علیه بوتو کودتا کند. بوتو یک‌سال بعد به اتهام ثابت نشده قتل اعدام شد.

 

ترکیه 1980

 

ترکیه سد جنوبی سازمان ناتو در مقابل نفوذ شوروی بود. این کشور در ساختار ناتو به‌نوعی وظیفه دفاع از اروپا را برعهده داشت. رشد تمایلات چپ‌گرایانه در جامعه ترکیه و به‌خصوص در میان جدایی‌طلبان کُرد باعث شد آمریکا از روی نگرانی کودتایی دیگر را در ترکیه تدارک ببیند. در سال 1980 ارتش ترکیه در کودتایی موفق شد «سلیمان دمیرل»، نخست‌وزیر این کشور را برکنار کند. پس از این کودتا چپ‌گرایان، اسلامگرایان و کردها مورد حملات شدید ارتش قرار گرفتند. در ۲۱۰ هزار دادگاهی که پس از کودتا برگزار شد برای هفت هزار نفر از متهمان درخواست اعدام شد و 16 هزار نفر نیز از حقوق شهروندی محروم شدند.

 

چاد 1980

 

«حسین حبری»، وزیر دفاع چاد در سال 1980 به تحریک فرانسه و طبق طراحی آمریکا در این کشور دست به کودتا زد. ماموریت اصلی وی مقابله با معمر قذافی همسایه شمالی چاد بود. وی چندسال پس از کودتا به لیبی حمله کرد. این حمله به دلیل بافت قومی-مذهبی چاد به گسستی عمیق در جامعه این کشور انجامید که تاکنون نیز باقی است. بنابر برخی گزارش‌ها آمریکا برای به قدرت رساندن حبری بیش از 10 میلیارد دلار هزینه کرده است. در دوره حکومت حبری 40 هزار نفر از مردم چاد به دست وی به قتل رسیدند و بیش از 200 هزار نفر نیز مورد شکنجه قرار گرفتند.

 

گرانادا 1983

 

گرانادا که در سال 1974 از بریتانیا مستقل شده بود، در سال 1979 به دست انقلابیون چپ‌گرا افتاد. این کشور که در 100 مایلی شمال ونزوئلا و در نزدیکی آمریکا واقع شده است، در آن زمان 91 هزار نفر جمعیت داشت. با وجود کوچکی این کشور تبدیل شدن آن به پایگاه چپ‌گرایان و طرفداران شوروی باعث شد آمریکا در سال 1983 به بهانه دفاع از دانشجویان آمریکایی حاضر در این کشور به گرانادا حمله کند. علی‌رغم قدرت زیاد ارتش آمریکا و نزدیکی گرانادا به این کشور، آمریکا پس از چند هفته نبرد سخت توانست بر این کشور چند ده هزار نفری فائق شود. در این نبرد در مقابل 7600 سرباز آمریکایی تنها 1500 سرباز گرانادایی وجود داشت.

 

پاناما 1989

 

جورج بوش پدر در سال 1989 دستور تهاجم ارتش آمریکا به کشور پاناما در آمریکای مرکزی را صادر کرد. او قصد خود را از این حمله دفاع از آمریکایی‌های ساکن پاناما، مبارزه با مواد مخدر و همچنین دفاع از حقوق بشر و دموکراسی اعلام کرد. در پی این حمله «مانوئل نوریگا»، رئیس‌جمهور پاماناما دستگیر و به زندانی در آمریکا منتقل شد. همچنین چهارهزار نفر از غیرنظامیان پانامایی در طول نبردها کشته شدند. آمریکا پس از پیروزی در تهاجم به این کشور ضمن انحلال ارتش کنترل کامل کانال پاناما را در دست گرفت.

 

السالوادور 1979

 

جنگ داخلی السالوادور در سال 1979 آغاز شد. در این سال مردم السالوادور علیه حکومت مورد حمایت غرب قیام کردند که به‌شدت با سرکوب دولت مواجه شدند. در  این جنگ 75هزار نفر از مردم کشته و هزاران نفر دیگر ناپدید شدند. گزارش کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل نشان می‌دهد 95درصد از کشته‌شدگان توسط دولت و تنها 5درصد توسط شبه‌نظامیان کشته شدند. نیروهای نظامی حکومت که مسئول کشته شدن ده‌ها هزار نفر از مردم بودند توسط سازمان سیا آموزش‌دیده و تحت هدایت افسران آن اقدام به کشتار مردم کردند.

 

هائیتی 1991

 

بخش زیادی از جمعیت هائیتی را بردگانی تشکیل می‌دهند که از سوی قدرت‌های اروپایی از آفریقا به این کشور آورده شده‌اند. این بردگان نخستین بار در زمان ناپلئون با قیام علیه استعمار فرانسه موفق به ایجاد ملت هائیتی شدند اما قدرت‌گیری ایالات متحده در آمریکا باعث شد این کشور مورد طمع این همسایه قدرتمند قرار بگیرد. مردم هائیتی پس از سال‌ها تلاش موفق شدند در سال 1991 طی یک انتخابات حکومتی دموکراتیک را تحت رهبری «جین برتراند آرستید» سر کار بیاورند. اما این حکومت مردمی تنها هشت ماه عمر داشت و پس از آن در یک کودتای مورد حمایت آمریکا ساقط شد. آرستید در سال 2000 توانست مجددا به قدرت بازگردد اما آمریکا بار دیگر علیه او کودتا کرد.

 

ونزوئلا2002

 

جورج بوش پسر در 2002 دستور انجام کودتا در ونزوئلا را صادر کرد. هدف از این کودتا ساقط کردن دولت چپ‌گرای «هوگو چاوز»، رئیس‌جمهور این کشور بود. علی‌رغم پیروزی نظامیان طرفدار غرب مردم ونزوئلا در حمایت از رئیس‌جمهور قانونی کشورشان دست به اعتصاب و اعتراضات سراسری زدند و 19 کشور آمریکای لاتین نیز دخالت آمریکا در امورد داخلی کاراکاس را محکوم کردند. با افزایش فشارهای مردمی و بین‌المللی تنها دوماه پس از کودتا، طرفداران آمریکا شکست خوردند و هوگو چاوز بار دیگر به قدرت بازگشت.

 

گرجستان 2003

 

پس از برگزاری انتخابات پارلمانی سال 2003 در گرجستان این کشور صحنه اعتراضات خیابانی شد. طرفداران غرب به رهبری «ساکاشویلی» دولت «شواردنازده» را به تقلب در آرا متهم کردند و خواستار برکناری وی شدند. درنهایت با اردوکشی خیابانی، یارگیری مخالفان از میان نظامیان و همچنین حرکت تظاهر‌ات‌کنندگان به سمت محل سکونت شواردنادزه وی با کناره‌گیری از سمتش موافقت کرد. بعدها یکی از نمایندگان پارلمان گرجستان گفت که بخشی از نیازهای مالی اعتراضات مردم که به «انقلاب گل سرخ» شهره شد، توسط نهادها و سازمان‌های غیردولتی مرتبط با سرمایه‌دار آمریکایی جورج سوروس تامین می‌شد.

 

اوکراین 2005

 

برای آمریکا، استفاده از الگوی انقلاب‌های رنگی، ابزار کارآمد و کم‌خطرتری نسبت به کودتا در برخی کشورها بود. پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2004 اوکراین و پیروزی «ویکتور یانکوویچ» این کشور صحنه ناآرامی‌های مدنی شد. «یوشچنکو» رقیب غرب‌گرای وی از طرفدارانش خواست تا به خیابان‌ها بیایند. مخالفان، یانکوییچ را به تقلب و همچنین تلاش برای مسموم کردن و ترور یوشچنکو متهم می‌کردند. اردوکشی‌های خیابانی که از نوامبر ۲۰۰۴ در این کشور آغاز شده بود تا ژانویه ۲۰۰۵ ادامه داشت. پارلمان اوکراین پس از افزایش فشارهای داخلی و خارجی درنهایت نتیجه انتخابات را ملغی اعلام کرد.

 

قرقیزستان 2005

 

«انقلاب‌های رنگی اینجا متوقف می‌شوند.» این جملات را عسگر آقایف دهم دسامبر 2004 در کنفرانسی در بیشکک بر زبان آورد. انتخابات با پیروزی چشمگیر طرفداران عسگر آقایف، رئیس‌جمهور این کشور همراه شد. فضاسازی رسانه‌های غربی، اعتراضات خیابانی را به دنبال داشت. بعدها نیویورک‌تایمز نوشت نمایندگانی از انگلیس، هلند و نروژ هم در آموزش مخالفان نقش داشتند. در آن زمان سرانه کمک‌های خارجی دریافتی قرقیزستان در میان کشورهای تازه‌استقلال‌یافته از همه بالاتر بود و بیشتر این پول از سوی آمریکا و تحت «قانون حمایت از آزادی» مصوبه 1992 کنگره برای کمک به دوران‌ گذار اقمار سابق شوروی پرداخت شد. معترضان در نهایت با حمله به ساختمان‌های دولتی و فرار آقایف از کشور دولت را سرنگون کردند.

لینک منبع:

https://farhikhtegandaily.com/page/165115/

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

1404/11/09

گزارشی درباره مداخله آمریکا در امور داخلی کشورها

آمریکا؛ از مهندسی کودتا تا مدیریت آشوب

 

مداخله در امور داخلی کشورها یکی از پایدارترین و درعین‌حال مناقشه‌برانگیزترین مؤلفه‌های سیاست خارجی آمریکا بوده است؛ سیاستی که صرف‌نظر از تغییر دولت‌ها، احزاب و گفتمان‌های رسمی، همواره در اشکال مختلف ادامه یافته است. برخلاف روایت مسلط در ادبیات رسمی واشنگتن که این اقدامات را ذیل عناوینی چون «حمایت از دموکراسی»، «مهار بی‌ثباتی» یا «دفاع از نظم بین‌المللی» توجیه می‌کند، بررسی تجربیات تاریخی نشان می‌دهد که مداخله آمریکا اغلب زمانی آغاز شده که دولت‌های مستقل، مسیر تصمیم‌گیری سیاسی یا اقتصادی خود را خارج از چارچوب منافع راهبردی این کشور تعریف کرده‌اند.

 

این مداخلات الزاماً به اشغال نظامی مستقیم محدود نبوده و طیفی گسترده از ابزارها را دربر گرفته است؛ از کودتاهای کلاسیک و عملیات مخفی سازمان‌های اطلاعاتی گرفته تا جنگ اقتصادی، تحریم‌های فلج‌کننده، عملیات روانی، حمایت مالی و رسانه‌ای از بازیگران همسو و مهندسی نارضایتی‌های اجتماعی. آنچه این پرونده‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد نه تفاوت‌های جغرافیایی یا ایدئولوژیک بلکه منطق مشترکی است که استقلال سیاسی و اقتصادی دولت‌ها را در صورت تعارض با منافع آمریکا، به تهدیدی قابل حذف یا مهار تبدیل می‌کند.

 

مطالعه موردی ۶ کشور ایران، گواتمالا، شیلی، نیکاراگوئه، اوکراین و ونزوئلا، تصویری روشن از این الگوی تکرارشونده ارائه می‌دهد؛ الگویی که پیامدهای آن نه «ثبات» بلکه بی‌ثباتی‌های عمیق و ماندگار بوده است.

 

* کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران؛ بازگشت نفت به مدار غرب

هدف اصلی آمریکا از مداخله در ایرانِ سال ۱۳۳۲، مهار یک دولت مستقل بود که با ملّی کردن صنعت نفت، نظم مطلوب غرب در غرب آسیا را به چالش کشیده بود. دولت محمد مصدق نه‌تنها منافع انگلیس را قطع کرد، بلکه این پیام را مخابره می‌کرد که یک کشور جهانِ پیرامونی می‌تواند بدون وابستگی به بلوک‌های قدرت، بر منابع راهبردی خود حاکم باشد. برای واشنگتن، خطر اصلی نه صرفاً از دست رفتن نفت، بلکه الگوشدن یک ملی‌گرایی مستقل در منطقه‌ای حساس بود؛ الگویی که می‌توانست به سایر کشورها نیز سرایت کند.

 

برای خنثی‌سازی این روند، آمریکا با همکاری سرویس اطلاعاتی انگلیس، عملیات مخفی «آژاکس» را طراحی و اجرا کرد. اسناد رسمی منتشرشده سیا نشان می‌دهد که این عملیات مبتنی بر جنگ روانی سازمان‌یافته، خرید وفاداری سیاستمداران، تحریک آشوب خیابانی و نفوذ در ساختار ارتش بود. رسانه‌ها با منابع مالی خارجی به تخریب دولت مشغول شدند، شکاف‌های اجتماعی و مذهبی تعمیق یافت و با ایجاد فضای ناامنی، زمینه مداخله نظامی فراهم شد. کودتا نه یک واکنش خودجوش، بلکه نتیجه مهندسی دقیق سیاسی و امنیتی از بیرون بود.

 

نتیجه این مداخله، سقوط دولت قانونی و بازگشت قدرت مطلقه شاه با حمایت مستقیم آمریکا بود. در پی کودتا، قراردادهای نفتی جدید تنظیم شد که سهم قابل‌توجهی را به شرکت‌های آمریکایی اختصاص می‌داد و ایران عملاً به یکی از ستون‌های نظم امنیتی غرب در منطقه تبدیل شد. اما پیامد بلندمدت این اقدام، چیزی فراتر از تغییر دولت بود؛ تخریب اعتماد عمومی به روندهای دموکراتیک، تعمیق وابستگی خارجی و شکل‌گیری چرخه‌ای از بی‌ثباتی سیاسی که اثرات آن تا دهه‌ها بعد باقی ماند. ۲۸ مرداد به الگویی بدل شد که نشان می‌داد مداخله خارجی حتی اگر در کوتاه‌مدت منافع راهبردی را برای مداخله‌گر تأمین کند، در بلندمدت هزینه‌های عمیق اجتماعی و سیاسی به‌جا می‌گذارد.

 

* گواتمالا ۱۹۵۴؛ سرنگونی اصلاحات ملی به نام «مهار کمونیسم»

هدف اصلی آمریکا از مداخله در گواتمالا جلوگیری از تثبیت دولتی بود که اصلاحات اقتصادی مستقل را در پیش گرفته و منافع شرکت‌های بزرگ آمریکایی را تهدید می‌کرد. دولت «خاکوبو آربنز» با اجرای برنامه اصلاحات ارضی، زمین‌های بلااستفاده شرکت «یونایتد فروت» را مشمول ملی‌سازی کرد؛ شرکتی که روابط عمیق و مستقیم با نخبگان سیاسی واشنگتن داشت. برای آمریکا، مسئله صرفاً گواتمالا نبود، بلکه خطر الگوشدن یک دولت مستقل و اصلاح‌طلب در آمریکای لاتین بود؛ الگویی که می‌توانست نظم اقتصادی مبتنی بر سلطه شرکت‌های فراملی را به چالش بکشد.

 

برای مهار این روند، سازمان سیا در گواتمالا عملیات مخفی «PBSUCCESS» را در سال ۱۹۵۴ طراحی و اجرا کرد. این عملیات بر پایه جنگ روانی، عملیات رسانه‌ای جعلی، تهدید نظامی ساختگی و حمایت غیرمستقیم از نیروهای شورشی شکل گرفت. رادیوهای وابسته به سیا اخبار دروغین از پیشروی نیروهای شورشی پخش می‌کردند، فضای رعب و فروپاشی روانی در ارتش ایجاد شد و دولت آربنز در انزوای سیاسی قرار گرفت. بدون تهاجم نظامی گسترده، اما با مهندسی ادراک عمومی و فشار سیاسی، رئیس‌جمهور منتخب مجبور به استعفا شد.

 

نتیجه این مداخله، سقوط دولت قانونی و استقرار یک رژیم نظامی طرفدار آمریکا بود که اصلاحات اجتماعی را متوقف کرد و کشور را وارد دهه‌ها بی‌ثباتی کرد. جنگ داخلی طولانی‌مدت، سرکوب گسترده غیرنظامیان و نقض سیستماتیک حقوق بشر از پیامدهای مستقیم این کودتا بود. تجربه گواتمالا نشان داد که مداخله آمریکا، حتی زمانی که با حداقل نیروی نظامی انجام می‌شود، می‌تواند ساختار سیاسی یک کشور را برای نسل‌ها از مسیر توسعه مستقل خارج کند؛ الگویی که بعدها در دیگر نقاط آمریکای لاتین نیز تکرار شد.

 

* شیلی ۱۹۷۳؛ مهندسی فروپاشی یک دولت منتخب

هدف آمریکا در شیلی، جلوگیری از تثبیت دولتی بود که از مسیر انتخابات آزاد به قدرت رسیده اما سیاست‌هایی مغایر با نظم اقتصادی و ایدئولوژیک غرب دنبال می‌کرد. سالوادور آلنده با ملی‌کردن صنایع کلیدی به‌ویژه معادن مس و گسترش نقش دولت در اقتصاد، منافع شرکت‌های آمریکایی و تصور واشنگتن از «قابل‌کنترل‌بودن دموکراسی» در آمریکای لاتین را به چالش کشید. نگرانی اصلی آمریکا این بود که موفقیت یک دولت سوسیالیستِ منتخب مردم، الگویی الهام‌بخش برای دیگر کشورها شود و نشان دهد تغییر ساختار قدرت لزوما نیازمند انقلاب مسلحانه نیست.

 

برای مقابله با این سناریو، آمریکا راهبردی چندلایه را به اجرا گذاشت؛ اسناد منتشرشده کاخ سفید و سیا نشان می‌دهد واشنگتن با تحریم مالی غیررسمی، قطع دسترسی به وام‌های بین‌المللی، تأمین مالی رسانه‌های مخالف، حمایت از اعتصاب‌های فلج‌کننده و ارتباط‌گیری مستمر با ارتش، عملا ثبات دولت آلنده را هدف قرار داد. دستور صریح «ریچارد نیکسون» برای «به فریاد درآوردن اقتصاد شیلی» بازتاب‌دهنده همین رویکرد بود. این فشارها به‌تدریج جامعه را دچار بحران اقتصادی و دوگانگی سیاسی کرد و زمینه روانی و عملی کودتا را فراهم آورد.

 

نتیجه این مداخله، کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ و استقرار دیکتاتوری نظامی آگوستو پینوشه بود؛ رژیمی که با سرکوب گسترده، اعدام و ناپدیدسازی مخالفان شناخته می‌شود. اگرچه شیلی به آزمایشگاه سیاست‌های اقتصادی مورد حمایت آمریکا تبدیل شد، اما هزینه آن نابودی دموکراسی، نقض گسترده حقوق بشر و شکاف عمیق اجتماعی بود. تجربه شیلی نشان داد که برای واشنگتن، حتی یک دولت منتخب نیز در صورتی که از چارچوب منافع تعریف‌شده خارج شود، می‌تواند هدف مداخله و براندازی قرار گیرد.

 

* نیکاراگوئه دهه ۱۹۸۰؛ جنگ نیابتی برای فرسایش یک انقلاب

هدف آمریکا در نیکاراگوئه، جلوگیری از تثبیت انقلابی بود که نظم سیاسی مورد نظر واشنگتن در آمریکای مرکزی را بر هم می‌زد. پس از پیروزی انقلاب ساندینیستی در سال ۱۹۷۹ و سقوط رژیم دیکتاتوری سوموسا، دولت جدید برنامه‌هایی برای اصلاحات اجتماعی، گسترش خدمات عمومی و کاهش وابستگی خارجی آغاز کرد. برای آمریکا، مسئله صرفا جهت‌گیری ایدئولوژیک دولت جدید نبود، بلکه خطر سرایت یک انقلاب موفق ضدامپریالیستی به دیگر کشورهای منطقه بود؛ منطقه‌ای که واشنگتن آن را حوزه نفوذ سنتی خود می‌دانست.

 

برای مهار این روند، آمریکا به‌جای مداخله مستقیم نظامی، راهبرد جنگ نیابتی و بی‌ثبات‌سازی مستمر را در پیش گرفت. دولت ریگان با حمایت سازمان سیا، گروه‌های مسلح موسوم به «کنتراها» را سازمان‌دهی و تسلیح کرد؛ گروه‌هایی متشکل از بقایای نیروهای رژیم پیشین که به حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی، ترور، خرابکاری و ایجاد ناامنی گسترده متهم بودند. هم‌زمان، آمریکا با اعمال تحریم‌های اقتصادی و فشار دیپلماتیک، تلاش کرد دولت نیکاراگوئه را در تنگنای مالی و سیاسی قرار دهد.

 

نتیجه این مداخله، فرسایش طولانی‌مدت جامعه نیکاراگوئه بود. جنگ داخلی هزاران کشته بر جای گذاشت، اقتصاد کشور را تضعیف کرد و مسیر توسعه را سال‌ها عقب انداخت. هرچند دولت ساندینیستی در نهایت تحت فشارهای داخلی و خارجی وارد رقابت انتخاباتی شد، اما هزینه این «گذار سیاسی» بسیار سنگین بود. تجربه نیکاراگوئه نشان داد که آمریکا برای مهار دولت‌های ناهمسو، لزوما به کودتای سریع متوسل نمی‌شود؛ جنگ فرسایشی و بی‌ثبات‌سازی تدریجی نیز ابزاری مؤثر برای تغییر موازنه قدرت به شمار می‌آید.

 

* اوکراین ۲۰۱۴؛ مهندسی تغییر قدرت در مرزهای روسیه

هدف اصلی آمریکا در اوکراین در سال ۲۰۱۴، خارج‌کردن این کشور از مدار نفوذ روسیه و تثبیت آن در ساختار سیاسی و امنیتی غرب بود. اوکراین به‌عنوان کشوری حائل میان روسیه و اروپا، جایگاهی کلیدی در موازنه قدرت اوراسیا دارد و برای واشنگتن، تداوم پیوندهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی کی‌یف با مسکو به‌معنای محدودماندن پروژه گسترش ناتو و اتحادیه اروپا به شرق بود. از این منظر، مسئله نه صرفاً اختلاف بر سر یک انتخابات یا دولت، بلکه تغییر جهت ژئوپلیتیکی یک کشور راهبردی تعریف می‌شد.

 

برای تحقق این هدف، آمریکا از مجموعه‌ای از ابزارهای سیاسی و غیرنظامی بهره گرفت. در جریان اعتراضات «میدان» در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴، واشنگتن با حمایت مالی و سازمانی از شبکه‌ای از سازمان‌های غیردولتی، آموزش فعالان سیاسی، نفوذ گسترده رسانه‌ای و پشتیبانی علنی مقامات خود از معترضان، نقشی فعال ایفا کرد. مکالمه افشاشده «ویکتوریا نولاند» -معاون وقت وزارت خارجه آمریکا- که در آن مکالمه درباره ترکیب دولت آینده اوکراین پس از کناررفتن «ویکتور یانوکوویچ» گفت‌وگو می‌شد، نشان داد آمریکا صرفاً ناظر تحولات نبود، بلکه در مهندسی آرایش قدرت پس از سقوط دولت مستقر نقش مستقیم داشت. این اقدامات هم‌زمان با فشارهای دیپلماتیک و وعده‌های اقتصادی غرب، مسیر تحولات سیاسی را شتاب داد.

 

نتیجه این روند، سقوط دولت یانوکوویچ در فوریه ۲۰۱۴، تشکیل دولت موقت مورد حمایت غرب و سپس انتخاب «پترو پوروشنکو» به‌عنوان رئیس‌جمهور در همان سال بود. این تغییر قدرت با چرخش رسمی سیاست خارجی اوکراین به‌سوی غرب همراه شد و واکنش روسیه را در پی داشت؛ از جمله الحاق شبه‌جزیره کریمه و آغاز درگیری‌های مسلحانه در شرق اوکراین. این تحولات، اوکراین را وارد چرخه‌ای مزمن از بی‌ثباتی امنیتی کرد و  در نهایت به جنگی تمام‌عیار و طولانی‌مدت در قلب اروپا انجامید که هنوزم با گذشت چند سال همزمان با دولت زلنسکی ادامه دارد. تجربه اوکراین نشان داد که مداخله سیاسی و غیرمستقیم در تغییر قدرت، حتی بدون کودتای کلاسیک یا اشغال نظامی، می‌تواند پیامدهای عمیق و بلندمدت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای داشته باشد.

 

* ونزوئلا؛ از کودتای نافرجام و جنگ اقتصادی تا ربایش مادورو

مداخله آمریکا در ونزوئلا صرفاً به حمایت سیاسی از مخالفان محدود نمانده و در دو دهه گذشته، به مجموعه‌ای از ابزارهای فشرده برای سلب حاکمیت عملی دولت مستقر تبدیل شده است. نقطه آغاز این روند، کودتای نافرجام آوریل ۲۰۰۲ علیه «هوگو چاوز» بود؛ رخدادی که اسناد منتشرشده نشان می‌دهد واشنگتن از طراحان آن آگاهی داشته و پس از برکناری موقت چاوز، دولت کودتا را به‌سرعت به رسمیت شناخت. هرچند این کودتا شکست خورد، اما الگوی مداخله وارد مرحله‌ای جدید شد.

 

در سال‌های بعد، به‌ویژه پس از روی کار آمدن «نیکلاس مادورو»، آمریکا راهبرد جنگ اقتصادی و فرسایش اجتماعی را در پیش گرفت. تحریم‌های گسترده نفتی، بانکی و مالی به‌گونه‌ای طراحی شد که ستون فقرات اقتصاد ونزوئلا را هدف قرار دهد. هم‌زمان، واشنگتن با به‌رسمیت‌شناختن دولت موازی و انتقال دارایی‌های ملی ونزوئلا به مخالفان، عملاً اصل حاکمیت دولت مرکزی را نقض کرد.

 

این روند در گام بعد، وارد فاز بی‌سابقه‌تری شد. تعیین جایزه رسمی برای «بازداشت» رئیس‌جمهور مستقر ونزوئلا، صدور کیفرخواست یک‌جانبه و طرح علنی سناریوهای بازداشت یا انتقال اجباری مادورو، مرز مداخله سیاسی را پشت سر گذاشت. در نهایت اخیرا ربایش مادورو به عنوان رئیس‌جمهور یک کشور مستقل در حقوق بین‌الملل مصداق روشن مداخله و تلاش برای تغییر حکومت از بیرون است.

 

* تحلیل کلان مداخله های آمریکا

مرور تجربه مداخلات آمریکا در ایران، گواتمالا، شیلی، نیکاراگوئه، اوکراین و ونزوئلا نشان می‌دهد آنچه در ادبیات رسمی واشنگتن به‌عنوان «حمایت از دموکراسی» یا «ثبات بین‌المللی» معرفی می‌شود، در عمل اغلب به پروژه‌ای سیستماتیک برای کنترل مسیر تصمیم‌گیری دولت‌ها بدل شده است. این مداخلات نه استثنا، بلکه بخشی از منطق پایدار سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بوده است؛ منطقی که با تغییر ابزارها و تاکتیک‌ها ادامه یافته، اما در هدف اصلی یعنی حفظ برتری ژئوپلیتیکی و اقتصادی ثبات داشته است.

 

در تمامی این پرونده‌ها، نقطه آغاز مداخله زمانی شکل گرفته که دولت‌های مستقر، به‌ویژه از طریق ملّی‌سازی منابع، اصلاحات اقتصادی مستقل یا تغییر جهت سیاست خارجی از چارچوب منافع تعریف‌شده واشنگتن خارج شده‌اند. از ایرانِ مصدق تا شیلیِ آلنده و ونزوئلای چاوز و مادورو، الگوی مشترک این بوده است که استقلال در تصمیم‌سازی، حتی اگر از مسیر انتخابات یا مطالبات مردمی حاصل شده باشد، به‌سرعت به‌عنوان تهدید بازتعریف شده است. در چنین شرایطی، آمریکا نه به اصلاح رفتار بلکه به تغییر ساختار قدرت تمایل نشان داده است.

 

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که شکل مداخله متناسب با هزینه‌ها و شرایط بین‌المللی تغییر کرده است. در دهه‌های ابتدایی جنگ سرد، کودتای کلاسیک و عملیات مخفی مستقیم ابزار غالب بود؛ اما با افزایش حساسیت افکار عمومی جهانی و پیچیده‌ترشدن حقوق بین‌الملل، واشنگتن به سمت روش‌هایی حرکت کرده که امکان انکارپذیری بیشتری دارند. جنگ اقتصادی، تحریم‌های فراگیر، فشار دیپلماتیک، عملیات روانی، حمایت مالی و رسانه‌ای از بازیگران سیاسی همسو و مهندسی نارضایتی اجتماعی، جایگزین اشغال نظامی یا کودتای آشکار شده‌اند. این تحول تاکتیکی، به‌معنای کاهش شدت مداخله نیست، بلکه نشان‌دهنده حرفه‌ای‌ترشدن و کم‌هزینه‌ترشدن آن از منظر مداخله‌گر است.

 

وجه مشترک دیگر این پرونده‌ها، فاصله معنادار میان اهداف اعلامی و نتایج واقعی است. مداخلاتی که با ادعای جلوگیری از «بی‌ثباتی» یا «اقتدارگرایی» آغاز شده‌اند، در عمل به فروپاشی نهادهای سیاسی، تضعیف حاکمیت ملی و شکل‌گیری چرخه‌های طولانی خشونت و بحران انجامیده‌اند. از جنگ داخلی خونین در گواتمالا و نیکاراگوئه گرفته تا دیکتاتوری پینوشه در شیلی، از بی‌ثباتی مزمن اوکراین تا فروپاشی اقتصادی و اجتماعی ونزوئلا، پیامد مشترک این مداخلات، هزینه‌های سنگینی بوده که مستقیما بر دوش جوامع محلی افتاده است.

 

در مجموع، این ۶ مطالعه موردی تصویر روشنی از یک الگوی تکرارشونده ارائه می‌دهد: هرجا که استقلال سیاسی و اقتصادی با منافع راهبردی آمریکا تعارض پیدا کرده، مداخله در اشکال مختلف به‌عنوان گزینه‌ای مشروع تلقی شده است. تفاوت‌ها در شکل و شدت واقعیت بنیادی را تغییر نمی‌دهد؛ مداخله نه ابزار استثنایی، بلکه بخشی ساختاری از رویکرد آمریکا به نظم جهانی بوده است.

لینک منبع:

https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62500

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

بخش دوم-مقالات انگلیسی

 

https://www.globalresearch.ca/inside-americas-meddling-machine-the-us-funded-group-that-interferes-in-elections-around-the-globe/5651551?pdf=5651551

Inside America’s Meddling Machine: The US Funded

Group That Interferes in Elections Around the Globe

Filmed inside the Capitol, this Grayzone special explores the National

Endowment for Democracy, a taxpayer funded organization that has

interfered in elections, mobilized coups, and orchestrated public relations

campaigns against nations that resist Washington’s agenda.

By Max Blumenthal

Global Research, August 23, 2018

Grayzone Project 20 August 2018

Region: USA

Theme: Intelligence, Media Disinformation

Note to readers: please click the share buttons above

On June 13, 2018 the US government-funded National Endowment for Democracy presented

its 2018 Democracy Award to a collection of Korean activists who aim to topple the

communist government of North Korea.

The event was timed to coincide with President Donald Trump’s peace summit in

Singapore with Kim Jong-Un. The ceremony appeared to be the opening shot of a massive

public relations effort aimed at stifling normalized relations with North Korea.

NED founder Carl Gershman and NED director Andy Card with a group of Korean defectors and activists

I covered the ceremony because these organizations are doing precisely what Congress

accuses Russia-funded media outlets and troll farms of doing in the United States. They

interfere in other countries’ politics with foreign money. The only difference is they do it

openly, and in the name of spreading freedom.

Founded in 1983 by then president Ronald Reagan, the National Endowment for

Democracy became an international vehicle for the neoconservative agenda. Its founding

cadre were Cold War ideologues who were, like so many early neoconservative operatives,

former Trotskyists who once belonged to the Social Democrats USA party.

Over the years, the NED and its partner organizations have weaponized civil society and

media against governments that stand in the way of right-wing, free market parties and

corporate interests.

Heavy payouts for anti-DPRK testimony, often with embarrassing results

Among the groups honored at the NED gathering was the Unification Media Group. They

foment internal opposition to the North Korean government through shortwave radio

broadcasts.

Also on hand was a collection of defectors. These activists are responsible for much of what

| 2

the West believes about North Korea and its human rights record. While many tell harrowing

tales of escape from political repression, others have been exposed as serial fabricators

lured by hefty sums of cash.

In 2017, South Korea quadrupled the payout for testimony from North Korean defectors to a

whopping $860,000. The bounty has incentivized colorful accounts of sadistic — and

unusually creative — human rights abuses.

According to one defector, a crowd of 10,000 was forced to watch the execution of 11

musicians for the crime of viewing porn. He said the musicians were shot with anti-aircraft

guns, then run over with tanks. Another defector claimed female prisoners were raped and

then forced to hand their babies over to be used as food for hungry guard dogs.

That same year, news of the defection of 13 North Korean waitresses provided a boost to

Pyonyang’s opponents

But recently, the waitresses’ manager admitted to tricking the women into leaving under

pressure from the South Korean intelligence services. The scandal is now under UN

investigation.

A separate UN investigation accusing Kim Jong-Un of crimes against humanity was marred

by fabricated testimony from defectors like Shin Dong-hyuk, who confessed to inventing

parts of his story.

Testimony to US Congress by another defector, Kwon Hyuk, who claimed to have

witnessed live human experimentation in North Korean prisons, helped drive the passage of

the North Korea Human Rights Act in 2004. But Kwon too was unmasked as a fabulist and

quickly disappeared from the public eye.

The right-wing network behind Korea’s celebrity defector

Yeonmi Park is maybe the most famous North Korean defector. She emerged on the

international scene at the One World Summit in 2014 with a heartrending tale of escape

through China.

But key parts of Park’s story at the summit differed from previous testimony she had

delivered.

One of the many inconsistencies in Park’s story was documented by journalist Mary Ann

Jolley, who reported that Park initially claimed she had escaped through China with her

mother and father.

At the One World Summit, however, Park’s interviewer claimed that she trekked through

China with only her mother, who was raped by a Chinese broker — adding an entirely new

dramatic piece to her narrative.

All along, Park was profiting from her fame, earning $12,000 and up for speeches, and

receiving critical backing from a libertarian political network that included the for-profit

Freedom Factory and the Atlas Foundation.

She was also made a media fellow by the Oslo Freedom Forum, an operation run by

| 3

Venezuelan-American oligarch Thor Halvorssen that weaponizes human rights in the

service of neoconservative foreign policy objectives.

Image on the right: In 2014, in partnership from libertarian tech billionaire Peter Thiel, Halvorssen

launched the deliberately provocative “Hack Them Back” campaign to disrupt inter-Korean peace

talks.

The campaign nearly brought the Koreas to the brink of war, as the North threatened to

retaliate against the launch of balloons into its territory containing messages denouncing its

leader. South Korea’s government also condemned the balloon launch, while peace activists

and local residents on the border attempted to block it.

Park played a starring role in the imbroglio, drumming up support for Halvorssen’s crusade

among Silicon Valley powerbrokers.

The destabilizing operation prompted Mike Bassett, a former reconaissance soldier at the

Korean Demilitarized Zone and ex-information warfare officer, to describe Park as an

instrument of well funded elements hostile to peace on the Korean peninsula. He wrote that

her

“change in narrative warrants serious scrutiny because that narrative changed

as a result of a political and economic agenda rather than a genuine desire to

inform the public about the best way to liberate North Koreans from

oppression.”

Despite being criticized for changing her narrative again and again, Park returned to the

national stage this June thanks to the New York Times, which featured her in an

inflammatory viral video aimed at undermining the Trump-Kim summit during which she

compared North Korean leader Kim Jong-un to Adolph Hitler.

The neoconservative New York Times columnist Bari Weiss also pointed to Park’s largely

discredited narrative to attack the peace summit, writing that Park herself had been raped

on her way through China. Yet Park never even made this claim. Fortunately for Weiss, her

editors at the New York Times opinion section had not bothered to conduct even a cursory

bit of research on the defectors she cited.

The Transitional Justice Working Group, an NED grantee, is responsible for delivering some

of these testimonies to the West.

At the NED ceremony, we met the group’s director, Hubert Younghman Lee, who

emphasized the importance of American backing:

“I’d like to express our sincere gratitude to bipartisan support, and also US

congresspeople and US citizens especially. We are doing this work with US

citizens’ tax [dollars].”

As with many high profile defectors, information delivered to Western media by South

Korean intelligence has often proven unreliable, and provoked some embarrassing media

| 4

updates.

In 2016, Western media filled with reports that North Korea had executed General Ri

Yong-gil. However, General Ri turned up alive days later.

Three years before, Western media buzzed with reports that Kim Jong Un had executed his

ex-girlfriend, Hyon Song-wol, by firing squad. Months later, Hyon appeared alive as ever,

performing her music on North Korean television.

So this begs the question: is North Korea populated by zombies who rise from the dead? Or

is a US-funded influence operation cultivating opposition to engagement with North Korea

by relying on often unreliable sources with dubious agendas?

Bipartisan support

During the NED ceremony, Democratic House minority leader Nancy Pelosi recalled a trip

she took to Pyongyang, the North Korean capital.

“When we saw the people in Pyonyang — the blank faces, the brainwashing

that went on — the poverty of spirit I saw exceeded the poverty [of] any place

in the world.”

Pelosi then claimed that locals were executed on the spot for unauthorized corn

consumption.

“They would get shot if they just took one corn on the cob, one husk of corn,”

she claimed.

Pelosi was among a bipartisan cast of lawmakers on hand to pay homage to the NED. They

included Republican representatives like Ed Royce and Pete Roskamp, as well as

Democrats like Rep. Julian Castro and Stephanie Murphy.

Though the NED was hailed by Congress as a politically benign entity advancing democracy

and human rights, its record tells a different story.

Sowing chaos, spreading instability, and opening markets

The NED’s first success was the defeat of the Sandinista government in Nicaragua’s 1990

elections, replacing it with the neoliberal party of Violeta Chamorro.

Since then, the NED’s advanced US interests in countless countries: it helped swing a

Russian election for Boris Yeltsin in 1996, it drove a failed coup attempt in Venezuela in

2002, it orchestrated a successful one in Haiti in 2004, and another one in Ukraine in 2014,

which paved the way for neo-Nazis to move into the mainstream.

Philip Agee, the late CIA whisteblower, described the work of the NED as a more

sophisticated version of the old-fashioned covert operations that Langley used to engineer.

“Nowadays, instead of having the CIA going around behind the scenes and

trying to manipulate the process by inserting money here and giving

| 5

instructions secretly and so forth, they have now a sidekick, which is this

National Endowment for Democracy, NED.”

Agee’s words were openly confirmed by Alan Weinstein, a former Trotskyist and founding

member of the NED. Weinstein told the Washington Post in 1991,

“A lot of what we do today was done covertly twenty-five years ago by the

CIA.”

Since then, NED funding has almost quadrupled. In the past four years alone, the

organization has directed at least 4 million dollars into parties and media outfits in

Nicaragua.

That prompted an NED funded publication — the Global Americans — to boast of the role

the group played in “laying the groundwork for change” in Nicaragua, where violent protests

attempted to topple the country’s elected president, Daniel Ortega. The article went on to

say that “it’s becoming more and more clear that U.S. support has helped play a role in

nurturing the current uprisings.”

Uyghur “re-education camp” allegations against NED target China

Another top target of NED and its Washington partners is China.

The US has worked closely with Uyghur Muslims, an ethnic minority group that has faced

discrimination at the hands of the Chinese government. As the confrontation with Beijing

deepens, the US has attempted to use Uyghurs as a bargaining piece to ratchet up the

pressure on Beijing.

At the ceremony, I met Omer Kanat, chairman of the World Uyghur Congress — a group

funded almost entirely by the NED.

“The Chinese authorities have put more than one million Uyghurs in reeducation camps, it is very similar to concentration camps,” Kanat claimed to

me.

He said that his organization, a top NED grantee, had supplied much of the information the

US government and Western media rely on about the alleged camps.

The World Uyghur Congress is funded largely by the NED and has helped introduce the story of Chinese

re-education camps to the American public.

Indeed, along with the US-funded Radio Free Asia, which Kanat used to work for, Kanat’s USfunded Uighur Congress is responsible for widely reported claims that as much as one tenth

of the Muslim population of China’s Xianjing province has been placed in re-education

camps.

The numbers of Uighurs said to be housed in these camps vary wildly, from 120,000 to

500,000 to a million. And the sources invariably boil down to US-backed media like Radio

| 6

Free Asia.

Western analysts concede that testimonies from actual camp prisoners is rare. One of the

few detailed testimonies arrived through an anonymous source.

Kanat himself conceded that he did not know how many people were in the alleged camps,

and that he was relying on “Western media estimates” to make his claim of one million.

The disturbing but still-unverified allegations about Uyghur re-education camps have added

momentum to a new Trump national defense doctrine that singles out China as a top

American adversary. With help from pundits like late night comedian John Oliver, who

also echoed the claims of US-government backed sources on Xianjang, Washington appears

to be hoping that a carefully crafted PR campaign will reverse Americans’ generally

favorable attitude towards China.

Making Mongolia neoliberal

The NED has also turned up the heat on China by interfering in its neighbor’s elections.

Back in 1996, the International Republican Institute (IRI) — an NED partner group — helped

propel right-wing libertarian parties to victory in Mongolia, dealing a death blow to the

country’s socialist tradition and driving record levels of economic inequality.

At the NED ceremony, I spoke to an IRI staffer, Alexander Moree, who presented the

group’s work in Mongolia as a blueprint for a post-communist North Korea.

“So we took a group of defector-scholars over to Mongolia to study their

transition,” Moree explained to me. “So Mongolia’s transition, if you don’t

know, it was a peaceful democratic transition, there was no fighting, there was

no revolution. But it developed a successful free market economy with

peaceful elections without any dramatic turnover of power. It’s more of an

island of democracy in Asia, and that’s more the model we want to encourage

the North Koreans to pursue.”

“So like, transitioning from a socialist economy to a free market economy is paramount?” I

asked him.

“Exactly.”

The meddling machine McCain built

The IRI has been led for years by Senator John McCain, who turned the group into what

the New York Times called “a revolving door for lobbyists and out-of-power Republicans that

offers big donors a way of helping both the party and the institute’s chairman.”

Carl Gershman founded the National Endowment for Democracy. He’s neoconservative

activist with roots in Trotskyism. Today, Gershman still embraces the ideology of permanent

worldwide revolution.

But with peace looming on the Korean peninsula, Gershman was forced to reassure his

grantees that their work for regime change would not become irrelevant.

| 7

“There is some concern among the activists that the focus on the nuclear issue

today will reduce pressure for human rights in North Korea and maybe even

reduce support for the kind of work that is being done by the organizations

that we have honored this evening,” Gershman said. “I want to assure our

friends that NED’s support is solid.”

In the Longworth hallway outside of the NED event, I asked Nancy Pelosi if she thought the

US government should stop funding organizations that seeking regime change against North

Korea if it signed a peace treaty with the South.

“I don’t know if that’s what they do,” Pelosi responded, referring to the NED

and regime change, “but I do know they promote human rights where ever

they [are].”

I then asked if she considered NED activities to be the same sort of foreign meddling Russia

is accused of carrying out in the US.

“I’m not going into any hypotheticals,” she said, dismissing the issue out of

hand.

America remains obsessed with the specter of Russian interference and Moscow’s supposed

active measures against our political system. But at the same time, official Washington

celebrates its own taxpayer funded meddling machine as an engine of “democracy

promotion.” Does the American public know what’s being done with its money, and will

there ever be a public debate on the consequences of Washington’s regime change efforts?

*

Max Blumenthal is an award-winning journalist and the author of books including bestselling Republican Gomorrah: Inside the Movement That Shattered the Party, Goliath: Life

and Loathing in Greater Israel, The Fifty One Day War: Ruin and Resistance in Gaza, and The

Management of Savagery, which will be published later this year by Verso.

All images in this article are from the author.

The original source of this article is Grayzone Project

Copyright © Max Blumenthal, Grayzone Project, 2018

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

https://www.aljazeera.com/news/2025/12/31/how-many-countries-has-trump-bombed-in-2025

EXPLAINER

 

How many countries has Trump bombed in 2025?

Venezuela is the latest country to be hit by US strikes as the Trump administration ramps up military interventions.

 

A U.S. military helicopter flies over the Panama-flagged Centuries ship.

A US military helicopter flies over the Panama-flagged Centuries, which was intercepted by the US Coast Guard, days after President Donald Trump announced a 'blockade' on all sanctioned oil tankers entering and leaving Venezuela, east of Barbados in the Caribbean Sea, December 20, 2025 [DHS/Handout via Reuters]

 

By

Shola Lawal

Published On 31 Dec 2025

 

This week, United States President Donald Trump confirmed that the US had struck a docking facility in Venezuela, marking the first military action on the South American country’s land since it began targeting Venezuelan shipping in the Caribbean and eastern Pacific in September 2025.

 

Speaking to reporters as he met in Florida with Israeli Prime Minister Benjamin Netanyahu, Trump said there had been “an explosion in Venezuela”, at a facility where boats the US believes to be carrying drugs usually “load up”.

 

Recommended Stories

list of 4 items

list 1 of 4US claims attack on dock in Venezuela, as missiles also kill two in Pacific

list 2 of 4Iran warns of ‘severe’ response in wake of Trump’s new strikes threat

list 3 of 4Trump bombs Venezuelan land for first time: Is war imminent?

list 4 of 4US says it killed or captured 25 ISIL operatives in Syria over nine days

end of list

“There was a major explosion in the dock area where they load the boats up with drugs,” he said. “They load the boats up with drugs, so we hit all the boats, and now we hit the area. It’s the implementation area. That’s where they implement. And that is no longer around.”

 

Trump did not reveal more details about the strikes.

 

Despite modelling himself as the “president of peace” deserving of a Nobel Peace Prize, who – he claims – has ended eight wars around the world this year, Trump’s Venezuela strike was just the latest in a string of his administration’s military attacks around the globe since its inauguration in January.

 

Armed Conflict Location & Event Data or ACLED, the nonpartisan conflict monitor, told Al Jazeera that the US had carried out – or been a partner to – 622 overseas bombings in all, using drones or aircraft, since January 20, 2025, when Trump took office.

 

The attacks contrast with his promise to voters to end US involvement in foreign conflicts.

 

Which countries has the US bombed this year?

The US carried out military attacks against a total of seven countries in 2025.

 

INTERACTIVE - The US has bombed 7 countries in 2025-1767165225

 

Venezuela and the Caribbean Sea

This week, the US confirmed one strike on a docking facility on Venezuelan territory, as part of the Trump administration’s escalating war on boats it claims are smuggling drugs from the country to the US.

 

No details about where the strike took place have been released.

 

US politics, Canada’s multiculturalism, South America’s geopolitical rise—we bring you the stories that matter.

 

That followed the US Navy’s seizure of two oil tankers off the Venezuelan coast earlier in December, in an apparent attack to choke Maduro’s main economic lifeline. Washington claims the vessels are part of a “shadow fleet” of tankers smuggling sanctioned oil.

 

Since August, the US has amassed the largest military presence in the Caribbean Sea in decades, causing alarm among governments there. The Trump administration claims this is warranted because the trafficking of drugs to the US constitutes a national emergency, but multiple reports have shown that Venezuela is not a major source of drugs being transported across borders.

 

On September 2, the US began striking small boats in the Caribbean that it alleges were trafficking drugs. It is thought it has struck more than 30 vessels since then. The Trump administration says the vessels are operated by Venezuelan “terrorist” organisations, including the Tren de Aragua group and the Colombian National Liberation Army. However, it has provided no evidence for this.

 

At least 95 people have been killed in the boat strikes, Human Rights Watch revealed on December 16, accusing Washington of “extrajudicial killings”.

 

In early December, US lawmakers from both Republican and Democratic sides urged the Pentagon to release full footage of the first strike on September 2, which has proved even more controversial following revelations that the vessel was subject to a “double tap” attack – two survivors of the first attack clinging to debris in the water following a first strike were killed in a follow-up strike.

 

Defense Secretary Pete Hegseth has said the footage will not be released.

 

Caracas accuses the US of using claims of drug trafficking as a cover for seeking a government change in Venezuela. Trump, meanwhile, has called Venezuela a “narco state” and said President Nicolas Maduro’s days “are numbered”.

 

 

Nigeria

On Christmas Day, the US launched the first of what Trump said would be “powerful and deadly” strikes against groups Washington claims are affiliated with ISIL (ISIS) in Northwest Nigeria’s Sokoto State.

 

It followed weeks of diplomatic pressure on the Nigerian government, which Trump and senior conservative Republicans, including Ted Cruz, have accused of enabling a “Christian genocide” in a country whose population is a nearly even mix of Christians and Muslims.

 

Nigeria has been plagued by violence from armed groups linked to al-Qaeda or ISIL, operating in the predominantly Muslim northeast and northwest regions. Abuja denies allegations of genocide and says Muslim and Christian communities alike are affected by the violence.

 

Furthermore, alleged attacks on Christian farmers in Nigeria have taken place in a completely different part of the country. US Senator Ted Cruz first accused Nigeria’s government of enabling a “massacre” against Christians in October 2025, citing a rising number of attacks against the community in the country’s central Middle Belt region, which is separate from the violence in the north.

 

Even though these two issues are separate, Abuja, under pressure, agreed to the US military operation in the north of the country on December 25.

 

Details of that strike are still emerging. The US Africa Command said in a statement that “multiple ISIS terrorists were killed in the ISIS camps”, and Nigeria’s Ministry of Foreign Affairs said the strike was “successful”.

 

It appeared to target the newly emerged “Lakurawa” group, which conflict monitors say is made up of armed fighters from Mali and Niger who may be linked to ISIL or al-Qaeda.

 

The group is known to operate in forested corridors between Sokoto and Kebbi states. At least one US missile, or debris, hit Jabo town in Sokoto. The Nigerian military, speaking to local media, later confirmed strikes on armed group hideouts in Buani Forest, but did not reveal casualty numbers.

 

The US and Nigeria have a long history of security collaboration through training and intelligence sharing, but the Christmas strikes marked the first known kinetic US military action in the West African nation.

 

It was timed, analysts say, to appease Trump’s Christian supporters as Washington doubles down on a narrative of “saving” Nigerian Christians, although Nigerian authorities insist the strikes are not about any one religion.

 

Trump said more strikes will follow.

 

Somalia

The US has long trained Somali forces and conducted air attacks in the region against armed groups, including al-Shabab, a group affiliated with al-Qaeda, which has launched several attacks in Somalia and in neighbouring Kenya. They also target an ISIL offshoot known as ISIS-Somalia.

 

Al-Shabab, which has about 7,000 fighters, holds large swaths of land in south-central Somalia, while the smaller ISIS-Somalia, which has about 1,500 fighters, is active in the mountainous regions of autonomous Puntland, in northern Somalia. In the past year, 7,289 people have been killed by armed group activity, according to the US-based Africa Center for Strategic Studies.

 

In his first term as president, Trump withdrew most US troops from the country, but the Biden administration redeployed them in May 2022.

 

In Trump’s second term, the US has remained active in the country, at Somalia’s urging. Washington has dramatically intensified air attacks since February, according to the New America Foundation.

 

Overall, at least 111 strikes have been recorded this year, surpassing the number carried out under the George Bush, Barack Obama, and Joe Biden administrations combined, monitors say.

 

Civilians have been killed in the Somalia attacks. Investigative site Drop Site News revealed in December that at least 11 civilians, seven of them children, were killed in a strike in the Lower Juba region, in Somalia’s southwest, just last month.

 

The US does not reveal the number of civilian deaths in Somalia.

 

Syria

US strikes on 70 ISIL-positions in Syria on December 19 were carried out in retaliation for a shooting in Palmyra which killed two US soldiers and a civilian interpreter a week earlier.

 

Three other Americans and two members of the Syrian security forces were injured in the shooting. No group has claimed responsibility for the attack, but Trump placed the blame on ISIL.

 

Syria’s Ministry of Interior Affairs later said an individual who targeted the US troops had been a member of the state security service slated for dismissal for hardline views.

 

The US retaliatory operation, dubbed “Hawkeye” in reference to Iowa, the “Hawkeye State” where both killed soldiers were from, damaged several ISIL weapons storage facilities in locations across Syria, an official told CNN.

 

“I am hereby announcing that the United States is inflicting very serious retaliation, just as I promised, on the murderous terrorists responsible,” Trump posted on Truth Social on December 19.

 

“We are striking very strongly against ISIS strongholds in Syria, a place soaked in blood which has many problems, but one that has a bright future if ISIS can be eradicated,” he added, warning against further attacks on US service members.

 

Hegseth said in a post on X on the same day that the strikes represented a “declaration of vengeance” on ISIL.

 

US troops have long been stationed in Syria to target ISIL, which once controlled large areas of land across Syria and Iraq in the mid-2010s.

 

Under the Biden administration, about 900 US troops were stationed in the country until December 2024, when the Pentagon said numbers were temporarily doubled to fight ISIL, amid the collapse of the Bashar al-Assad government. The US has carried out more than 80 operations aimed at neutralising armed operatives in Syria, according to the US military’s Central Command.

 

At the time, Trump, as the president-elect, warned against US interference. He posted on Truth Social: “Syria is a mess, but is not our friend, & THE UNITED STATES SHOULD HAVE NOTHING TO DO WITH IT. THIS IS NOT OUR FIGHT.”

 

Fewer than 1,000 troops remained in Syria by April, according to the Pentagon.

 

Iran

Amid short-lived hostilities which broke out between Iran and Israel earlier this year, the US intervened and struck three key nuclear sites in Iran on June 22. Analysts said it was a highly sophisticated mission involving the US Air Force and Navy.

 

In a televised address, Trump justified the attacks on Iran’s Natanz, Isfahan, and Fordow nuclear sites, saying they would curtail the “nuclear threat” posed by Tehran.

 

The three sites were involved in the production or storage of enriched uranium, which the US claimed had become or was approaching “weapons grade”.

 

Iranian Foreign Minister Abbas Araghchi later confirmed that some of the sites had sustained extensive damage, and the Pentagon estimated the attack set back Iran’s nuclear program by about two years.

 

Under pressure to respond in a manner that appeared proportionate, Iran struck a US airbase in Qatar the day after the US strikes, in what was likely a symbolic action as no injuries or deaths were reported.

 

On June 22, Trump declared a ceasefire between Iran and Israel, bringing the 12-day war to an end. More than 1,100 Iranians and 28 Israelis were killed during the open hostilities.

 

But during his meeting with Israeli Prime Minister Benjamin Netanyahu this week, Trump threatened to hit Iran again.

 

“Now I hear that Iran is trying to build up again, and if they are, we’re going to have to knock them down,” he said, referring to the nuclear programme. “We’ll knock the hell out of them.”

 

Iran is forbidden from developing nuclear weapons as a signatory to the 1970 Nuclear Non-Proliferation Treaty. In 2015, it also signed the Joint Comprehensive Plan of Action with Western powers, including the US, agreeing to limit uranium enrichment levels in exchange for sanctions relief.

 

However, Trump withdrew the US from that pact in 2018 – during his first term as US president – claiming it had been badly negotiated under the Obama administration.

 

Yemen

Since January 12, 2024, the US has targeted Yemen’s Houthis, an Iran-aligned group that controls much of Yemen’s populous northwest, in a series of air and naval attacks.

 

The US says strikes were carried out in retaliation for Houthi attacks on Israeli-linked vessels passing through the Red Sea, in solidarity with Gaza.

 

The strikes escalated to daily attacks in March 2025 under the new Trump administration, under a mission codenamed Operation Rough Rider.

 

Dozens of people were killed, and the attacks extensively destroyed infrastructure, including ports, airports, radar systems, air defences, ballistic launch sites, and even migrant holding centres in Sanaa and Hodeidah.

 

The US strikes finally came to an end on May 6, following a truce brokered by Oman.

 

Casualty counts from both sides differ: The US claims to have killed about 500 Houthis, while Yemen’s Houthi-run Ministry of Health said 123 people, most of them civilians, had been killed by April, following the US escalation.

 

As many as 247 people, including many women and children, were injured, the ministry said.

 

Iraq

The US launched air strikes on Iraq’s al-Anbar province on March 13, killing a high-profile ISIL member, according to the US military’s Central Command (CENTCOM).

 

The group’s second-in-command, Abdallah “Abu Khadijah” Malli Muslih al-Rifai, and another unnamed operative were reported to have been killed in the strikes.

 

CENTCOM claimed both men were wearing unexploded “suicide vests” and were holding weapons at the time of the strikes. The US also said the strikes were carried out jointly with Iraqi intelligence, and that both sides confirmed the deaths through DNA tests.

 

In a celebratory post on Truth Social the day after, Trump praised US troops for the action.

 

“Today, the fugitive leader of ISIS in Iraq was killed,” Trump wrote.

 

“He was relentlessly hunted down by our intrepid warfighters. His miserable life was terminated, along with another member of ISIS, in coordination with the Iraqi Government and the Kurdish Regional Government. PEACE THROUGH STRENGTH!”

 

Iraq’s prime minister, in a statement on X, also on March 14, said “Adu Khadija” was known as ISIL’s “deputy caliph” overseeing operations in Iraq and Syria, and that he was “one of the most dangerous terrorists in Iraq and the world”.

 

The Obama administration previously authorised strikes on ISIL locations in Iraq back in 2014.

 

US President Donald Trump takes questions from journalists after announcing the US Navy’s new Golden Fleet initiative, unveiling a new class of warships, at Mar-a-Lago in Palm Beach, Florida, on December 22, 2025. President Donald Trump on December 22 announced a new class of heavily armed warships that will be named after himself -- an honor usually reserved for US leaders who have left office. Two of the Trump-class ships will be built initially but that number could grow substantially in the future, according to the president, who said they will be "some of the most lethal surface warfare ships" and "the largest battleship in the history of our country." Trump made the announcement at his Mar-a-Lago residence in Florida alongside Pentagon chief Pete Hegseth, Secretary of State Marco Rubio and Navy Secretary John Phelan, with images of the planned high-tech vessels on stands nearby. (Photo by ANDREW CABALLERO-REYNOLDS / AFP)

US President Donald Trump takes questions from journalists after announcing the US Navy’s new Golden Fleet initiative at Mar-a-Lago in Palm Beach, Florida, on December 22, 2025. On December 22, he announced a new class of heavily armed warships that will be named after himself – an honour usually reserved for US leaders who have left office [Andrew Caballero-Reynolds/AFP]

What has Trump said about US military action overseas in the past?

Trump earned widespread support from many Americans tired of the country’s costly involvement in the Middle East when he pledged during the campaign for his first term as president to put “America First” and stop US involvement in foreign conflicts.

 

In one presidential debate, Trump accused the former Bush administration of failing in its handling of the fallout of the 9/11 terrorist attacks on New York in September 2001, and said “the war in Iraq is a big fat mistake … We spent two trillion dollars, thousands of lives (lost).”

 

At the start of his second term in January 2025, Trump pledged to restore peace by bringing an end to ongoing global conflicts. His success, he said during his inaugural address, would be judged, “by the battles we win, but also by the wars that we end – and perhaps most importantly, the wars we never get into”.

 

While Trump has undoubtedly played a role in pausing some conflicts around the world this year, said Sarang Shidore, head of Global South at the US-based Quincy Institute for Responsible Statecraft, his efforts “lack the delicate, sustained, behind-the-scenes diplomacy usually required in global conflicts”.

 

Furthermore, in South America in particular, Trump appears to be reverting to the old days of the 20th century, when US intervention toppled multiple governments from Brazil to Bolivia.

 

“Washington’s escalated offensive in Latin America and strikes in Nigeria and Somalia are partly performative acts rooted in domestic drivers of foreign policy,” Shidore said.

 

 

  • اکبر فیجانی

 

 

بنام خدا

عامل اصلی جنگ و بحران و فقر در دنیا سرمایه داران بسیار بزرگ (و بعضی از خانواده های سلطنتی) صاحب شرکت های بزرگ چند ملیتی هستند که با مالکیت یا نفوذ در رسانه ها و کنترل افکار عمومی و تسلط بر سازمان های بین المللی و دولت ها در سراسر جهان، تصمیم سازی ها و اقدامات مهم کشور ها را در راستای اهداف و منافع خود هدایت می کنند. اکثر دولت ها، بویژه دولت های آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان، خادم سرمایه داران بزرگ هستند. برای درک حقایق و کسب اطلاعات بیشتر در باره نقش سرمایه دارانی مثل خانواده های روچیلد، راکفلر و مرداک در جنگ ها در دو قرن اخیر، به منابع معتبر صلح طلب مثل زیر مراجعه شود.

Global Research.ca   founded by by Chossudovsky

FAIR.org (fairness and accuracy in reporting)

گفتار و رفتار سنجیده مردم ایران تاثیری زیاد در جلوگیری از جنگ و خونریزی و ویرانی کشورمان دارد.

کسانی که تصور می کنند با دخالت نظامی کشورهای خارجی وضع ایران بهتر می شود و فریب وعده های آمریکا و دیگر دشمنان ایران را خورده اند، شرح عملیات براندازی توسط آمریکا (و متحدانش) را در کشورهای شیلی، گواتمالا، لیبی، سوریه و سایر نقاط جهان در منابع معتبر و سایت های ضد جنگ و استعمار بخوانند یا فیلم های مستند مرتبط با آن حوادث را تماشا کنند تا به توطئه های آمریکا و سرنوشت آن کشورها پی ببرند. هدف آمریکا و متحدانش تجزیه و ویران کردن ایران است نه صرفا تغییر نظام یا نابودی توان هسته ای و موشکی کشورمان.

اتحاد همه ایرانیان، اعم از مردم و دولتمردان، هوشیاری و بصیرت سیاسی، سواد رسانه ای و تشخیص شایعات و تحریف اطلاعات و دروغ پردازی های دشمنان ایران، نقشی مهم در خنثی کردن توطئه ها و پیشگیری از اقدام نظامی علیه ما و تضعیف و ویرانی کشورمان دارد.

 

 

  • اکبر فیجانی

The US invasion of Venezuela would mean the defeat of the Global South.

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۲ آبان ۱۴۰۴، ۰۸:۰۰ ق.ظ

 

 

In the Name of God

The US invasion of Venezuela would mean the defeat of the Global South.

The US military campaign in the Caribbean, repeated military attacks on boats, and threatening the Venezuelan, and more recently Colombian, government have nothing to do with drugs or terrorism. It certainly violates the basic principles of international law and represents unjustified interference in the internal affairs of sovereign states.

There is now ample evidence (consider the size and nature of the US military build-up near Venezuelan territories and the recurring provocative moves) to indicate that the Trump administration intends to invade Venezuela, assassinate President Nicolás Maduro, and grab the huge Venezuelan oil reserve.

However, Trump will not stop there!

If the United States succeeds in this campaign, they will continue to topple all the independent non-aligned governments in Latin America one by one and destroy the whole Bolivarian resistance in the region. Most probably, they will repeat the strategies (not so successful, though) they used against the resistance groups in the Middle East.

In fact, the United States has a grand goal behind the military campaign in the Caribbean, and that for sure includes gaining more access to and increasing misuse of the diverse resources in the Global South and maintaining an upper hand against the BRICS, particularly, containing China that has managed to secure its multi-layered presence in Latin America. 

There are also personal motives behind Trump’s aggressive moves in Latin America. After all, he is a greedy businessman and war is business in the capitalist world, the same way peace is bad for business! It is also clear that other military contractors are behind this and almost all US and allies’ wars and aggressions against independent nations in Latin America, the Middle East, and beyond.

It is, therefore, urgent that all parties and factions in Venezuela ignore their differences for a while and jointly defend their country against this real threat. Specifically, the opposition groups should be wary of any promise of support from the US and other foreign states or groups. The US is not trustworthy and, as history indicates, has never been loyal to any ally.

It is also important that not only Latin American states, but also all nations in the global south, unite against the rogue government of the United States before it is too late. In addition, any individual who has a voice, particularly scholars and celebrities, should take effective action to prevent the imminent catastrophe threatening Latin America and the ensuing consequences worldwide.

Akbar Fijani

October 22, 2025

  • اکبر فیجانی

عامل اصلی قاچاق مواد مخدر، ونزوئلا را متهم می کند

اکبر فیجانی | جمعه, ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، ۱۰:۲۲ ق.ظ

 

بنام خدا

 

عامل اصلی قاچاق مواد مخدر، ونزوئلا را متهم می کند

 

 ایالات متحده نقش غیرقابل انکاری در قاچاق مواد مخدر و تروریسم در سراسر جهان دارد. اسناد متعددی نشان می‌دهد که سازمان سیا دهه‌هاست در قاچاق مواد مخدر و ترور در سراسر جهان دست داشته است.

 

از سوی دیگر، طبق گزارش‌های رسمی مقامات و سازمان‌های آمریکایی و سایر کشورها، تنها بخش کوچکی (حدود پنج درصد) از مواد مخدر قاچاق شده به ایالات متحده از کلمبیا و سایر تولیدکنندگان عمده، از طریق ونزوئلا منتقل می‌شود.

در واقع، دولت ونزوئلا از زمان به قدرت رسیدن هوگو چاوز در سال ۱۹۹۹ به طور جدی برای ریشه‌کن کردن قاچاق مواد مخدر تلاش کرده است. و جانشین او، نیکولاس مادورو، تقریباً در تمام سیاست‌های داخلی و خارجی از چاوز پیروی کرده است.

 

اکنون روشن است که ایالات متحده برای حمله به کشورهای مستقل به هیچ دلیل واقعی نیاز ندارد. دولتمردان آمریکا برای مشروعیت بخشیدن به اقدامات جنایتکارانه و دستیابی به اهداف غیرانسانی خود به راحتی هر بهانه ای که لازم باشد جعل می‌کنند.

 

ترامپ از بازگشت به آمریکای لاتین و تغییر رژیم در ونزوئلا، اهداف متعددی را دنبال می‌کند. هدف اصلی او دسترسی به ذخایر نفتی ونزوئلا است. او همچنین قصد دارد با سرنگونی دولت‌های همسو با چین و روسیه، آنها را به طور غیرمستقیم کنترل کند. هدف دیگر ترامپ از تهدید ونزوئلا، جبران شکست‌هایش در سیاست‌های داخلی و خارجی استهدف چهارم ترامپ حمایت از رژیم صهیونیستی است. ونزوئلا  به همراه چند کشور دیگر در آمریکای لاتین حامی فلسطین و مخالف سرسخت اسرائیل هستند.

ایالات متحده مدت‌هاست که مناطق متعددی را بی‌ثبات کرده و امنیت جهانی را به خطر انداخته است و باید قبل از اینکه خیلی دیر شود، به شدت محکوم و متوقف شود. آمریکا در دهه‌های گذشته با ارتکاب نسل‌کشی علیه بومیان، اعمال تحریم‌، حمایت از کودتاها و سایر مداخلات نظامی و غیرنظامی، در راستای منافع خود آمریکای لاتین را بی‌ثبات کرده است که همگی عواقب نامطلوب طولانی‌مدت برای مردم آن منطقه داشته است.

 

کشورهای آمریکای لاتین باید علیه هژمونی آمریکا متحد شوند تا از مداخلات بیشتر جلوگیری کرده و رفاه و ثبات را در منطقه تضمین کنند. همچنین ضرورت دارد مردم در سراسر جهان با قاطعیت از دولت‌هایشان بخواهند که با ایالات متحده مقابله کنند. در غیر این صورت، دیر یا زود عواقب منفی آن را متحمل خواهند شد.

 

اکبر فیجانی

14  شهریور 1404 

 

 

برای اطلاعات بیشتر به منابع زیر مراجعه کنید:

 

https://venezuelanalysis.com/opinion/the-great-hoax-against-venezuela-oil-geopolitics-disguised-as-war-on-drugs/

 

The Great Hoax Against Venezuela: Oil Geopolitics Disguised as ‘War on Drugs’

Former UN anti-drugs agency director Pino Arlacchi dismantles the Venezuela “narco-state” narrative with 30 years of reliable data.

Pino Arlacchi

September 2, 2025

TwitterFacebookTelegram

 

Excerpts:

Arlacchi says the Trump administration’s main interest is to access Venezuela’s massive oil reserves. (Miraflores Palace)

During my time as head of the United Nations Office on Drugs and Crime (UNODC), I frequently travelled to Colombia, Bolivia, Peru and Brazil, but never to Venezuela. There was simply no need.

 

The Venezuelan government’s collaboration in the fight against drug trafficking was among the best in South America, rivaled only by Cuba’s impeccable record. This makes Trump’s narrative of a “narco-state” in Venezuela sound like geopolitically motivated slander.

 

The 2025 World Drug Report tells a story that is the opposite of the narrative peddled by the Trump administration. Piece by piece, the report dismantles the geopolitical lie built around the “Cartel de los Soles”, an entity as mythical as the Loch Ness Monster, but which is useful for justifying sanctions, blockades and threats of military intervention against a country which, incidentally, sits on one of the planet’s largest oil reserves.

 

Venezuela: A marginal country in the global drug trade

The 2025 UNODC report is crystal clear and should embarrass those who have demonized Venezuela through rhetoric. The report only briefly mentions Venezuela, stating that a small amount of Colombian drug production passes through the country en route to the United States and Europe. According to the UN, Venezuela has consolidated its status as a territory free from the cultivation of coca leaves, cannabis and similar crops, as well as from the presence of international criminal cartels.

 

This document merely confirms the findings of the previous 30 annual reports, which did not address Venezuelan drug trafficking because it does not exist. Only 5% of Colombian drugs transit through Venezuela. For context, in 2018, while 210 tons of cocaine passed through Venezuela, Colombia produced or traded as much as 2,370 tons—ten times more—and Guatemala produced or traded 1,400 tons.

 

 

https://www.globalresearch.ca/venezuela-cartel-suns-excuse-regime-change/5899243?pdf=5899243

 

Venezuela: Cartel of the Suns a Fictitious Excuse for Regime Change. Kurt Nimmo

By Kurt Nimmo

Global Research, September 02, 2025

Region: Latin America & Caribbean, USA

Theme: Intelligence

 

Excerpts:

The seven US warships and a nuclear submarine sent to the waters off Venezuela have nothing to do with drugs or so-called “narcoterrorism.” The Cartel of the Suns, like Saddam Hussein’s weapons of mass destruction, is a cynical ruse designed as a pretext to invade Venezuela, assassinate its elected leader, destroy the Bolivarian revolution, and steal the largest reserve of oil in the world.

On August 25, the president of Colombia, Gustavo Petro, said the Cartel of the Suns does not exist and “denounced that this narrative, used by imperialism to criminalize Venezuela and carry out a military intervention to control its resources, is a fiction used by the far right to overthrow governments that do not obey Washington’s whims,” reports the Orinoco Tribune.

 

 

  • اکبر فیجانی

Us, the major culprit in drug trafficking, accuses Venezuela

اکبر فیجانی | جمعه, ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، ۰۹:۴۱ ق.ظ

 

 

 

 

The major culprit in drug trafficking accuses Venezuela

 

The United States has an undeniable role in drug trafficking and terrorism worldwide. Numerous documents indicate that the CIA has been involved in drug trafficking around the world for decades (1, 2, 3).

 

On the other hand, according to reliable reports by officials and organizations in the US and other countries, only a small fraction of drugs trafficked to the US from Colombia and other leading producers, is transmitted via Venezuela. For instance, in 2018, Colombia produced or traded about 2,370 and Guatemala 1,400 tons of cocaine whereas only 210 tons of cocaine passed through Venezuela the same year (2, 4).

 

In fact, the Venezuelan government has been working seriously to eradicate drug trafficking since Hugo Chavez came to power in 1999. And his successor, Nicolás Maduro, has followed Chavez in almost all domestic and foreign policies (4).

 

It is now clear that the US needs no real reason to attack independent nations. They easily fabricate as many as they need to legitimize their criminal actions and achieve their inhumane goals.

 

The Trump administration follows a number of objectives by returning to Latin America and the military buildup in the southern Caribbean Sea. To name a few, it predominantly aims to access Venezuelan oil reserves. It also intends to indirectly contain China and Russia by toppling the governments that are aligned with them. In addition, it aims to compensate for failures in domestic and foreign policies. Finally, it aims to contain the resistance axis against the US hegemony and Zionism. More specifically, by the recent campaign in the Caribbean Sea, the US intends to support Israel as Venezuela is one of the main supporters of the Palestine cause in Latin America.

 

The United States has been destabilizing numerous areas and jeopardizing global security for a long time and must be strongly condemned and stopped before it is too late.

 

The US has destabilized Latin America in the past decades by committing genocide against indigenous populations, implementing sanctions, backing coups and other military and non-military interventions, all having long-lasting adverse consequences (4, 5).

 

Latin American nations should unite against the U.S hegemony to prevent further intervention and ensure prosperity and stability in the region. Also, people around the globe should urge their governments to confront the Trump administration. Otherwise, they will suffer the negative consequences sooner or later.

 

Akbar Fijani

An Iranian university instructor

September 4, 2025

 

 

References

 

1.

https://scholar.google.com/scholar?hl=en&as_sdt=0%2C5&q=Coletta+Youngers%2C+Eileen+Rosin+2005+Drugs+and+democracy+in+Latin+America%3A+the+impact+of+U.S.+policy+ISBN9781588262547.&btnG=

 

2.

https://jacobin.com/2021/11/what-we-really-know-about-the-cia-and-crack

 

3.

https://books.google.com/books?hl=en&lr=&id=M6rwaegfDicC&oi=fnd&pg=PP2&ots=YWrQEfdDsW&sig=-O0YfO57Ta9_gxKQ-mHwXVo-vgc#v=onepage&q&f=false

 

 

4.

https://venezuelanalysis.com/opinion/the-great-hoax-against-venezuela-oil-geopolitics-disguised-as-war-on-drugs/

 

 

5.

https://www.globalresearch.ca/venezuela-cartel-suns-excuse-regime-change/5899243?pdf=5899243

  • اکبر فیجانی

طرح مکانیسم ماشه بخشی از جنگ شناختی-روانی بدخواهان علیه ایران است

اکبر فیجانی | دوشنبه, ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ۰۹:۴۰ ق.ظ

 

 

بنام خدا

 

طرح مکانیسم ماشه بخشی از جنگ شناختی-روانی بدخواهان علیه ایران است

 

طرح مکانیسم ماشه و هیاهوی حول وهوش آن در رسانه ها بخشی از جنگ روانی بدخواهان ایران جهت ایجاد نومیدی و تنش و خدشه در اتحاد و همبستگی ایرانیان و وادار کردن آنان به واکنش های غیر منطقی است.

 

آنچه باید مورد توجه و نگرانی قرارگیرد آثار روانی ناشی از فعال شدن مکانیسم ماشه است نه قدرت واقعی آن در تاثیر بر اقتصاد و معیشت مردم.

 

در حقیقت ادراک و نوع برداشت مردم و مسئولین از مکانیسم ماشه و انتظار تورمی ناشی از آن و واکنش آنها، نقش زیادی در میزان تاثیر پذیری از این اقدام دشمنان دارد.

 

لازم به ذکر است که ادراک و برداشت افراد از مسائل مختلف و واکنش آنان اغلب توسط رسانه ها مهندسی می شود. در خصوص مکانیسم ماشه نیز رسانه های دشمن یا رقیب به طور هماهنگ در تلاشند تا تاثیرات منفی آن را به مراتب بیشتر از واقعیت نشان داده و باعث رعب و وحشت در جامعه ایرانی شوند و از آن به نفع خود بهره برداری کنند.

 

صرف نظر از ماهیت سیاسی و عدم مشروعیت حقوقی مکانیسم ماشه و تشکیک در قابل اجرا بودن آن (به علت خروج آمریکا از برجام و عدم اجرای تعهدات برجامی توسط اروپا و به دلایل متعدد دیگر)، طبق برآورد کارشناسان داخلی و خارجی تبعات فعال شدن مکانیسم ماشه بسیار کمتر از تحریم های اعمال شده در گذشته است. در واقع، غرب تاکنون هر اقدامی که توانسته برای منزوی کردن و تضعیف اقتصاد کشورمان انجام داده و اکنون در صدد جبران ناکامی ها از طریق جنگ روانی می باشد.

 

ازینرو ضرورت دارد که رسانه های داخلی، و کارشناسان و مسئولین قبل از هر گونه اظهار نظر در باره عواقب فعال شدن مکانیسم ماشه، اهداف آشکار و پنهان دشمنان را در این جنگ ترکیبی علیه ایران مد نظر قرار دهند و با استناد به شواهد و واقعیات از اغراق در پیامدهای فعال شدن آن خودداری کنند. و عموم مردم نیز با پرهیز از پخش شایعات و واکنش های نادرست، مثل سرمایه گذاری روی ارز، به کاهش آثار منفی این اقدام خصمانه غرب استعمارگر کمک کنند.  

 

اکبر فیجانی

دهم شهریور 1404

  • اکبر فیجانی

خلع سلاح حزب الله مساوی است با افزایش احتمال حمله به ایران

اکبر فیجانی | جمعه, ۱۸ مرداد ۱۴۰۴، ۰۶:۲۷ ب.ظ

 

 

بنام خدا

 

خلع سلاح حزب الله مساوی است با افزایش احتمال حمله به ایران

 

بر خلاف ادعای مقامات غربی، هدف از تلاش برای خلع سلاح حزب الله لبنان، حشدالشعبی عراق و سایر گروه های مقاومت، صلح و امنیت نیست بلکه هدف اصلی تسهیل تجاوز و اشغالگری رژیم صهیونیستی و تامین منافع آمریکا و انگلیس و بدون شک مقدمه حمله و تجاوز آنها به ایران و سایر کشورهای منطقه می باشد.  ضرورت دارد شخصیت ها و گروه هایی که نگران امنیت ایران و و مناطق پیرامونی هستند، با تمام توان از این توطئه عبری-غربی جلوگیری کنند.

 

شخصیت ها و دولت های منطقه باید در نظر داشته باشند که اگر اقدام عملی موثر صورت نگیرد، این دشمنان بشریت نه تنها علیه گروهای مقاومت و کشورهایی مثل ایران و عراق، بلکه به بهانه های واهی، علیه پاکستان و متحدانی چون ترکیه و عربستان نیز اقدام نظامی خواهند کرد. هدف غایی آنها تجزیه و تضعیف حداکثری کشورهای منطقه و سلطه کامل بر آنان است.

 

جامعه جهانی باید این واقعیت را بپذیرد که علت اصلی ناامنی و معضلات کنونی خاورمیانه، کشور جعلی اسرائیل و سلطه جویی آمریکا و سایر کشورهای قدرتمند غربی و مداخله آنها در امور کشورهای منطقه است و تنها راه حل این بحران ها و ضمانت ثبات و امنیت، توقف جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین و سایر نقاط غرب آسیا و خروج آمریکا و دیگر استعمارگران غربی از منطقه و عدم مداخله در امور داخلی این کشورها می باشد.

 

اکبر فیجانی

هفدهم مرداد 1404

  • اکبر فیجانی

اگر شما یا عزیزانتان در غزه بودید چه انتظاری از مردم دنیا داشتید؟

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۳ مرداد ۱۴۰۴، ۰۶:۵۱ ق.ظ

 

 

اگر شما یا عزیزانتان در غزه بودید چه انتظاری از مردم دنیا داشتید؟

 

اگر عزیزانتان در مقابل چشمان شما از گرسنگی غش می کردند یا می مردند، چه احساسی داشتید؟

 

ای وجدان های خفته بیدار شوید!

ای شخصیت ها و دولتمردانی که یا ساکت مانده اید و یا اقدامی موثر نمی کنید، لحظه ای خودتان را به جای مردم غزه تصور کنید.

آیا می شود انسان باشی و تنها تماشاگر فجایع انسانی در غزه؟

 

 

به مقالات زیر و موارد مشابه مراجعه کنید و قضاوت کنید:

 

 

شورای امنیت، شریک جنایت؛ شکست نهادهای بین‌المللی در دفاع از بشر

جنگی که اسرائیل در نوار غزه به‌راه انداخته است، تنها با بمباران و توپخانه تعریف نمی‌شود؛ بلکه با محاصره‌ کامل، قحطی عمدی و بمباران صف‌های غذا به نوعی خاص از نسل کشی تبدیل شده است.

https://www.mehrnews.com/news/6539490/

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

 

غزه؛ جایی که کودکان در حسرت تکه‌ای نان می‌میرند/ تصاویری که دل سنگ را آب می‌کند!

۰۱ مرداد ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۲  اخبار بین الملل اخبار آسیای غربی

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1404/05/01/3360304/

 

غزه؛ جایی که کودکان در حسرت تکه‌ای نان می‌میرند/ تصاویری که دل سنگ را آب می‌کند!

میان مرگ وجدان‌های دنیا، مفهوم گرسنگی در غزه با همه‌جا متفاوت است، در اینجا گرسنگی به‌معنای دیر آماده‌شدن غذا نیست، بلکه محرومیت دائمی انسان‌ها از حتی یک تکه نان خشک برای زنده‌ماندن است و مرگ آنها تبدیل به سرنوشتی اجتناب‌ناپذیر شده است.

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

تلاش برای رفع گرسنگی در غزه به روایت تصویر

۲۹ تیر ۱۴۰۴، ۱۳:۳۴  4040429075

«ظروف خالی، شکم‌های گرسنه و قلب‌های غم‌زده»؛ این خلاصه حال و هوای مردم غزه است در شرایطی که بحران قحطی و محاصره شدید رژیم صهیونیستی به مراحل بسیار خطرناکی رسیده است.

 

https://www.alef.ir/news/4040429075.html

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

مرگ بشریت در غزه؛ تصاویر دردناک مردمی که در انتظار غذا جان می‌دهند!

۳۱ تیر ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۹ اخبار بین الملل اخبار آسیای غربی

 

 

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1404/04/31/3359533/

 

در قرن بیست‌ویکم و جایی که ادعاهای حقوق‌بشری قدرت‌های جهانی گوش دنیا را کر کرده است، بیش از ۲میلیون انسان در مساحت کوچکی به‌نام غزه درحال مرگ از گرسنگی هستند و صحنه‌های دردناک التماس کودکان برای لقمه‌ای نان، تبدیل به یک اتفاق عادی شده است!

آژانس امداد و کار سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی (آنروا) که فاجعه گرسنگی غزه را مستند کرده است گزارش داد: غش‌کردن از گرسنگی در شمال نوار غزه به یک اتفاق روزمره تبدیل شده است و مردم هنگام جست‌وجوی یک لقمه غذا یا ایستادن در صف‌های طولانی، از حال می‌روند.

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

مجله مهر دور دنیا

۳۱ تیر ۱۴۰۴، ۷:۳۰

    غزه در محاصره غذا، انسانیت در محاصره ادعا

نسل کشی فقط با بمباران نیست رژیم صهیونیستی با گرسنگی و محاصره غزه دست به جنایت می‌زند به همین بهانه با مرور چند نکته درباره این موضوع ازهوش مصنوعی پرسیدیم که گرسنگی وبی‌آبی با بدن چه می‌کند.

 

https://www.mehrnews.com/news/6537680/

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

چند مقاله علمی  مرتبط با جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و رنج و گرسنگی مردم فلسطین:

 

 

Whyte, J. (2024). A “tragic humanitarian crisis”: Israel’s Weaponization of starvation and the question of intent. Journal of Genocide Research, 1-15.

https://doi.org/10.1080/14623528.2024.2339637

https://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/14623528.2024.2339637

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

Smith, A. (2024). The Responsibility to Protect Gaza. Available at SSRN 5064671.

file:///C:/Users/IR/Downloads/ssrn-5064671.pdf

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

Buheji, M., & Hasan, A. (2024). Beyond famine and chaos–case of Gaza. International Journal of Management (IJM), 15(2), 1-26.

file:///C:/Users/IR/Downloads/ssrn-5064671.pdf

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

Ashour, Y., Abu-Jlambo, A., & Abuzerr, S. (2025). Starvation as a weapon of war in Gaza: violation of international law. The Lancet, 405(10494), 2044.

https://www.thelancet.com/action/showPdf?pii=S0140-6736%2825%2901018-9

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

Bahour, N., Anabtawi, O., Muhareb, R., Wispelwey, B., Asi, Y., Hammoudeh, W., ... & Tanous, O. (2025). Food insecurity, starvation and malnutrition in the Gaza Strip. Eastern Mediterranean Health Journal, 31(4), 281-284.

https://iris.who.int/bitstream/handle/10665/381389/1020-3397-2025-3104-208-299-eng.pdf?sequence=1#page=79

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

Nijim, M. (2023). Genocide in Palestine: Gaza as a case study. The International Journal of Human Rights, 27(1), 165-200.

https://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/13642987.2022.2065261

https://doi.org/10.1080/13642987.2022.2065261

 

  • اکبر فیجانی

مثلث اسرائیل، آمریکا و انگلیس در پی سلطه بر جهان است

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ۱۰:۳۷ ق.ظ

 

بنام خدا

 

مثلث اسرائیل، آمریکا و انگلیس در پی سلطه بر جهان است   

شخصیت ها و دولت های منطقه باید این واقعیت را در نظر داشته باشند که اسرائیل، آمریکا و انگلیس، با کمک مستقیم یا چراغ سبز چند کشور غربی، به ویژه آلمان و فرانسه، به طور سیستماتیک در حال تضعیف گروه های مقاومت و کشورهای منطقه هستند و اگر اقدام عملی موثر صورت نگیرد، نه تنها علیه گروهای مقاومت و کشوری مثل عراق، بلکه به بهانه های واهی، علیه پاکستان و متحدانی چون ترکیه و عربستان نیز اقدام نظامی خواهند کرد. هدف غایی این دشمنان بشریت تجزیه و تضعیف حداکثری کشورهای منطقه و سلطه کامل بر آنان است.

مقابله با نسل کشی رژیم صهیونیستی و حامیان آن در غزه، نه تنها یک وظیفه انسانی، بلکه برای پیشگیری از گسترش جنایات آن دشمنان بشریت در سایر کشورها و تضمین امنیت منطقه، یک ضرورت است.

با توجه به اینکه فریب افکار عمومی و تفرقه افکنی حربه اصلی استعمارگران است، بصیرت سیاسی، هوشیاری و اتحاد تمام مردم و مقامات کشورهای منطقه و سایر مناطق جهان بیش از پیش ضرورت دارد.

 

 

 

  • اکبر فیجانی

مردم نوعدوست یمن شایسته تقدیر، حمایت و الگوبرداری هستند.

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ۰۸:۲۴ ق.ظ

 

بنام خدا

 

 

مردم نوعدوست یمن شایسته تقدیر، حمایت و الگوبرداری هستند.

 

حمایت و همراهی جامعه جهانی با نیروهای مسلح و مردم نوعدوست یمن در مقابله با نسل کشی رژیم صهیونیستی و حامیان آن در غزه، نه تنها یک وظیفه انسانی، بلکه برای پیشگیری از گسترش جنایات آن دشمنان بشریت در سایر کشورها و تضمین امنیت منطقه، یک ضرورت است.

 

مردم شجاع و نوعدوست یمن که خود سال های طولانی مورد تجاوز و ستم از جانب نظام سلطه بوده اند و در فقر و نابسامانی زندگی می کنند، از بعد از عملیات طوفان الاقصی با هدف مقابله با نسل کشی رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه و دفاع از فلسطینیان، که عین دفاع از حق علیه باطل است، جان و مالشان را به خطر انداخته و با اسرائیل و حامیانش وارد جنگی نابرابر شدند.

 

در این مدت آمریکا، و با شدت کمتر انگلیس، دفعات زیادی به یمن حمله نظامی کرده و به تخریب زیرساخت های آن کشور اقدام کردند. یمن نیز در پاسخ به این تجاوزات، با شجاعت و مهارت بی نظیر به مقابله با این دو قدرت استعمارگر و حامی نزدیک اسرائیل پرداخته و خسارت زیادی به کشتی ها و سایر منافع آنان وارد کرد.

 

رژیم صهیونیستی نیز چندین بار به زیرساخت های غیر نظامی یمن حمله کرده و باعث خسارت زیاد به این کشور فقیر شده است. در پاسخ به تجاوزات اسرائیل و در ادامه حمایت از مردم فلسطین، نیروهای مسلح یمن به اهدافی در سرزمین های اشغالی و منافع رژیم صهیونیستی در دریای سرخ حمله کرده و اخیرا دو کشتی با مقصد اسرائیل را غرق کرده اند.

 

لازم به ذکر است که عربستان سعودی با تحریک و حمایت اسرائیل، آمریکا و انگلیس و همراهی یا سکوت متحدان آنها، با تشکیل ائتلافی در مارس 2015  به یمن حمله کرد و حدود هشت سال به تخریب و کشتار در آن کشور پرداخت و در نهایت به علت مقاومت بی نظیر یمنی ها و موفقیت آنها در پاسخ کوبنده به عربستان و ضربه به اهدافی استراتژیک در خاک آن کشور، و همچنین میانجیگری موثر جمهوری اسلامی ایران، مجبور به عقب نشینی و پذیرش آتش بس شد.

 

واقعیت این است که آمریکا و متحدانش با دامن زدن به اختلافات داخلی یمن و حمایت از مخالفان انصارالله که جنبشی استعمارستیز و مورد حمایت اکثریت مردم آن کشور می باشد، عملا در جنگ مذکور و جنایات در یمن شریک هستند. آنها با حمایت نظامی و اطلاعاتی از عربستان، گروه های تروریستی و مخالفان جنبش انصارالله، به ادامه جنگ و تخریب یمن و افزایش فقر و بیماری در آن کشور کمک کردند.

 

به عبارت دیگر، همچون اکثر جنگ ها در گذشته (جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، جنگ علیه سوریه و غیره)، حمله نظامی عربستان به یمن پروژه ای بود غربی در راستای تضعیف کشورهای منطقه، تامین امنیت رژیم صهیونیستی و تحقق اهداف بلند مدت نظام سلطه. انگلیس، آمریکا و متحدانش با اجرای سیاست دیرینه تضعیف مسلمانان به دست خودشان و شکست کشورهای منطقه از درون، با تشدید اختلافات داخلی یمن و فراهم کردن تشکیل ائتلافی از چند کشور مسلمان، به یک جنگ فرسایشی خانمان سوز دامن زدند. بدین طریق از یک طرف سود کلانی از ناحیه فروش تسلیحات نظامی به عربستان و سایر کشورهای منطقه نصیب دولت های قدرتمند غرب و سرمایه داران بزرگ شد و از طرف دیگر یمن تضعیف و سال ها به عقب رانده شد. حملات آمریکا، انگلیس و اسرائیل به زیرساخت های یمن به بهانه تامین امنیت کشتیرانی در دریای سرخ بعد از عملیات طوفان الاقصی نیز ادامه جنگ های قبل در منطقه و در راستای تحقق اهداف ضد بشری استعمارگران غربی می باشد.

 

جامعه جهانی باید بپذیرد که علت اصلی ناامنی در دریای سرخ و به طور کلی معضلات کنونی خاورمیانه، کشور جعلی اسرائیل و سلطه جویی و مداخله آمریکا و سایر کشورهای قدرتمند غربی در امور کشورهای منطقه است و تنها راه حل این بحران ها و ضمانت ثبات و امنیت، توقف جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین و سایر نقاط غرب آسیا و خروج آمریکا و دیگر استعمارگران غربی از منطقه و عدم مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر می باشد.

 

شخصیت ها و دولت های خائن یا بی تفاوت منطقه نیز باید این واقعیت را در نظر داشته باشند که مثلث اسرائیل، آمریکا و انگلیس، با کمک مستقیم یا چراغ سبز چند کشور غربی، به ویژه آلمان و فرانسه، به طور سیستماتیک در حال تضعیف گروه های مقاومت و کشورهای منطقه هستند و اگر اقدام عملی موثر صورت نگیرد، نه تنها علیه گروهای مقاومت و کشوری مثل عراق، بلکه به بهانه های واهی، علیه پاکستان و متحدانی چون ترکیه و عربستان نیز اقدام نظامی خواهند کرد. هدف غایی این دشمنان بشریت تجزیه و تضعیف حداکثری کشورهای منطقه و سلطه کامل بر آنان است.

 

ازینرو، با توجه به اینکه فریب افکار عمومی و تفرقه افکنی مهمترین حربه اصلی استعمارگران است، بصیرت سیاسی، هوشیاری و اتحاد تمام مردم و مقامات کشورهای منطقه و سایر مناطق جهان بیش از پیش ضرورت دارد.

اکبر فیجانی

نوزدهم  تیرماه  1404 

 

 

 

 

  • اکبر فیجانی

قتل عام فلسطینیان توسط رژیم صهیونیستی بشدت ادامه دارد

اکبر فیجانی | جمعه, ۷ تیر ۱۴۰۴، ۰۷:۱۱ ق.ظ

 

بنام خدا

قتل عام فلسطینیان توسط رژیم صهیونیستی بشدت ادامه دارد

 

با حمایت آمریکا و متحدانش و در سایه سکوت سایر دولت ها اسرائیل به قتل عام فلسطینیان ادامه می دهد.

 

هر روز ده ها فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی به شهادت می رسند و تعدادی کودک از گرسنگی میمیرند و آنان که زنده مانده اند به علت حملات بی وقفه ارتش اسرائیل، مدام در حال جابجا شدن و ترس و وحشت و بدون حداقل ضروریات زندگی چشم به آینده ای مبهم دوخته اند. نابود باد آمران و عاملان این جنایات و حامیان مستقیم و غیر مستقیم رژیم صهیونیستی. و ننگ بر دولت هایی که سکوت و بی عملی را پیش گرفته اند، به ویژه دولتمردان کشورهای منطقه.  صهیونیست ها به دوستانشان نیز رحم نخواهند کرد و روزی به عنوان مهره سوخته آنان را نابود خواهند کرد.

 

طبق گزارش الجزیره "از سپیده دم تاکنون، حداقل ۷۱ فلسطینی در حملات اسرائیل در سراسر غزه کشته شده‌اند. دو نوزاد در این منطقه محصور بر اثر سوء تغذیه جان باخته اند".

 

نسل کشی همچنان ادامه دارد اما حامیان اسرائیل وقیحانه به حمایت از آن ادامه می دهند.

 

اروپا اخیرا 17 هواپیمای بزرگ باربری تسلیحات نظامی به اسرائیل فرستاده است، سندی دیگر بر جنایتکار بودن بعضی دولت های اروپایی و رویکرد دوگانه اروپایی های استعمارگر در باره جنایت های اسرائیل علیه مردم فلسطین و سایر کشورهای منطقه. چند کشورهای اروپایی قبلا ریاکارانه اعلام کرده بودند که تصمیم دارند در آینده قرداد نظامی با اسرائیل منعقد نکنند. اما اخیرا گفته اند در آینده در این خصوص تصمیم می گیرند:

 

طبق گزارش الجزیره "اتحادیه اروپا خواستار آتش‌بس در غزه شد، اما تا ماه ژوئیه تصمیم نخواهد گرفت که آیا سوءاستفاده‌های اسرائیل نقض توافق‌نامه همکاری بوده است یا خیر".

 

علاوه بر آن نتانیاهو گفته است "که آتش‌بس با ایران، راه را برای توافقات عادی‌سازی باز می‌کند".

اگر دولت های منطقه همچنان به بی عملی ادامه دهند، این درست چیزی است که نه تنها آرمان فلسطین را به باد می دهد بلکه کل خاورمیانه را به برده اسرائیل و استعمارگران غربی تبدیل خواهد کرد. هدف غایی آمریکا و متحدان اروپایی آن سلطه کامل بر منطقه و جهان از طریق تحقق هژمونی رژیم صهیونیستی در خاورمیانه می باشد. به عبارت دیگر پروژه اسرائیل بزرگ در واقع بخشی از نظم نوین جهانی است که غرب استعمارگر دنبال می کند.

 اکبر فیجانی

ششم تیر ماه  1404 

  • اکبر فیجانی

 

بنام خدا

 

اهداف پشت پرده جنگ زرگری بین رسانه های جریان اصلی و ترامپ

 

اخیرا تعدادی از رسانه های جریان اصلی ادعای ترامپ رئیس جمهور آمریکا مبنی بر نابودی کامل سایت های هسته ای ایران را به چالش کشیده و گفته اند هیچ اطلاعات دقیقی در این مورد وجود ندارد و حملات اسرائیل و آمریکا تنها چند ماه برنامه هسته ای ایران را به عقب رانده است. رسانه های ایران به طور گسترده به این موضوع پرداخته و به کرات انتقادات رسانه ها و واکنش و اظهارات ترامپ را بازنشر کردند.  

 

اما چون این رسانه ها عموما تحت مالکیت مستقیم یا نفوذ شرکت های بزرگ چند ملیتی هستند و در راستای منافع  سرمایه داران بزرگ و سازمان ها و دولت های خادم آنها فعالیت می کنند، ضرورت دارد برونداد آنها با احتیاط و مداقه تحلیل و بازنشر گردد و همواره سیاست کلی آنها در نظر گرفته شود.

 

اغلب رسانه های بزرگ غرب به طور آشکار یا ضمنی جنگ و مداخله در امور سایر کشورها را توجیه می کنند؛ اخبار و اطلاعات را زیرکانه تحریف می کنند؛ به راحتی جای ظالم و مظلوم را عوض می کنند؛ شخصیت های استعمارستیز را تخریب می کنند یا در حاشیه نگه می دارند؛ و تحت تاثیر سانسور سازمان یافته با خودسانسوری از بیان حقیقت یا هر چیزی که با منافع نظام سلطه منافات داشته باشد طفره می روند.  

 

مقایسه رویکرد رسانه های جریان اصلی در باره جنگ در فلسطین و اوکراین موید این مدعا است. با اینکه به علت نسل کشی رژیم صهیونیستی در غزه و همچنین جنایات و تجاوزگری این رژیم سفاک در سایر نقاط منطقه، اکنون در مورد حقانیت مردم فلسطین و جبهه مقاومت، تقریبا اجماع جهانی وجود دارد، اکثر رسانه های جریان اصلی، همسو با دولت ایالات متحده و سایر دولت های استعمارگر، وقیحانه از اسرائیل اشغالگر و جنایتکار جانبداری می کنند. اما اگر به گزارشات و تحلیل های این رسانه ها در باره جنگ اوکراین و روسیه نگاه کنیم، به راحتی متوجه می شویم که آنها به طور هماهنگ روسیه را به عنوان متجاوز معرفی کرده و با جدیت از اوکراین حمایت می کنند، در حالی که آمریکا و متحدانش با گسترش ناتو به مرز روسیه و تحریک آن به طرق گوناگون، عامل اصلی جنگ فوق هستند. به عبارت دیگر، در حوزه سیاست خارجی، رسانه های بزرگ معمولا اقدامات دولت های آمریکا را، صرف نظر از اینکه جمهوری خواه یا دموکرات باشند، هرچند به طور ضمنی، تائید و توجیه می کنند و انتقادات آنها اغلب نمادین است.

 

با در نظر گرفتن این واقعیت، احتمالا موضع گیری سی ان ان،  روزنامه نیویورک تایمز، و سایر رسانه های همسو با آنها علیه ترامپ در باره نتیجه حمله آمریکا به سایت های هسته ای ایران و ناموفق بودن آن، ترفندی برای آماده کردن افکار عمومی برای حمله مجدد اسرائیل و آمریکا، به احتمال زیاد این بار با همکاری مستقیم تعدادی از کشورهای عضو ناتو، و تخریب بیشتر زیرساخت های ایران، به بهانه تکمیل پروژه امحای توان هسته ای ایران می باشد. رسانه های فوق الذکر عمدتا رویکردی نو محافظه کارانه دنبال کرده  و ضمن حمایت تلویحی یا آشکار از سیاست های مداخله گرایانه ایالات متحده، بارها برنامه هسته ای ایران را خطری بزرگ برای امنیت رژیم صهیونیستی، آمریکا و جهان معرفی نموده اند و بر ضرورت جلوگیری از پیشرفت آن، با نقل حرفه ای اظهارات دولتمردان آمریکا، تاکید کرده اند.

 

روزنامه نیویورک تایمز گرچه ژست ضد جنگ می گیرد و تظاهر به مخالفت با مداخله آمریکا در امور داخلی کشورهای دیگر می کند، اما سیاست و برونداد آن کاملا همسو با سیاست خارجی آمریکا و شرکت های بزرگ چند ملیتی می باشد و تحت پوشش مخالف جنگ، زیرکانه و به طور غیر قابل تشخیص برای اکثرمردم، از جنگ و منافع سرمایه داران و قدرتمندان سوداگر جنگ حمایت می کند.

 

به عنوان مثال، اخیرا روزنامه مذکور در مقاله ای با عنوان "حمله ایران به پایگاه آمریکا در قطر، کابوس کشورهای خلیج فارس است که به واقعیت پیوسته" تلاش می کند با برجسته کردن خطر ایران، بین کشورمان و کشورهای حاشیه خلیج فارس تفرقه بیندازد. مقاله مذکور ایران را مخل امنیت و آرامش آن کشورها جلوه داده و آنها را از خطر ایران می ترساند؛ آمریکا را ضامن امنیت آنها معرفی می کند و حضور آن را در منطقه برای حمایت از آنها ضروری می خواند؛ از جهان تک قطبی با رهبری آمریکا حمایت می کند؛ و ورود آمریکا به جنگ و حمله به سایت های هسته ای ایران را توجیه می کند.

 

سی ان ان  نیز در خصوص سیاست خارجی آمریکا رویکردی مشابه نیویورک تایمز دنبال کرده و نقش زیادی در توجیه جنگ و سایر اقدامات ضد بشری آمریکا در سطح جهان بازی می کند. همین کفایت می کند که بدانیم هر مطلبی در باره فلسطین و اسرائیل، قبل از پخش یا انتشار باید توسط دفتر سی ان ان در اورشلیم تایید شود، نه صرفا در دفتر مرکزی آن در نیویورک.  

 

از طرف دیگر، ترامپ با این سخن که "نیویورک تایمز و  سی ان ان، آمریکا را بد جلوه می دهند" به طور غیر مستقیم رسانه های مذکور را تایید کرده و میزان اعتماد مخاطبان، به ویژه منتقدین سیاست خارجی آمریکا، را به آنها افزایش می دهد. همان طور که پیشتر ذکر شد، نیویورک تایمز و  سی ان ان اغلب به طور ضمنی از سیاست های جنگ طلبانه و ضد بشری دولت آمریکا حمایت می کنند.

 

ازینرو ضرورت دارد هرگونه برداشت و بازنشر مطالب رسانه های جریان اصلی با لحاظ رویکرد کلی آنها نسبت به سیاست خارجی آمریکا و به طور کلی اهداف نظام سلطه در منطقه و جهان صورت گیرد تا ناخواسته مهر تائید بر اعتبار آنها نزنیم.

 

اکبر فیجانی

پنجم تیر ماه  1404   

 

علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر به منابع زیر مراجعه کنند.

 

  

https://fair.org/home/iran-doesnt-have-a-nuclear-weapons-program-why-do-media-keep-saying-it-does/

 

https://www.globalresearch.ca/who-is-behind-fake-news-mainstream-media-use-fake-videos-and-images/5557580

 

https://fair.org/home/the-nyts-pro-war-arguments-against-war-with-iran/

 

https://www.nature.com/articles/s41599-017-0015-2

 

https://www.researchgate.net/publication/231787260_Too_polemical_or_too_critical_Chomsky_on_the_study_of_the_news_media_and_US_foreign_policy

 

https://fair.org/extra/hating-the-oppressed-in-gaza/

 

https://www.presstv.ir/Detail/2024/02/24/720676/how-headlines-western-media-distort-facts-israeli-war-gaza

 

https://scholarscompass.vcu.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1009&context=ramerican/#page=61

 

https://knowledge.uchicago.edu/record/13144?v=pdf

 

https://theintercept.com/2024/01/09/newspapers-israel-palestine-bias-new-york-times/

 

  • اکبر فیجانی

علل و اهداف احتمالی آمریکا از اعلام آتش بس

اکبر فیجانی | سه شنبه, ۴ تیر ۱۴۰۴، ۰۸:۱۱ ق.ظ

 

 

بنام خدا

 

علل و اهداف احتمالی آمریکا از اعلام آتش بس  و چند پیشنهاد

 

بلافاصله بعد از حمله ایران به پایگاه آمریکا در قطر در پاسخ به بمباران مراکز هسته ای کشورمان توسط آن کشور، ترامپ رئیس جمهور آمریکا به طور یک جانبه اعلام آتش بس کرد و ایران بدون تردید برنده جنگ تحمیلی دوازده روزه اسرائیل و حامیانش شد. اما آتش بس الزاما به معنی خاتمه جنگ و رفع خطر نیست.

 

 

در این یادداشت علل و اهداف احتمالی اعلام آتش بس از سوی ایالات متحده آمریکا تشریح  و چند پیشنهاد ارائه می گردد.

 

قبل از هرچیز لازم است این واقعیت را بپذیریم که هدف غایی استعمارگران غربی با محوریت آمریکا  تسلط بر جهان و استقرار نظم نوین جهانی مورد نظرشان می باشد و روشن است که هیچ مانعی را بر سر راه تحقق این هدف تحمل نمی کنند. و طبق اظهارات نظریه پردازان بزرگ غرب، به دلیل اهمیت ویژه خاورمیانه، سلطه بر این منطقه پیش نیاز تحقق هدف مذکور است. به عبارت دیگر، سلسله جنگ و بحران های چند دهه گذشته در منطقه در راستای تشکیل نظم نوین جهانی و عمدتا توسط آمریکا و متحدانش اتفاق افتاده است. حتی طرح اسرائیل بزرگ و اشغالگری و جنایات رژیم صهیونیستی نیز در همین چارچوب قرار می گیرد. ازینرو هر گونه تحلیل در باره حوادث خاورمیانه باید با لحاظ این واقعیت انجام شود.

 

به احتمال زیاد هدف اصلی آمریکا و اسرائیل از اعلام آتش بس به طور یک جانبه، فریب افکار عمومی و سلب مسئولیت از عواقب جنگی است که آغازگر آن بوده اند و نمی خواهند قبل از تحقق اهدافشان آن را به طور دائم متوقف کنند. از آنجا که آنها طبق قوانین بین المللی و در افکار عمومی به علت آغاز جنگ محکوم هستند، می خواهند با ارائه بهانه های واهی ایران را مقصر و عامل از سرگیری یا ادامه جنگ جلوه دهند و درباره جنایاتشان در آینده، از خودشان سلب مسئولیت کنند. یعنی ممکن است آنها تصمیم داشته باشند، طبق برنامه از پیش تعیین شده، با اتهام تشدید تنش یا عدم رعایت الزامات هسته ای به ایران و متقاعد کردن افکار عمومی و مجامع قانونی، احتمالا با همکاری چند کشور اروپایی، مجددا به ایران حمله کنند و به اهداف شومشان برسند.

 

احتمال قوی دیگر این است که طبق برنامه از پیش تعیین شده، آمریکا و اسرائیل تصمیم در باره زمان توقف جنگ علیه ایران را به بعد از کشف میزان قدرت ایران در مواجهه با آنها موکول کرد ه اند. یعنی برنامه آمریکا و اسرائیل این بوده است که بعد از کشف توان ایران برای تحمیل خسارت به آنها و تهدید منافعشان در منطقه، در باره ادامه جنگ یا آتش بس تصمیم بگیرند. اگر هزینه ادامه جنگ را کمتر از دستاورد آن تشخیص دهند، بدون توجه به قوانین بین المللی و افکار عمومی، به منظور تخریب و تضعیف حداکثری ایران و تغییر نظام و فراهم کردن شرایط برای تجزیه کشورمان، حتما جنگ را ادامه می دهند. واقعیت این است که هدف غایی رژیم صهیونیستی و حامیانش، با تاسی به نظریه پردازانی مثل برنارد لوئیس، تجزیه ایران است. و هدف اصلی آمریکا جلوگیری از کمرنگ شدن هژمونی آن کشور و نجات دلار است که با اتحاد ایران، چین و روسیه، و گسترش بریکس و اتحادیه ها و معاهدات دیگر به چالش کشیده شده است. 

هدف سوم (این هدف با هدف قبل مرتبط است)  نجات اسرائیل است. بر اساس مستندات و اظهارات کارشناسان، اسرائیل تاکنون متحمل خسارت زیاد شده و مقامات آمریکا و رژیم صهیونیستی احتمالا به این نتیجه رسیده اند که اسرائیل تاب یک جنگ فرسایشی با ایران را ندارد و هزینه و مخاطرات ادامه جنگ برای ایالات متحده نیز بسیار زیاد خواهد بود.

 

 هدف چهارم ایجاد اختلاف در میان مقامات ایران، و همچنین بین مردم و مسئولین، در باره ادامه جنگ و بهره برداری از آن است. با آگاهی از اختلاف نظر بین مقامات ایران و همچنین بین آحاد ملت در خصوص نحوه مقابله با اقدامات تحریک آمیز و شرارت های رژیم صهیونیستی و شیطنت آمریکا در گذشته، دشمنان امیدوار بودند عده ای از مقامات و مردم با آتش بس مخالفت کرده و خواستار ادامه جنگ با هدف سرنگونی رژیم صهیونیستی شوند.

 

هدف پنجم آمریکا و اسرائیل از اعلام آتش بس یک جانبه، احتمالا غافلگیر کردن مجدد ایران و حمله متعدد به مراکز حساس کشور می باشد. به عبارت دیگر، این یک آتش بس راهبردی برای تجدید قوا و از سرگیری جنگ است.

 

همچنین ممکن است به علت خسارت بسیار زیاد به اقتصاد جهانی در نتیجه ناامن شدن منطقه و غیر قابل عبور شدن تنگه هرمز، حتی اگر ایران رسما آن را مسدود نکند، سرمایه داران بزرگ و یک یا چند کشور از آمریکا درخواست کرده باشند تا به جنگ خاتمه دهد. همان طور که در جاهای دیگر نوشته ام، عامل اصلی و متنفعین جنگ و بحران در جهان، سرمایه داران بزرگی هستند که بر دولت ها و سازمان های بین المللی اشراف دارند. این بانیان جنگ معمولا سعی می کنند با جنگ محدود و قابل کنترل به اهدافشان برسند طوری که شعله های آن منافعشان را به خطر نیاندازد، به عبارت دیگر خودشان را نسوزاند. این قدرتمندان و جنگ افروزان با مشاهده اقتدار و تسلیم ناپذیری مردم ایران، و همچنین به علت هشدار گروه های مقاومت و عدم همراهی دولت های منطقه با آغازگران جنگ، احتمال گسترش جنگ و حتی وقوع جنگ جهانی با دخالت بازیگران فرامنطقه ای را بالا برآورد کرده و به این نتیجه رسیدند که باید جنگ متوقف شود.   

 

و در آخر، ممکن است از ابتدا هدف آمریکا و اسرائیل ، جنگ محدود و صرفا تخریب زیرساخت ها بوده است، در حدی که ایران را در حد مورد نظرشان تضعیف کند. به عبارت دیگر در حال حاضر تغییر رژیم و تجزیه ایران را پرهزینه یا غیر ممکن برآورد کرده و به تخریب بخشی از زیرساخت ها اکتفا کرده اند.

 

چند پیشنهاد:

 

ایران با آتش بس، هرچند به طور موقت، موافقت و حیله دشمنان را خنثی کند، اما تصمیم گیری قطعی در باره آتش بس و شرایط آن با بررسی دقیق و لحاظ همه جوانب، از جمله پیش بینی اقدامات احتمالی دشمنان، صورت گیرد. 

 

به هیچ وجه به آمریکا و متحدانش در باره آتش بس و پیشنهاد مذاکره اعتماد نشود و کشورمان با آماده باش کامل و حفظ وضعیت جنگی، تا اتخاذ تصمیم نهایی در باره آتش بس دائمی و نوع اقدامات پیشگیرانه منتظر بماند. یادآوری می شود که رژیم صهیونی به چیزی کمتر از تجزیه ایران راضی نمی شود و اگر فرصت یابد برای تحقق این هدف به هر جنایتی دست می زند و در نظر داشته باشیم که هدف اصلی آمریکا تثبیت هژمونی آن کشور است نه صرفا تغییر رژیم یا معدوم کردن توان هسته ای ایران.  

 

ایران علیه اسرائیل و آمریکا به سازمان های بین المللی شکایت و تقاضای غرامت کند اما به آنان اعتماد نشود زیرا این سازمان ها تحت نفوذ کشورهای استعمارگری هستند که خود تحت تسلط سرمایه داران بزرگ صاحب شرکت های چند ملیتی می باشند. این زرسالاران که بقایشان به جنگ و بحران گره خورده است، در انتخاب و انتصاب مقامات ارشد اکثر کشورها و سازمان های بین المللی نقش زیادی دارند. موضع گیری دوگانه و عملکرد سازمان انرژی اتمی در خصوص پرونده هسته ای ایران و بی عملی سازمان ملل در باره جنایات رژیم صهیونیستی و حامیانش در غزه، کرانه باختری، لبنان، سوریه و سایر نقاط، موید این مدعا می باشد.

 

هرگونه اظهار نظر رسمی از سوی مقامات ایران، در باره جنگ و آتش بس و مسائل حول آن، بعد از اجماع و تایید فنی صورت گیرد. گزینش واژه ها و گزاره ها، و تاخیر و تقدم و میزان برجستگی آنها بسیار اهمیت دارد.

 

با روایت سازی حرفه ای و منسجم در باره هرگونه واکنش یا تصمیم ایران نسبت به آتش بس و اتفاقات گذشته، به موقع اطلاع رسانی شود و از فریب افکار عمومی و تشویش اذهان توسط رسانه های وابسته به دشمنان جلوگیری شود.

 

همچون گذشته، اتحاد و همبستگی حفظ و از دو قطبی گری و تشدید اختلافات داخلی اکیدا پرهیز شود. امروز همدلی و همبستگی بیش از هر زمان دیگر اهمیت دارد. دشمنان شکست خورده دست از شرارت دست بر نخواهند داشت و در لباس دلسوزان اسلام، نظام، ایران و مردم  به طرق مختلف به اختلاف و شکاف در میان مقامات تصمیم ساز یا بین مردم و مسئولین دامن می زنند.

 

در این شرایط بحرانی ضرورت دارد که هم میهنان از هرگونه تصمیم  نظام در باره جنگ یا آتش بس و نحوه اجرای آن پشتیبانی کنند و از اظهار نظر غیر کارشناسانه یا بی موقع در سطح اجتماع خودداری کنند. البته ارائه پیشنهاد به مسئولین توسط مردم، نه تنها مطلوب است بلکه به برون رفت از این مرحله حساس کمک بسیار می کند.

 

برای جلوگیری از ترور، حملات سایبری، و سایر خرابکاری ها، اعم از مبادی داخلی و خارجی، هوشیاری و آمادگی کامل ملت و مسئولین ضرورت دارد. حتی اگر به طور رسمی با آتش بس دائم موافقت شود، دشمنان به خرابکاری و ترور هدفمند ادامه خواهند داد.  

 

در کنار افزایش قدرت نظامی، پشتوانه مردمی و امنیت و توان اقتصادی تقویت شود. این سه ارکان اصلی اقتدار می باشند و بدون تردید ضعف در هرکدام اساس آن را متزلزل می کند.

 

 

ورود هوش مصنوعی در حال تحول جنگ های مدرن و حکمرانی می باشد و ضرورت دارد به طور ویژه مورد توجه قرار گیرد.

 

در حد امکان تمرکززدایی و استقلال در تصمیم گیری در شرایط بحرانی و عادی و ارتقا تاب آوری و توان مواجهه با بحران مد نظر قرار گیرد طوری که حتی با قطع ارتباط با مرکز، هر منطقه یا استان بتواند تا مدتی کنترل اوضاع را به دست گیرید و به نحو احسن بحران را مدیریت کند.    

 

با آرزوی تحقق صلح و امنیت و عدالت در سراسر جهان

اکبر فیجانی

سوم تیرماه  1404

  • اکبر فیجانی

ای ترامپ تروریست از نام خدا برای فریب مردم استفاده نکن.

اکبر فیجانی | يكشنبه, ۲ تیر ۱۴۰۴، ۰۵:۰۸ ب.ظ

 

بنام خدا

 

ای ترامپ تروریست از نام خدا برای فریب افکار عمومی استفاده نکن!

 

ای ترامپ جنایتکار مردم جهان احمق نیستند. بر اساس عملکرد تو همه می دانند که اصلا به خدا ایمان نداری و یک قاتل دروغگو هستی!

 

به جرات می توان گفت که سخنرانی ترامپ رئیس جمهور آمریکا در خصوص حمله دیشب آمریکا به سایت های هسته ایران، توسط ده ها کارشناس حوزه های مختلف تهیه و بازبینی شده است.

 

ترامپ در یک سخنرانی تلویزیونی به دقت کارشناسی شده، به خاطر موفقیت آمیز بودن حمله به سایت های هسته ای ایران، زیرکانه از خدا تشکر کرد تا افکار عمومی را فریب دهد و جنایاتش را توجیه کند. این درحالی است که همچون سایر سرمایه داران و قدرتمندان دشمن بشریت، دست او به خون میلیون ها انسان بیگناه آلوده است. عامل اصلی جنگ و بحران در دنیا سرمایه داران بزرگی مثل ترامپ هستند که بر دولت ها و سازمان های بین المللی اشراف دارند و به استعمار و استثمار مردم جهان می پردازند.

 

همچنین در سخنرانی فوق ترامپ برای توجیه جنایاتش علیه ایران، بی شرمانه ایرانیان را تروریست نامید. در حالیکه برای جهانیان روشن شده است که ایران همواره در خط مقدم مبارزه با  تروریسم و استعمار بوده است اما سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل مجری بزرگترین و مخوفترین تروریسم دولتی در جهان هستند و بسیاری از گروه های تروریستی (به عنوان مثال داعش) توسط آنها ایجاد شده است.

 

ازینرو ضرورت دارد با بهره گیری از تیمی از دانشمندان و کارشناسان علوم روانشناسی، زبان شناسی، رسانه، سیاست، حقوق بین الملل و سایر علوم مرتبط، به پیام تلویزیونی ترامپ جنایتکار در خصوص حمله دیشب به ایران و تهدیدات و اتهامات سخیف او، پاسخی بسیار سنجیده و تاثیرگذار داده شود. از آنجا که  افکار عمومی جهان این روزها متوجه ایران است، علیرغم سلطه رسانه ای استعمارگران، احتمال شنیده شدن و توجه به پیام و پی بردن به رویکرد کشورمان نسبت به صلح و ثبات جهانی و مسائل خاورمیانه بسیار بیشتر از مواقع دیگر است و تا حد زیادی اتهامات علیه کشورمان را خنثی می کند.

 

همچنین ضرورت دارد پیام ایران علاوه بر قرائت و انتشار در رسانه های ایرانی و ارسال و قرائت در سازمان های بین المللی، به طور اختصاصی برای تمام دولت ها، و تعداد کثیری از گروه ها و سازمان های ضد جنگ و طرفدار حقوق بشر و شخصیت های معروف و تاثیر گذار ارسال شود.

 

لازم است پیام مورد نظر کوتاه اما جامع و پر مغز باشد، طوریکه با حداقل واژه ها، حاوی تاثیرگذارترین نکات و گزاره های بیانگر حقانیت ایران و جبهه مقاومت و شرارت ها و اهداف ضدبشری اسرائیل، آمریکا و متحدانش باشد.

 

 

 

 

 

 

  • اکبر فیجانی

 

 

آمریکا مستقیما وارد جنگ علیه ایران شد.

هدف اصلی آمریکا و متحدانش ویران کردن و تجزیه ایران است، نه صرفا ساقط کردن نظام حاکم بر کشورمان یا  نابود کردن توان موشکی و هسته ای ما. عملکرد آنها در لبنان، سوریه، افغانستان، لیبی و سایر کشورهای منطقه موید این گزاره است. 

آیا فریب خورده هایی که آگاهانه یا نا آگاهانه با دشمن همکاری می کنند می خواهند بر ویرانه های ایران زندگی کنند؟

 

بحران سازی و آتش افروزی در خاورمیانه و تجزیه کشورهای بزرگ این منطقه به کشورهای کوچک و ضعیف و تسلط بی منازعه بر آنها، از سالها قبل از انقلاب در برنامه نظام سلطه، به ویژه آمریکا، انگلیس و اسرائیل، بوده است. آمریکا و دیگرکشورهای استعمارگر، در چند دهه گذشته تلاش داشته اند طرح های نظریه پردازانی چون برنارد لوئیس و برژینسکی را در خاورمیانه اجرا کنند.

 

رژیم صهیونیستی در اواسط قرن گذشته توسط انگلیس و با حمایت آمریکا با هدف اصلی ایجاد بی ثباتی در خاورمیانه و تضعیف و تجزیه کشورهای این منطقه در راستای منافع نظام سلطه تشکیل شد و با حمایت همه جانبه این دو کشور به سرعت قدرت گرفت و تاکنون به گسترش اشغالگری و قتل عام و آواره کردن صاحبان اصلی سرزمین فلسطین و تجاوز به سایر کشورها ادامه داده است.

 

 

  • اکبر فیجانی

درخواست از روحانیون، فرهنگیان و دانشگاهیان

اکبر فیجانی | سه شنبه, ۲۸ خرداد ۱۴۰۴، ۱۱:۴۳ ق.ظ

بنام خدا

 

درخواست از هموطنان برای مقابله با جنگ شناختی-روانی دشمنان

 

بخش اول- درخواست

 

در این شرایط بحرانی، ضرورت دارد عموم مردم، به ویژه روحانیون، فرهنگیان و دانشگاهیان، بخشی از وقت خود را به روشنگری و تبیین در حوزه سیاست یا ارائه پیشنهاد به مسئولین اختصاص دهند. دشمنانی که در صدد ویران کردن کشورمان هستند تلاش می کنند با تخریب شخصیت ها، تشویش اذهان عمومی و القا ضعف و نومیدی موجب شکست مردم ایران شوند.

 

 

جنگ ویرانگر است و تنها سرمایه داران بزرگ و قدرت طلبان دشمن بشریت از آن سود می برند.

 

گرچه ایران با خویشتنداری همواره در جهت حفظ صلح و آرامش و جلوگیری از جنگ تلاش کرده است، اما اکنون توسط اسرائیل و حامیانش یک جنگ ترکیبی تمام عیار به کشورمان تحمیل شده است که در آن، علاوه بر حملات مکرر نظامی، بشدت مورد هجمه شناختی - روانی پیچیده می باشیم. دشمنانی که در صدد ویران کردن کشورمان هستند سعی می کنند با تخریب شخصیت ها، تشویش اذهان عمومی و القا ضعف و نومیدی موجب شکست مردم ایران شوند.

 

تاریخ جنگ ها نشان داده است که معمولا طرفی کمتر آسیب می بیند و به اصطلاح برنده جنگ شناخته می شود که از نظر روایت و تبلیغ و حفظ آرامش روانی برتر باشد.

 

اما باید این واقعیت تلخ را بپذیریم که افکار عمومی بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی، همانند دیگر ملت ها، توسط رسانه های استعمارگران یا منابع کم اطلاع و غیر متخصص تغذیه می شود. نتایج تحقیقات متعدد حاکی از این است که اکثریت جامعه اخبار و اطلاعات سیاسی را از طریق شبکه های اجتماعی یا رسانه های خارجی وابسته به نظام سلطه و حامی جنگ کسب می کنند. تنها تعداد کمی از مردم از رسانه های خارجی دوستدار بشر و ضد جنگ یا رسانه های معتبر داخلی استفاده می کنند.

 

لازم به ذکر است که بخش زیادی از مطالبی که در شبکه های اجتماعی منتشر می شود، یا اطلاعات و گزاره هایی که به طور شفاهی رد و بدل می شود، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، از رسانه های جریان اصلی (به عنوان مثال، بی بی سی و نیویورک تایمز) یا سایر رسانه های تحت نفوذ سرمایه داران بزرگ اقتباس می شوند.

 

بدین طریق، استعمارگران و دشمنان بشریت از چند دهه پیش، با بکارگیری روش های علمی، تعداد زیادی از کودکان دیروز را به سرباز مجانی یا کم هزینه خود برای امروز و آینده تبدیل کرده اند.

 

این معضل بیانگر این واقعیت است که بر خلاف پیشرفت چشمگیر در بازدارندگی نظامی و جنگ سخت، در حوزه جنگ نرم موفق نبوده ایم. بدیهی است که تغییر این روند نیازمند هوشیاری و اقدام همه جانبه و مشترک دولت و مردم می باشد.

 

همان طور که می دانید اغلب رسانه های مهم جهان توسط قدرتمندان و سرمایه دارانی کنترل می شوند که یا صهیونیست هستند و یا طرفدار اسرائیل می باشند و تا حد امکان واقعیات را در جهت منافع رژیم صهیونیستی، و به طور کلی نظام سلطه، تحریف کرده و به فریب افکار عمومی می پردازند.

 

بنابراین برای کاهش خسارت جنگ تحمیلی اسرائیل و حامیانش علیه جمهوری اسلامی و پیشگیری از بحران های متعاقب، ضرورت دارد همه اقشار مردم بر حسب وظیفه انسانی و ملی، بخشی از وقت خود را به روشن گری و مقابله با تبلیغات سوء و شایعه پراکنی اختصاص دهند و به تبیین واقعیات درباره اهداف نظام سلطه در خاورمیانه، بویژه شرارت ها و اهداف اسرائیل، آمریکا و انگلیس، و علل جنگ و بحران در منطقه بپردازند.

 

در این میان فرهنگیان، روحانیون، دانشجویان و اساتید دانشگاه ها وظیفه ای سنگین تر دارند و می توانند نقشی موثر ایفا کنند. ازینرو بهتر است این گروه از هم میهنان مدتی تبلیغات دینی مذهبی یا تدریس، مطالعه و تحقیق نامربوط به وضعیت فعلی را کاهش داده و بخشی از وقت خود را به روشنگری و تبیین در حوزه سیاست و افزایش آگاهی سیاسی و سواد رسانه ای مردم اختصاص دهند یا با ارائه پیشنهاداتی به مسئولین، در مقابله با جنگ ترکیبی حاضر علیه کشورمان ادای دین کنند.

 

لازم به ذکر است که در این زمان حساس و بحرانی، به علت محدودیت زمان و اهمیت سرعت عمل، معرفی منابع و سایت های دوستدار بشر و ضد جنگ انتخاب مطالب موجود و به اشتراک گذاشتن آنها، موثرتر از صرف وقت یا هزینه مالی برای نوشتن مطالب جدید است. مطالب منتشر شده قابل استفاده به اندازه کافی موجود است. با توجه به اینکه اکثر مردم به ندرت از رسانه های سنتی استفاده می کنند، بهتر است مطالب هم به صورت مکتوب و هم به صورت صوتی، ترجیحا در قالب کلیپ های کوتاه، از طریق شبکه های اجتماعی در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شوند.

 

 

همچنین چون بعضی از مردم به نویسندگان و رسانه های خارجی، مخصوصا غربی، بیشتر اعتماد دارند،  معرفی منابع و سایت های خارجی ضد استعمار و نظام سرمایه داری (مثل اندیشکده گلوبال ریسرچ سی ای) بسیار تاثیرگذار است.

 

 

       

بخش دوم- گزاره ها- قسمت اول

 

در تبلیغات علیه جنگ شناختی-روانی دشمنان بهتر است روی گزاره های زیر و موارد مشابه تاکید شود:

بحران سازی و آتش افروزی در خاورمیانه و تجزیه کشورهای بزرگ این منطقه به کشورهای کوچک و ضعیف و تسلط بی منازعه بر آنها، از سالها قبل از انقلاب در برنامه نظام سلطه، به ویژه آمریکا، انگلیس و اسرائیل، بوده است. آمریکا و دیگرکشورهای استعمارگر، در چند دهه گذشته تلاش داشته اند طرح های نظریه پردازانی چون برنارد لوئیس و برژینسکی را در خاورمیانه اجرا کنند.

 

هدف دشمنان ویران کردن ایران است نه صرفا ساقط کردن نظام حاکم بر کشورمان. عملکرد آنها در لبنان، سوریه، افغانستان، لیبی و سایر کشورهای منطقه موید این گزاره است.

آیا فریب خورده هایی که آگاهانه یا نا آگاهانه با دشمن همکاری می کنند می خواهند بر ویرانه های ایران زندگی کنند؟

 

به دلایل ژئوپولیتیکی، ایدئولوژیکی، منابع غنی و عوامل دیگر، ایران بیش از هر کشور دیگری، مورد توجه و دشمنی از جانب نظام سلطه است.

 

چون نظام سلطه ایران قوی و مستقل را مانعی بزرگ در راه تحقق اهداف استعماری خود می داند، دشمنی آنها با کشورمان ذاتی با پیشینه طولانی می باشد.

 

امنیت و منافع هیچ کشوری محدود به درون مرزهایش نمی شود؛ حضور و کمک ما به سوریه و عراق و دیگر کشورها و سازمان ها، کاملا با امنیت و منافع کشورمان همخوانی دارد.

 

دشمنی و ظلم استعمارگران و نظام سلطه محدود به ایران و مسلمانان نمی شود.

 

منافع کشورهای قدرتمند و استعمارگر ایجاب می کند که کشورهای دیگر ضعیف و وابسته به آنها باشند.

 

 رژیم صهیونیستی در اواسط قرن گذشته توسط انگلیس و با حمایت آمریکا با هدف اصلی ایجاد بی ثباتی در خاورمیانه و تضعیف و تجزیه کشورهای این منطقه در راستای منافع نظام سلطه تشکیل شد و با حمایت همه جانبه این دو کشور به سرعت قدرت گرفت و تاکنون به گسترش اشغالگری و قتل عام و آواره کردن صاحبان اصلی سرزمین فلسطین ادامه داده است.

 

صهیونیست ها خودشان را مالک کره زمین می دانند و جز خودشان برای هیچ بشری حق حیات قائل نیستند. نژادپرستی در خون آنها است.

 

هدف تغییر ناپذیر صهیونیست ها تسلط بر اکثر مناطق خاورمیانه، از جمله ایران، و تحقق طرح اسرائیل بزرگ می باشد.

 

هدف آمریکا سلطه فراگیر و غارت منابع خاورمیانه و همچنین ممانعت از افزایش قدرت و نفوذ چین و روسیه در این منطقه می باشد.

 

اگر کشورهای منطقه همچنان به سکوت یا عدم اقدام عملی ادامه دهند، این جنایتکاران دشمنان بشریت در آینده نزدیک به بهانه های واهی به دیگر کشورهای خاورمیانه نیز حمله می کنند.

 

در شرایط بحرانی و خطرناک فعلی که نه تنها ایران بلکه تقریبا تمام ملت های منطقه هدف جنگ ترکیبی از جانب استعمارگران هستند، اهمیت هوشیاری و اتحاد این  کشورها دو چندان می باشد.

 

ضرورت دارد که با افزایش سواد رسانه ای و بصیرت سیاسی همواره مواظب باشیم در دام کاسبان اختلافات قومی و نژادی یا دینی و مذهبی نیفتیم و از نشر و بازنشر مطالب و اندیشه های تفرقه انگیز پرهیز کنیم. و همه بدانیم که برای جلوگیری از جنگ و بی ثباتی و تضمین صلح و آرامش  در منطقه و جهان، برابر دانستن و احترام به تمام نژادهای انسانی امری ضروری می باشد.

 

اسرائیل و حامیانش، بویژه آمریکا و انگلیس، همواره با تشدید اختلافات قومی و مذهبی تلاش می کنند دستیابی به اهدافشان را تسهیل کنند. آنها با استفاده از ترفندهای رسانه ای، از یک طرف ایده های تنش آفرین را در سطح یک کشور یا منطقه مطرح یا ترویج می کنند و از طرف دیگر بر علیه آن تبلیغ کرده و با نفوذ در افکار عمومی و مراکز تصمیم گیری، طرف های ذینفع را تحریک و تشویق به واکنش می کنند.

 

موثرترین راه حل معضلات جهان و کمک به صلح و ثبات، افزایش آگاهی وبصیرت سیاسی و تقویت اخلاق و معنویت می باشد.

 

در جهان امروز، زندگی با کیفیت و ایمنی در برابر فریب، مستلزم داشتن سواد رسانه ای کافی می باشد.

 

امروزه حربه اصلی قدرت طلبان و استعمارگران جنگ شناختی و تسلط بر افکار عمومی می باشد؛ آنها با استفاده از شیوه های پیچیده علمی و به کارگیری متخصصین خبره، و با تبلیغات گسترده و هماهنگ،  به کنترل ذهن و فریب افکار عمومی می پردازند.

 

رسانه ها عموماً تحت مالکیت یا نفوذ زرسالاران و نخبگان استعمارگر هستند و در کنترل افکار عمومی در راستای اهداف و منافع شرکت های بزرگ چند ملیتی و نظام سرمایه داری نقش غیر قابل تصوری ایفا می کنند.

 

افکار عمومی جهان بیشتر تحت تاثیر رسانه های غربی صهیونیستی می باشد.

 

علاوه بر جمعیت زیادی از محققان و نویسندگانی که آگاهانه و رسماً در استخدام قدرت طلبان و زرسالاران می باشند، عده ای ندانسته به دشمنان بشریت خدمت می کنند؛ سرویسهای اطلاعاتی خادم استعمارگران بسیاری از نویسندگان و محققان را، بطور غیر مستقیم و نامحسوس، در مسیر اهداف نظام سلطه هدایت می کنند.

 

بر اساس مستندات موجود، پنتاگون، سازمان سیا و دیگر سرویسهای اطلاعاتی وابسته به نظام سلطه، در نوشتن و هدایت مطالب روزنامه ها، فیلمنامه ها و سانسور بسیاری از تولیدات موسسات وشرکتهای تولید  فرهنگ و سرگرمی، بویژه هالیوود، نقش زیاد دارند.

 

امروزه نظام غالب در سطح جهان نظام سرمایه داری است، حتی در بسیاری از کشورهای به ظاهر سوسیالیسی (روسیه).

 

موجودیت نطام سرمایه داری به جنگ و بحران و مصرف گرایی گره خورده است. به همین دلیل سرمایه داران بزرگ عامل اصلی جنگ و بی ثباتی و مروج مصرف گرایی در جهان هستند.

 

شرکت های بزرگ چند ملیتی، خانواده های سلطنتی و اکثر سرمایه داران بسیار بزرگ (بویژه صهیونیست ها)، و دولت ها و سیاستمداران خادم آنها (مثل دولت های آمریکا، انگلیس و فرانسه)  بانی و گردانده اصلی بی ثباتی، جنگ و بحران در جهان هستند.

 

سیاست ها و اقدامات اکثر دولت ها، بویژه دولت های قدرتمند و استعمارگر، به ضرر کل مردم عادی یا محروم جهان (از جمله ملت های خودشان) و در راستای منافع شرکت های بزرگ چند ملیتی  و سرمایه داران بسیار بزرگ است.

 

در کشورهای غربی بی عدالتی، تبعیض و نژاد پرستی امری رایج است. اما به علت سلطه رسانه ای آنها، در صد کمی از مردم جهان از این واقعیت مطلع هستند.

 

یک شگرد متداول مورد استفاده رسانه های وابسته به نظام سلطه تخریب شخصیت استعمارستیزان است. آنها شخصیت  فعالان مخالف نظام سلطه را تخریب می کنند یا مانع درست دیده و شنیده شدن آنها می شوند.

 

استعمارگران به کمک عواملشان و با بکار گیری روشهای متنوع علمی و استفاده از ابزار گوناگون، هر گروه، دولت یا سازمانی که بر خلاف منافعشان فعالیت کند تضعیف، منزوی یا نابود می کنند و هر مذهب یا مکتیی را که آموزه های آن با منافع آنها منافات داشته باشد، به طور مستقیم یا نامحسوس تحریف کرده و آن را ناکارآمد، خشن، و مغایر با مفاهیم و ارزش هایی مثل آزادی، عدالت، و علم و توسعه معرفی می کنند.

 

ترویج اسلام هراسی و ایران هراسی به طور فزاینده ای به یک بخش و هدف ثابت رسانه های غرب، بویژه رسانه های آمریکایی و بریتانیایی، تبدیل شده است.

 

رسانه های غربی معمولا ایرانیان را به عنوان مردمی تروریست و ترسناک معرفی می کنند.

 

ترویج ایران هراسی تا حد زیادی ناشی از این حقیقت است که این کشور یک تنه با استعمار و استکبار مبارزه کرده و مانع تحقق بسیاری از اهداف ضد بشری نظام سلطه شده است.

 

رسانه های غربی اغلب اسلام را به عنوان دین تروریسم معرفی می کنند.

 

ترویج اسلام هراسی تا حد زیادی به این علت است که این دین الهی با اسراف و مصرف گرایی که اساس نظام سرمایه داری است و همچنین با ظلم و استبداد و تحمل ظلم و ستم بشدت مخالف است و مبارزه با استعمار و استکبار و کمک به همنوعان مظلوم را وظیفه هر انسانی می داند.

 

استعمارگران هنوز به طور گسترده از تفرقه افکنی و ترویج اغتشاش و درگیری داخلی به منظور ممانعت از پیشرفت کشورهای هدف استفاده می کنند.

 

آثار منفی فردی و اجتماعی شایعات بسیار گسترده و ویرانگر است.

هر انسانی در قبال آنچه می گوید یا نقل می کند مسئول است؛ زیرا هر صحبتی یا نوشته ای بر نگرش، اعتقادات و اعمال دیگران تاثیر می گذارد و ممکن است پیامدهای ناگوار داشته باشد؛ مراقبت کنیم که بدون تحقیق سخنی را نقل نکنیم و سکوت و صحبتمان آگاهانه و خیرخواهانه باشد.

 

اعتراض مدنی و مسالمت آمیز سازنده است و باعث رشد و توسعه می شود؛ اما آشوب و اغتشاش باعث ایجاد زمینه برای جولان اراذل و اوباش، فرصت طلبان و مفسدین داخلی، تورم بیشتر، ناامنی، خدشه دار شدن وجهه سیاسی کشور نزد افکار عمومی جهان و مجامع بین المللی، و آسیب پذیری در برابر دشمنان خارجی می شود.

 

کسانی که تلاش می کنند اعتراض آرام را به اغتشاش تبدیل کنند و مردم را به خشونت تشویق می کنند، یا ناآگاه و فریب خورده هستند و یا مزدور و مغرضانی می باشند که هدفشان جلوگیری از اصلاح امور و پیشرفت کشور است. زیرا اغتشاش یا سرکوب می شود یا منجر به هرج و مرج، ناامنی و ویرانی می گردد که در هر دو حالت مانع به نتیجه رسیدن اعتراضات به حق می شود. 

 

ضرورت دارد که گروه های مقاومت، ملت ها و دولت های منطقه و صلح طلبان در دیگر نقاط جهان، ضمن به کارگیری تمام امکانات منطقه ای و فرامنطقه ای در جهت افزایش اتحاد و صلح و آرامش، با در نظر گرفتن واقعیات و اهداف اعلام شده و احتمالی اسرائیل و آمریکا و به طور کلی نظام سلطه، با آینده نگری برنامه ریزی کرده و برای پیشگیری از جنایت بیشتر توسط این دشمنان بشریت به موقع اقدام عملی مناسب کنند.

 

 

  • اکبر فیجانی

Who is behind the wars? Who rules the world?

اکبر فیجانی | دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۴۰۴، ۱۱:۰۱ ق.ظ

 

 

Who is behind the wars? Who rules the world?

The global power elites rule the world. More specifically, a small number of extremely wealthy global elites who own huge transnational corporations have control over almost all people, governments, and international institutions around the world. Every individual is somehow enslaved by them. They own major banks, do not pay tax, have unlimited power and influence and are not accountable to any governmental organization.

How do they do that?

They hold regular meetings and make decisions about critical world issues. Only a limited number of certain owners or representatives are allowed to participate in the meetings. The members are the owners, shareholders, and certain leading politicians who are also shareholders. No Journalist or outsider is allowed to participate.

Their existence and progress is heavily dependent on consumerism, war and conflict, as well as people’s ignorance or lack of political awareness. They are behind major world events. They promote war and conflict and encourage consumerism by controlling the masses’ mind and keeping them ignorant and indifferent. They are able to do so because they own or influence the mainstream media, both traditional and new.

  • اکبر فیجانی

Israeli war on Iran-selected articles

اکبر فیجانی | دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۴۰۴، ۰۷:۳۷ ق.ظ

 

 

 

Israeli war on Iran –selected articles

***********************************

Read the following to learn about

  • Facts about Iran
  • Main objectives behind Israeli and US war on Iran
  • How and why the Zionist regime was established
  • The short and long goals behind the US and allies’ presence in the Middle East
  • The main destabilizer of the Middle East and the main threats to peace and security in the world
  • Roots of war and obstacles to peace

 

 

 

For more information on ‘roots of war and obstacles to peace’ see my previous posts in the same weblog

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.icj.org/israel-iran-israels-attack-on-iran-violates-international-law-threatening-peace-and-security/

 

Israel/Iran: Israel’s attack on Iran violates international law, threatening peace and security

13 Jun 2025 | News

 

The International Commission of Jurists (ICJ) condemns Israel’s use of armed force against Iran’s sovereignty and territorial integrity as a grave violation of the United Nations (UN) Charter and international law and a major threat to international peace and security.

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

https://www.globalresearch.ca/planned-us-israeli-attack-on-iran-2/5615443

Expanding Middle East War. Planned US-Israeli Attack on Iran, The War on Energy, Strategic Waterways

Genocide is on The Drawing Board of the Pentagon. The Zionist Lobby is firmly

aligned with U.S. Foreign Policy

By Prof Michel Chossudovsky

Global Research, April 07, 2024

Region: Middle East & North Africa

Theme: History, Intelligence, US NATO War

Agenda

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

First published on November 13, 2023

 

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.commondreams.org/news/israel-attacks-iran-again

 

US Progressives Say Stop Supporting 'Rogue Genocidal Regime' After Israel's Unprovoked Attack on Iran

"Trump must act immediately to suspend all military support to Israel and stop allowing U.S. arms to fuel war crimes, mass civilian death, and regional collapse," said one critic.

Progressive U.S. lawmakers and human rights defenders demanded an end to unconditional American armed and diplomatic support for Israel after it launched a series of attacks on Iran early Friday, reportedly killing senior military officials and civilians including nuclear scientists, women, and children in a dramatic escalation that Iranian leaders vowed to avenge.

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxx

https://www.globalresearch.ca/americas-perpetual-war-six-questions/5822008?pdf=5822008

 

America’s Perpetual War: Six Questions

Who are the Beneficiaries of American wars?

By Prof. Joseph H. Chung

Global Research, August 14, 2024

Region: USA

Theme: Global Economy, History, Intelligence, Media Disinformation, Militarization and WMD, Poverty & Social, Inequality, US NATO War Agenda

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

https://www.globalresearch.ca/israeli-weapons-of-mass-destruction-a-threat-to-peace-israel-s-nuclear-arsenal/4365

Israel’s Nuclear Arsenal and Weapons of Mass Destruction: A Threat to World Peace. History and Analysis

By John Steinbach

Global Research, June 16, 2025

Global Research and DC Iraq Coalition 3 March 2002

Region: Middle East & North Africa

Theme: Militarization and WMD

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?, Nuclear War, PALESTINE

xxxxxxxxxxxxxxxxxxx

https://www.globalresearch.ca/being-lied-iran/5891035

We Are, of Course, Being Lied to About Iran

The fountain of lies is just getting started. There will be more.

By Caitlin Johnstone

Global Research, June 15, 2025

Caitlin Johnstone

Region: Middle East & North Africa

Theme: Media Disinformation, US NATO War Agenda

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

https://www.globalresearch.ca/middle-east-fire-israeli-us-imperialism/5891018

The Middle East Is on Fire Because Israeli and U.S. Imperialism Lit the Match

By Black Alliance for Peace

Global Research, June 15, 2025

Black Alliance for Peace 13 June 2025

Region: Middle East & North Africa

Theme: Intelligence, Oil and Energy

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

 

 

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

https://www.globalresearch.ca/canada-must-condemn-israeli-aggression-against-iran/5890923

Canada Must Condemn Israeli Aggression Against Iran

By Canadians for Justice and Peace in the Middle East

Global Research, June 15, 2025

CJPME 13 June 2025

Region: Canada, Middle East & North Africa

Theme: Law and Justice

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

 

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

https://www.globalresearch.ca/israeli-attack-not-justified-iran-cooperated-address-nuclear-weapon-concerns/5890898

Israeli Attack Not Justified: Iran Had Cooperated to Address Nuclear Weapons’ Concerns. UN Must Act to Stop Escalation

By Bharat Dogra

Global Research, June 13, 2025

Region: Middle East & North Africa

Theme: Law and Justice

 

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

 

xxxxxxxxxxxxxxxx

https://www.globalresearch.ca/memo-iran-ready-washington-policy/5891033

Memo from Iran: We Are Ready. Mike Whitney

Washington's Perennial Policy Towards Iran: Hector, Belittle, Bully, Repeat

By Mike Whitney

Global Research, June 15, 2025

Region: Middle East & North Africa, USA

Theme: US NATO War Agenda

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.palestinechronicle.com/a-preemptive-strike-on-diplomacy-israels-attack-and-the-precipice-of-a-wider-american-war/

A Preemptive Strike on Diplomacy: Israel’s Attack and the Precipice of a Wider American War

June 15, 2025 Articles, Commentary

By Jamal Kanj

 

If Washington truly opposes escalation, it must say no—publicly and unequivocally—to any role in shielding Israel from the blowback it just invited.

Israel’s latest strike on Iran had nothing to do with dismantling the Iranian (civilian) nuclear program.

This war is not a preemptive blow against Iran —it is a preemptive strike against diplomacy itself.

 

 

xxxxxxxxxxxxxxxx

https://thecradle.co/articles/israels-war-on-iran-was-never-just-about-nukes

 

Israel’s war on Iran was never just about nukes

Netanyahu has always sought more than just a halt to Iran’s nuclear program. In the current war, Tel Aviv sees a historic opportunity to finally bring down the Islamic Republic.

Qassem

JUN 14, 2025

“The Iranian regime has never been weaker. This is your moment – Iranians – to rise up, make your voices heard. We stand with you.”

— Benjamin Netanyahu, 13 June 2025

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.globalresearch.ca/present-state-israel-vs-israel-bible/5870275

The Present State of Israel vs. the Israel of the Bible: Understanding the Difference. “The Present State of Israel Is Not the Israel of God”

By Prof. Ruel F. Pepa

Global Research, April 15, 2025

Region: Middle East & North Africa

Theme: History, Law and Justice, Religion

In-depth Report: PALESTINE

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

The CIA’s War-before-War: From Iraq to Iran

A US blueprint drawn in 2002 to break Iraq before invading is being revived against Iran – with sabotage, assassinations, and psychological warfare already underway.

By Shivan Mahendrarajah

Global Research, May 15, 2025

The Cradle 13 May 2025

Region: Middle East & North Africa, USA

Theme: Intelligence, US NATO War Agenda

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?,

IRAQ REPORT

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://kucinichreport.substack.com/p/the-high-price-of-war-with-iran-10

The High Price of War with Iran: $10 Gas and the Collapse of the U.S. Economy

Netanyahu's government is going down and he wants to take America with him.

Dennis Kucinich=expert-presidential candidate-representative-antiwar activist

Mar 25, 2025

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxx

https://www.globalresearch.ca/pre-emptive-nuclear-war-the-role-of-israel-in-triggering-an-attack-on-iran/5840256

Pre-emptive Nuclear War: The Role of Israel in Triggering an Attack on Iran

Chapter III of "The Globalization of War" by Michel Chossudovsky

By Prof Michel Chossudovsky

Global Research, March 10, 2024

Region: Middle East & North Africa, USA

Theme: Intelligence, Militarization and WMD

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

 

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

Excerpts from the selected articles:

 

Excerpt 1

Benjamin Netanyahu has spent literally decades falsely claiming that Iran was a year or two away from developing a nuke, only to have the calendar prove him wrong with the passage of time over and over again.

US intelligence chief Tulsi Gabbard testified just weeks ago that

“The IC [Intelligence Community] continues to assess that Iran is not building a nuclear weapon and Supreme Leader Khamenei has not authorized the nuclear weapons program he suspended in 2003.”

 

Excerpt 2

Overnight, the zionist entity of Israel escalated its war of aggression against Iran by

launching unprovoked attacks on the Islamic Republic. The notion that a rogue

ethnostate that is currently carrying out a genocide believes that it possesses the

right to determine which countries can and cannot develop a nuclear weapon is

both bizarre and egregious as well as brazenly hypocritical, and further

demonstrates that the State of Israel operates firmly within the structures of white

“supremacy” ideology, colonialism, and imperialism. Iran, like all sovereign nations, has the

right to defend itself from aggression and uphold its security in the face of repeated threats

and acts of war. This stands in stark contrast to Israel, which operates a settler colonial

occupation of Palestine, as well as portions of Lebanon and Syria.

 

Excerpt 3

Possessing chemical and biological weapons, an extremely sophisticated nuclear

arsenal, and an aggressive strategy for their actual use, Israel provides the major

regional impetus for the development of weapons of mass destruction and

represents an acute threat to peace and stability in the Middle East.

 

Excerpt 4

It is a profound error to equate the modern state of Israel with the Israel of the Bible. The

current Israeli state is a political entity created through secular, Zionist aims, not the

fulfillment of God’s covenant promises. It operates without regard for the biblical principles

of justice, mercy, and righteousness that God commanded His people to follow.

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

Read on to see the full text of a couple of articles

 

Complete articles:

 

We Are, of Course, Being Lied to About Iran

The fountain of lies is just getting started. There will be more.

By Caitlin Johnstone

Global Research, June 15, 2025

Caitlin Johnstone

Region: Middle East & North Africa

Theme: Media Disinformation, US NATO

War Agenda

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

Iran and Israel are at war, with the US already intimately involved and likely to become

more so. Which of course means we’ll be spending the foreseeable future getting bashed in

the face with lies from the most powerful people in the world.

The most immediately obvious of these is the Netanyahu-promoted narrative that Israel

initiated this conflict because Iran was on the brink of developing a nuclear weapon. With

absolutely no self-consciousness or sense of irony, the Israeli prime minister followed the

attacks with a statement accusing Iran of “genocidal rhetoric” which it has backed up “with

a program to develop nuclear weapons.” Israel, as we all know, has an unacknowledged

nuclear arsenal, and its leaders are presently committing genocide in Gaza while spouting

genocidal rhetoric.

“And if not stopped, Iran could produce a nuclear weapon in a very short time,”

Netanyahu claimed. “It could be a year. It could be within a few months — less than a

year. This is a clear and present danger to Israel’s very survival.”

. .

The western political/media class have been dutifully promoting this line and uncritically

parroting Israel’s claim that its unprovoked attack on Iran was “preemptive”, but there is

absolutely no evidence that any of this is true.

Benjamin Netanyahu has spent literally decades falsely claiming that Iran was a year or

two away from developing a nuke, only to have the calendar prove him wrong with the

passage of time over and over again.

US intelligence chief Tulsi Gabbard testified just weeks ago that

“The IC [Intelligence Community] continues to assess that Iran is not building a nuclear

weapon and Supreme Leader Khamenei has not authorized the nuclear weapons

program he suspended in 2003.”

As journalist Séamus Malekafzali recently noted on Twitter, one of the strongest arguments

that Iran had not reversed its decision to refrain from obtaining nuclear weapons is that

Iranian nuclear scientists have been publicly expressing frustration about the fact that their| 2

government won’t allow them to construct a nuke. They want to do it, but Tehran won’t let

them.

.

Watch on X

.

US Secretary of Defense Pete Hegseth helped pave the way for Netanyahu’s claims this

past Wednesday when he told the Senate that “there have been plenty of indications” Iran

has been “moving their way toward something that would look a lot like a nuclear weapon.”

This claim by Hegseth was swiftly scooped up and promoted by warmongers like Tom

Cotton who said that Hegseth had “confirmed that Iran’s terrorist regime is actively

working towards a nuclear weapon.”| 3

Cotton’s claim was then picked up by war pundit Mark Levin, who has been personally

lobbying Trump to green light an attack on Iran, sarcastically quipping on Twitter,

“So, SecDef Hegseth must by lying, too. Everyone’s lying except the isolationists, Kochheads, Islamists, Chatsworth Qatarlson and their media propagandists.”

But let’s back up and look at what Hegseth actually said. He did not say “Iran is building a

nuclear weapon.” He said “there have been plenty of indications” Iran has been “moving

their way toward something that would look a lot like a nuclear weapon.”

If the US had intelligence that Iran was building a nuke, Hegseth would have just said so. But

instead he performed this freakish verbal gymnastics stunt muttering about indications of

something that might kinda sorta look like a nuclear weapon, which his fellow Iran hawks

then falsely took and ran with as a positive assertion that Iran was building a nuke.

.| 4

Read on X

.

There are other lies being circulated to help market this war as well. As Moon of Alabama

notes, the Washington Post’s odious war propagandist David Ignatius is pushing the

narrative that Iran has been cultivating a relationship with de-facto al-Qaeda leader Saif alAdel. The lie that Saddam Hussein was in league with al-Qaeda was used two decades ago

to sell the invasion of Iraq.

At the same time, Trumpian pundits are currently circulating the narrative that the United

States is full of Iranian “sleeper cells” who could activate at any moment and begin

attacking Americans. The most egregious of these is Laura Loomer’s repeated claims that

there are “millions” of such cells awaiting Iran’s orders to strike — possibly the single most

bat shit insane claim I have ever seen anyone with any major platform make, since it would| 5

mean a very sizable percentage of the US population is actually a secret Iranian proxy army.

The fountain of lies is just getting started. There will be more. Believe nothing unless it is

substantiated by mountains of evidence. These freaks have been caught lying to sell wars to

the public far too many times for any of their claims to be taken on faith.

*

The original source of this article is Caitlin Johnstone

Copyright © Caitlin Johnstone, Caitlin Johnstone, 2025

 

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

The Middle East Is on Fire Because Israeli and U.S. Imperialism Lit the Match

By Black Alliance for Peace

Global Research, June 15, 2025

Black Alliance for Peace 13 June 2025

Region: Middle East & North Africa

Theme: Intelligence, Oil and Energy

In-depth Report: IRAN: THE NEXT WAR?

Overnight, the zionist entity of Israel escalated its war of aggression against Iran by

launching unprovoked attacks on the Islamic Republic. The notion that a rogue

ethnostate that is currently carrying out a genocide believes that it possesses the

right to determine which countries can and cannot develop a nuclear weapon is

both bizarre and egregious as well as brazenly hypocritical, and further

demonstrates that the State of Israel operates firmly within the structures of white

“supremacy” ideology, colonialism, and imperialism. Iran, like all sovereign nations, has the

right to defend itself from aggression and uphold its security in the face of repeated threats

and acts of war. This stands in stark contrast to Israel, which operates a settler colonial

occupation of Palestine, as well as portions of Lebanon and Syria.

The idea of Israel, the zionist occupation, claiming a moral position is absurd. And the fact

that the international community continues to give Israel any credibility is a dereliction of

duty and forms a vacuum of morality for all of those who do not stand resolutely against its

genocide in Palestine and its attacks on Lebanon, Yemen, Syria, and Iran. Israel’s immunity

granted by Western colonial nations is a further reflection of the moral gulf between these

states and the vast majority of humankind that subscribes to values that uphold People(s)-

Centered Human Rights, self-determination, and dignity.

Israel’s unprovoked attack is another example of the lawlessness that is fully supported by

the U.S. The Black Alliance for Peace (BAP) rejects the notion that the U.S. was unaware of

this attack. The U.S. had the ability to stop this attack if it was serious about containing

Israel’s perpetual war crimes and disregard for international law, which is a major threat to

any form of true peace. The combination of Israel’s continued genocidal assaults and ethnic

cleansing against the Palestinian people, and its bombings and occupations of portions of

the sovereign nations of Syria and Lebanon prove that Israel and the U.S. are the most

dangerous nations in the world. Their power must be dismantled.

To conflate Israel’s actions with Jewish values is the height of antisemitism. Zionism, an

ideology of white “supremacy,” must be wholly separated from Judaism’s teachings of

justice, human rights, and inclusivity. Israel is no more a “Jewish state” than the U.S. is a

“Christian state.” Both are violent constructs of ethnonationalism. BAP firmly rejects the

conflation of Judaism with the barbarism of zionism, just as we denounce the antisemitic

trope that equates zionism with Judaism itself.

Israel’s militarism further threatens global stability by spiking the price of oil by eight

percent in one night. This economic shockwave further demonstrates why we must continue| 2

linking the devastation of war with the devastation associated with the climate catastrophe

that is fueled by capitalist war profiteering interests of fossil fuel cartels and the military

industrial complex who both benefit from the Israeli war machine at the expense of human

life and the ecosystems necessary to sustain it. Israel’s aggression is capitalism’s credit card

with an unlimited spending limit.

History will remember this moment and Israel’s barbaric acts as an indelible and

ignominious stain on international “law” and cooperation, people(s)-centered human rights

and the basic tenets of human dignity.

In response, BAP demands that:

The UN Security Council and European Union impose immediate sanctions and

consequences for Israel’s illegal acts, and institute an arms embargo.

The international community must expel Israel from the United Nations. It has no

place among fraternal nations.

The international community categorically reject Israel’s fraudulent claims to

jurisdiction over Iran’s lawful nuclear energy program.

The IAEA investigate Israel’s unregulated nuclear program with the same rigor

applied to others.

U.S. lawmakers enforce laws prohibiting military aid to human rights violators by

cutting off all arms transfers to Israel or face prosecution at the ICC and ICJ for

complicity in war crimes.

The ICC indict and prosecute Israeli and U.S. officials for continued war crimes

throughout West Asia and the lawlessness of genocide perpetuated against the

Palestinian people.

All anti-imperialist, anti-war, pro-peace movements and organizations support

Iran’s right to sovereignty, self-defense, and self-determination against Israel’s

murderous aggression.

No Compromise! No Retreat!

*

The original source of this article is Black Alliance for Peace

Copyright © Black Alliance for Peace, Black Alliance for Peace, 2025

 

 

I

 

 

  • اکبر فیجانی

 

اظهارات مهم محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه پاسداران در باره جنگ ایران و اسرائیل

 

محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه پاسداران:

دشمن حساب ویژه‌ای روی شکاف‌های داخلی باز کرده است.

دشمن گمان نمی‌کرد که چنین اتحاد ملی سریعی شکل بگیرد؛ اما ملت ایران بار دیگر نشان داد که در بزنگاه‌ها، فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی، در دفاع از کشور و انقلاب یکپارچه است.

انسجام ملی، سد محکمی در برابر طمع دشمنان است.

پیروزی نهایی در گرو ایستادگی و وحدت ملی خواهد بود.

راهبرد کشور، مقاومت تا پیروزی کامل است.

با صبر، تدبیر، همدلی و مقاومت، آینده‌ای روشن برای ملت ایران رقم خواهد خورد.

اگر ایستادگی کنیم، امنیت ملی ایران برای پنجاه سال آینده تضمین می‌شود. در غیر این صورت، ایران با بحران‌های بزرگ مواجه خواهد شد.

پیروزی در این نبرد می‌تواند درهای سرمایه‌گذاری و ثروت را به روی ملت ایران باز کند. این جنگ، آخرین گردنه پیش از رسیدن به قله‌ی اقتدار است.

طرح دشمن چندمرحله‌ای بود؛ از ترور دانشمندان هسته‌ای تا حمله به پالایشگاه عسلویه

تسلط بر ایران به معنای کنترل انرژی منطقه و تعیین رژیم‌های سیاسی دلخواه در منطقه است. آمریکا از طریق این جنگ به دنبال نجات دلار و محدود کردن نفوذ چین در غرب آسیاست.

ما هیچ‌گاه ورود به جنگ نظامی با اسرائیل را مصلحت ندانستیم مگر آنکه تمامی کشورهای اسلامی دست به دست هم دهند.

ما هنوز با خویشتن‌داری عمل می‌کنیم و از همه توان خود استفاده نکرده‌ایم. اگر دشمن گام دیگری بردارد، با پاسخ‌هایی روبه‌رو خواهد شد که می‌تواند کل معادلات منطقه را تغییر دهد.

 

متن کامل پیام :

رضایی: هنوز از همه توان خود علیه اسرائیل استفاده نکرده‌ایم

محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه پاسداران، در اظهاراتی مهم از ورود جمهوری اسلامی ایران به یک جنگ تمام‌عیار با رژیم صهیونیستی خبر داد و از پشت‌پرده طراحی‌های چندلایه آمریکا و اسرائیل برای بی‌ثبات‌سازی ایران پرده برداشت.

 

رضایی با اشاره به اینکه ایران از ابتدای انقلاب همواره مبارزه‌ای سیاسی با رژیم اشغالگر قدس داشته است، گفت: ما هیچ‌گاه ورود به جنگ نظامی با اسرائیل را مصلحت ندانستیم مگر آنکه تمامی کشورهای اسلامی دست به دست هم دهند. از این رو استراتژی ما همواره حمایت از مردم مظلوم فلسطین بوده است.

 

وی با بازخوانی حضور محدود و دفاعی ایران در لبنان و سوریه، افزود: حتی زمانی که در نزدیکی حیفا بودیم، می‌توانستیم تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان کنیم، اما وارد جنگ مستقیم نشدیم. با این حال، اسرائیل طی سال گذشته عملاً سطح درگیری را بالا برد و ما را به جنگ کشاند.

 

فرمانده اسبق سپاه با اشاره به ترور دیپلمات ایرانی در کنسولگری و پاسخ ایران در وعده صادق، خاطرنشان کرد: این بار دیگر جنگ را آن‌ها آغاز کردند و ما امروز در میدان جنگ هستیم.

 

رضایی با تحلیل ابعاد طراحی رژیم صهیونیستی، گفت: طرح دشمن چندمرحله‌ای بود؛ از ترور دانشمندان هسته‌ای تا حمله به پالایشگاه عسلویه. اما با ضربات متقابل ما، نقشه آن‌ها ناکام ماند. این جنگ ادامه دارد و پایان آن، شکست قطعی رژیم صهیونیستی است.

 

وی همچنین پرده از نقش آمریکا در این مخاصمه برداشت و اظهار داشت: ترامپ مجوز حمله را صادر کرده بود. آمریکا تصور می‌کرد ایران در آستانه تسلیم است و اسرائیل با یک ضربه کاری، ایران را به عقب می‌راند. اما تدبیر حکیمانه مقام معظم رهبری برای آغاز مذاکرات، چهره واقعی آن‌ها را آشکار کرد. اکنون برای همه روشن شده که هدف آن‌ها نه‌فقط برنامه هسته‌ای، بلکه توان موشکی و حتی تسلط بر ایران بود.

 

رضایی تأکید کرد: هدف آمریکا و اسرائیل، بازگرداندن ایران به موقعیت وجه‌المصالحه‌ای است که در گذشته میان قدرت‌های بزرگ بوده است. اما اکنون که ما خود شمشیر را در دست داریم، اجازه نخواهیم داد بار دیگر ایران به ابزاری برای تسویه‌حساب‌های جهانی تبدیل شود.

 

وی با اشاره به موقعیت ژئوپلیتیکی ایران که آن را «قله شمشیر و گنج» توصیف کرد، گفت: تسلط بر ایران به معنای کنترل انرژی منطقه و تعیین رژیم‌های سیاسی دلخواه در منطقه است. آمریکا از طریق این جنگ به دنبال نجات دلار و محدود کردن نفوذ چین در غرب آسیاست.

 

محسن رضایی درباره آینده این نبرد نیز گفت: این جنگ بسیار جدی است. اگر ایستادگی کنیم، امنیت ملی ایران برای پنجاه سال آینده تضمین می‌شود. در غیر این صورت، ایران با بحران‌های بزرگ مواجه خواهد شد.

 

وی در پایان با اشاره به موازنه قوا میان ایران و رژیم صهیونیستی، تأکید کرد: ما هنوز با خویشتن‌داری عمل می‌کنیم و از همه توان خود استفاده نکرده‌ایم. اما اگر نیاز باشد، وارد مراحل بعدی خواهیم شد. افکار عمومی داخلی و بین‌المللی آماده همراهی است و اگر دشمن گام دیگری بردارد، با پاسخ‌هایی روبه‌رو خواهد شد که می‌تواند کل معادلات منطقه را تغییر دهد.

 

رضایی ضمن هشدار به حامیان خارجی رژیم صهیونیستی، این مرحله از درگیری را نقطه عطفی در تاریخ مقاومت ملت ایران دانست و تأکید کرد که پیروزی نهایی در گرو ایستادگی و وحدت ملی خواهد بود.

 

فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با اشاره به عملیات‌های اخیر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: ما از موشک‌هایی با سر جنگی یک و نیم تنی استفاده کرده‌ایم و حتی تجهیزات سنگین‌تری هم در اختیار داریم. اگر کشورهای حامی اسرائیل به ارسال مهمات ادامه دهند، هواپیماهای آنها ممکن است مستقیماً هدف قرار گیرند.

 

وی با تأکید بر اینکه ایران همواره تلاش کرده آغازگر جنگ نباشد، افزود: ما پایان‌دهنده خواهیم بود. اگر آمریکا و اروپا از حمایت مستقیم خود دست نکشند، ابعاد درگیری گسترده‌تر خواهد شد. ما تاکتیک‌هایی ناشناخته داریم که هنوز از آن‌ها استفاده نکرده‌ایم.

 

رضایی تصریح کرد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی توانسته‌اند با عملیات‌های اخیر رژیم صهیونیستی را غافلگیر کنند.

 

به گفته وی، خود مقامات آمریکایی نیز اعتراف کرده‌اند که چنین جنگی را در سرزمین‌های اشغالی تجربه نکرده‌اند و ایران هنوز بخشی از توان خود را رو نکرده است.

 

وی همچنین به ورود تجهیزات جاسوسی و هجومی از طریق ریزپرنده‌ها در برخی مناطق تهران اشاره کرد و گفت: این پرنده‌ها به‌صورت قاچاقی و از مدت‌ها قبل توسط عوامل وابسته در داخل کشور، نظیر منافقین و بعضی اوباش مسلح، وارد شده و در نقاطی مثل جنگل‌ها یا پشت‌بام خانه‌ها مستقر شده‌اند.

 

فرمانده سابق سپاه، در ادامه سخنان خود، با اشاره به ترور فرماندهان سپاه توسط رژیم صهیونیستی، اظهار داشت: اسرائیل دچار خطای بزرگ نظامی شد. آنها تصور می‌کردند با حذف چند فرمانده می‌توانند خلأ در ساختار نظامی ایران ایجاد کنند، در حالی که جایگزینی فرماندهان ظرف چند ساعت انجام شد و حتی سطح عملیات‌ها ارتقا پیدا کرد.

 

او از انتصاب چهره‌هایی همچون سرلشکر پاکپور، امیر حاتمی و سردار موسوی به‌عنوان نشانه‌هایی از انسجام و آمادگی نیروهای مسلح یاد کرد و گفت: ما حداقل 10 لایه فرماندهی تربیت‌ شده داریم؛ از فرماندهان دوران دفاع مقدس تا نیروهایی که در نبرد با داعش تجربه پیدا کرده‌اند.

 

رضایی، ضمن قدردانی از همدلی ملی و وحدت جناح‌های مختلف، افزود: برخلاف تصور دشمنان، حتی مخالفان جمهوری اسلامی نیز در این شرایط پشت ایران ایستاده‌اند. این انسجام ملی، سد محکمی در برابر طمع دشمنان است.

 

وی با اشاره به سابقه تاریخی درگیری‌های ایران گفت: در 100 سال گذشته تقریباً هر 35 سال یک جنگ جدی در ایران رخ داده است. مهم این است که مثل دفاع مقدس، از این جنگ هم با سربلندی عبور کنیم و از دل آن امنیت بلندمدتی برای ایران بسازیم.

 

رضایی همچنین به تأثیر احتمالی این جنگ در گشایش اقتصادی اشاره کرد و گفت: ما با تورم و تحریم‌های سخت دست و پنجه نرم کرده‌ایم، اما پیروزی در این نبرد می‌تواند درهای سرمایه‌گذاری و ثروت را به روی ملت ایران باز کند. این جنگ، آخرین گردنه پیش از رسیدن به قله‌ی اقتدار است.

 

وی در پایان تأکید کرد: ملت ایران از این جنگ بزرگ‌تر بیرون خواهد آمد، به شرط آنکه با وحدت، همدلی و صبر در کنار یکدیگر بایستیم. دشمن حساب ویژه‌ای روی شکاف‌های داخلی باز کرده، اما ما با انسجام خود، این خیال آنها را نیز به گور خواهیم فرستاد.

 

وی گفت: دشمن گمان نمی‌کرد که چنین اتحاد ملی سریعی شکل بگیرد؛ اما ملت ایران بار دیگر نشان داد که در بزنگاه‌ها، فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی، در دفاع از کشور و انقلاب یکپارچه است.

 

رضایی ضمن اشاره به واکنش‌های مردمی پس از حمله به فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای، تصریح کرد: فکر می‌کردند مردم به خیابان می‌آیند و می‌گویند جنگ بس است؛ اما آنچه دیدند، انسجام ملی و پشتیبانی از پاسخ قاطع بود.

 

وی ادامه داد: دشمنان ما از جمله آمریکا و اسرائیل امروز در وضعیتی هستند که به میز مذاکره چنگ زده‌اند تا اگر شکست خوردند، دست خالی از میدان خارج نشوند. وقتی آمریکا هم‌زمان از مذاکره سخن می‌گوید و به اسرائیل مجوز حمله می‌دهد، این یعنی از پیروزی اسرائیل ناامیدند.

 

رضایی تأکید کرد که مدیریت جنگ باید با تدبیر همراه باشد و افزود: برخی ممکن است خواهان واکنش‌های تند و فوری باشند، اما جنگ باید مدیریت شود؛ امروز هماهنگی بین نیروهای مسلح، وزارت خارجه، دولت و شخص رئیس‌جمهور آقای پزشکیان، یک سرمایه ملی است. این هماهنگی باعث می‌شود که تصمیم‌گیری‌ها از موضع قدرت و انسجام صورت بگیرد.

 

وی در تحلیلی از آینده منطقه نیز گفت: اگر ایران در این جنگ پیروز شود، یک دگرگونی ژئوپلیتیکی در منطقه رقم خواهد خورد. آمریکا و اسرائیل جایگاه خود را در غرب آسیا از دست خواهند داد، و به‌جای آن، یک قطب قدرتمند اسلامی به رهبری ایران شکل خواهد گرفت. ما حتی می‌توانیم شاهد شکل‌گیری یک اتحادیه اسلامی باشیم، با حضور کشورهایی چون ترکیه، عربستان و مصر.

 

رضایی همچنین در ادامه سخنانش تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران همچنان به فتوای رهبر انقلاب درباره حرمت ساخت بمب اتم پایبند است: ما به سمت ساخت سلاح اتمی نخواهیم رفت، اما در عین حال باید مقتدر بمانیم تا دیگران نتوانند ما را تهدید کنند.

 

وی درباره آینده فلسطین نیز گفت: طرح جمهوری اسلامی ایران برای آینده فلسطین، ایجاد حکومتی دموکراتیک است که در آن همه ساکنان سرزمین‌های اشغالی – اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی – با مشارکت در رفراندوم قانون اساسی خود را تدوین کنند. پس از شکست رژیم صهیونیستی، اکثر صهیونیست‌ها خود سرزمین‌ها را ترک خواهند کرد و این مناطق بدون جنگ به فلسطینی‌ها بازخواهد گشت.

 

در پایان، محسن رضایی با اشاره به نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی به افکار عمومی، از مردم خواست اخبار را از منابع رسمی دنبال کنند و گفت: ما در آستانه تحولی بزرگ هستیم؛ با صبر، تدبیر، همدلی و مقاومت، آینده‌ای روشن برای ملت ایران رقم خواهد خورد. پیروزی در این نبرد، ده‌ها برابر پیروزی در جنگ تحمیلی ارزشمندتر است.

 

انتهای پیام/

منبع تسنیم با اندکی تغییر

لینک منبع:

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1404/03/25/3336195/

 

  • اکبر فیجانی

افکار عمومی، جنگ شناختی، و اهمیت سواد رسانه ای

اکبر فیجانی | يكشنبه, ۲۶ خرداد ۱۴۰۴، ۰۴:۴۴ ق.ظ

 

 

 

در گفت‌وگو با ایرنا؛

«نجاح محمدعلی» درباره جنگ روایت‌ها هشدار داد: دشمن به‌دنبال القای شکست جبهه مقاومت است

« لندن – ایرنا – نجاح محمدعلی، کارشناس برجسته مسائل بین‌الملل مستقر در لندن، نسبت به ابعاد پیچیده جنگ نرم و روایت‌سازی دشمنان هشدار داد و تأکید کرد که هدف اصلی عملیات رسانه‌ای، تضعیف جبهه مقاومت و القای بی‌نتیجه بودن ایستادگی ملت‌هاست.

 

این تحلیلگر مسائل منطقه‌ای روز شنبه در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا در لندن با اشاره به اقدام تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی گفت: «در کنار حملات نظامی، جبهه‌ای خاموش اما خطرناک‌تر نیز فعال است؛ جبهه‌ای که در آن گلوله‌ای شلیک نمی‌شود، اما ذهن‌ها و اراده‌ها را هدف گرفته است. این جبهه، جبهه‌ عملیات روانی و جنگ روایت‌هاست که با برنامه‌ریزی دشمنان اسلام و انقلاب طراحی شده است

 

وی افزود: «همان‌گونه که شهدا در میدان نبرد فیزیکی حضور یافتند، امروز نیز ما در میدان روایت با بمبارانی از دروغ، تحریف و القای شکست مواجه‌ایم. رسانه‌های دشمن با ژست دلسوزی و منطق ظاهر می‌شوند، اما هدف آن‌ها تضعیف اعتماد مردم و شکستن ستون‌های اعتقادی است

 

نجاح محمدعلی با اشاره به تلاش‌ هدفمند رسانه‌های بیگانه فارسی‌زبان تصریح کرد: «از لحظه نخست حمله، تبلیغات منفی برای القای انزوای ایران، خستگی مردم، بی‌فایده بودن حمایت از فلسطین و ناتوانی کشور در پاسخگویی آغاز شد. این ادعاها واقعی نیست، اما اگر پاسخ داده نشوند، به باور عمومی تبدیل می‌شوند

 

روایت‌سازی هدفمند، نقشه‌ای برای تضعیف اراده ملی

 

وی در ادامه این مصاحبه بیان داشت: «دشمن می‌کوشد با القای بی‌ثمر بودن ایستادگی، ملت ایران را از مقاومت پشیمان کند. این همان روشی است که در عاشورا نیز برای ایجاد تردید و ترس در یاران امام حسین (ع) به‌کار رفت

 

او با اشاره به استفاده دشمن از ابزارهای مدرن رسانه‌ای اظهار داشت: «شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های بیگانه و تحلیل‌گران مأمور به ارتشی سایبری بدل شده‌اند که هدف آن، تضعیف روحیه مردم و القای تصویر شکست است

 

این کارشناس همچنین تأکید کرد: «دشمن از ملتی که شهید می‌دهد اما تسلیم نمی‌شود، می‌ترسد. جنگ امروز فقط در میدان نظامی نیست؛ بلکه عرصه رسانه، میدان جدید نبرد است

 

نجاح محمدعلی با استناد به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی گفت: «آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کرده‌اند که در جنگ نرم، هدف تسخیر ذهن‌هاست؛ و اگر ذهن تسخیر شود، عمل هم تابع آن خواهد بود. این سخن، نقشه دشمن در جنگ روایت‌ها را روشن می‌کند

 

وی افزود: «باید هوشیار باشیم تا وحدت ملی و اعتماد عمومی با تحریف روایت‌ها آسیب نبیند. نباید اجازه داد که روایت شهادت به روایت شکست تبدیل شود. با افشای دروغ‌ها و بازنمایی حقیقت، می‌توان در برابر رسانه‌های معاند ایستادگی کرد

 

او با اشاره به وقایع اخیر خاطرنشان کرد: «در جریان حمله اخیر، رسانه‌های معاند به سرعت شروع به شایعه‌پراکنی درباره اختلافات داخلی، نارضایتی عمومی و ناکارآمدی نهادهای امنیتی کردند. اینها بی‌پایه بودند اما در صورت سکوت، می‌توانند مؤثر واقع شوند

 

رسانه، ابزار جهاد و تبیین

 

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل اظهار داشت: «امام خمینی (ره) رسانه را ابزار جهاد می‌دانستند و تأکید داشتند که رسانه‌ها باید همچون جبهه جنگ، در خط مقدم دفاع از حقیقت باشند. امروز این نگاه، اهمیت بیشتری یافته است

 

وی افزود: «رسانه‌های داخلی باید نقش خود را بازتعریف کنند. صرف اطلاع‌رسانی کافی نیست. باید روایت ساخت و الگو معرفی کرد، و مکتب حاج قاسم سلیمانی را به زبان نسل امروز ترجمه نمود

 

نجاح محمدعلی اضافه کرد: «نباید گرفتار احساسات زودگذر شد. دشمن دقیقاً از همین نقطه برای منحرف‌سازی افکار عمومی استفاده می‌کند. وظیفه امروز ما دفاع صرف نیست، بلکه تبیین و روشنگری فعالانه است

 

او همچنین با تأکید بر پیوند سرنوشت ایران و فلسطین گفت: «حمایت از فلسطین، دفاع از خود ماست. فلسطین یک مسئله اسلامی است، نه صرفاً عربی. کسانی که می‌گویند باید فقط به فکر ایران باشیم، درک درستی از پشتوانه راهبردی ملت ایران ندارند. امنیت تهران بدون امنیت قدس، توهم است

 

نجاح محمدعلی خاطرنشان کرد: «ما اکنون وارد دوره بازدارندگی فعال شده‌ایم. اگر دشمن تصور کند شهادت‌ها ما را به سکوت می‌کشاند، حملات بیشتری را ترتیب خواهد داد. اما اگر ببیند خون شهدا، ملت را بیدارتر کرده، عقب‌نشینی خواهد کرد

 

این تحلیلگر با اشاره به وظیفه‌ رسانه‌ها در تقابل با تحریف گفت: «پیام شهدای اخیر روشن است، ایستادگی کنید، تسلیم نشوید، دروغ‌های دشمن را رسوا سازید، و بدانید که این راه، راه انبیاست. بنابراین رسالت امروز ما، ایستادگی در برابر تحریف، مبارزه با جنگ نرم، و تبیین خط مقاومت است. تنها در این صورت است که خون شهدا بی‌ثمر نخواهد ماند و پرچم مقاومت همچنان برافراشته خواهد ماند.»

لینک منبع:

https://www.irna.ir/news/85862594/

 

  • اکبر فیجانی

طرح تجزیه و تضعیف کشورهای خاورمیانه، از جمله ایران

اکبر فیجانی | جمعه, ۲۴ خرداد ۱۴۰۴، ۰۴:۵۸ ب.ظ

 

 

بنام خدا

طرح تجزیه و تضعیف کشورهای خاورمیانه، از جمله ایران، از سالها پیش از انقلاب اسلامی ایران در برنامه کشورهای قدرتمند غربی، بویژه آمریکا و انگلیس، بوده است. نگاهی به نوشته ها و دیدگاه های برنارد لوئیس و برژینسکی و سایر نطریه پردازان و سیاستمداران مشهور غرب این واقعیت را روشن می کند. طرح اسرائیل بزرگ نیز در راستای اهداف استعماری انگلیس، آمریکا و سایرکشورهای قدرتمند غربی است. 

جنگ ویرانگر است، هیچ برنده ای ندارد و بدون شک باید آخرین گزینه باشد. فقط سرمایه داران  بزرگ و بعضی قدرت طلبان از جنگ سود می برند. با فهم این حقیقت، ایران هیچوقت شروع کننده جنگ یا حتی تحریک کننده نبوده و علیرغم شیطنت های بیشمار دشمنان، خویشتنداری زیاد نشان داده است.

اما واقعیت این است که آمریکا و دیگر قدرتمندان غربی (نظام سلطه)، به دلایل مختلف استقلال و پیشرفت کشورهای دیگر، بویژه کشورهای خاورمیانه، را تحمل نمی کنند. و از بیش از نیم قرن گذشته هدف آنها  تجزیه و تضعیف این کشورها بوده است. آنها با تفرقه افکنی و جنگ افروزی و ایجاد ناامنی و روش های گوناگون دیگر بدنبال تحقق این هدف و سایر اهداف ضد بشریشان هستند.

 بنابراین باید باور کنیم که دشمنی آنها با ما ذاتی است. یعنی اینطور نیست که اگر خواهان استقلال  و پیشرفت باشیم و به آنها کاری نداشته باشیم، با ما کاری ندارند.

با این وجود، ضمن نمایش اقتدار و شجاعت،  باید بسیار هوشمندانه عمل کنیم و درتله های گوناگون آنها نیافتیم.

برای اطلاعات بیشتر در باره اهداف نظام سلطه در منطقه و جهان، به منابع زیر و پست های قبل در همین وبلاگ و وبلاگ دیگر اینجانب در بلاگفا مراجعه کنید. 

 

منابع:

 

https://jhss.ut.ac.ir/article_78029_en.html

 

https://jhss.ut.ac.ir/article_78029_2d191ebe955b8f31ece25da761888720.pdf?lang=en

 

تبیین انگارة تاریخی برنارد لوئیس در ارتباط با نظریۀ خاورمیانۀ جدید

 

سید امیر میرهلی

دانشجوی دکترای تاریخ دانشگاه اصفهان

اصغر منتظرالقائم

استاد گروه تاریخ دانشگاه اصفهان

مصطفی پیرمرادیان

دانشیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان

)از ص 571 تا 513(

علمی-پژوهشی

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

https://www.jmsp.ir/article_13357_7c118d870aed5dfcae5d2c8d39034e04.pdf

 

الزامات راهبردی جمهوری اسلامی ایران در قبال سیاست های خاورمیانه ای جدید آمریکا

 

نوع مقاله : گردآوری و مروری

نویسندگان

محمدرضا دهشیری  1  مجتبی غفوری 2

دانشکده روابط بین الملل

 

 

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

فایل صوتی

https://www.aparat.com/v/jeq8b26

 

طرح خاورمیانه جدید وارد فاز نهایی شد؟ ایران هدف نهایی!

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.mashreghnews.ir/news/250696/

 

راهکار­های ایران در نبرد با دکترین گالیور ششم

 

 

Xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

https://www.jomhornews.com/fa/article/41067/

 

نقشه خاورمیانه جدید روی میز کیست؟

چهارشنبه ۱ عقرب ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۰

 

برای مشاهده منابع بیشتر به پست های قبل در همین وبلاگ و بلاگفا مراجعه کنید:

Peacemaker21.blogfa.com

 

 

  • اکبر فیجانی

نکاتی در باره کاهش آسیب و خسارت در هنگام جنگ و بحران

اکبر فیجانی | جمعه, ۲۴ خرداد ۱۴۰۴، ۰۳:۴۸ ب.ظ

 

بنام خدا

در دنیای کنونی، بویژه در زمان بحران، میدان جنگ بیشتر ذهن مردم است.  آگاهی و واکنش هوشمندانه و منطقی مردم به هر بحرانی نقش تعیین کننده بر کاهش میزان و شدت خسارت و آسیب ناشی از آن دارد. ضرورت دارد مقاله هایی مثل موارد زیر در حد امکان در رسانه های رسمی و فضای مجازی بازنشر شود.

 

جنگ و ضرورت کنترل و مدیریت اخبار؛

مرجعیت خبری و رسانه ای در بحران

 ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۳۴۴۰ اخبار اصلی خاورمیانه

حسن صفرخانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در شرایط جنگ و بحران های امنیتی، مدیریت اخبار و اطلاعات به عنصری حیاتی برای حفظ امنیت ملی، وحدت اجتماعی و جلوگیری از گسترش شایعات و به خطر افتادن امنیت ملی تبدیل می‌شود.

مرجعیت خبری و رسانه ای در بحران

نویسنده: حسن صفرخانی، کارشناس ارشد بین الملل

 

دیپلماسی ایرانی: با تسلیت شهادت سردار سلامی و تنی چند از فرماندهان و دانشمندان هسته ای و امید به پاسخگویی مناسب به این جنایت ددمنشانه دشمن، ضرورت دارد در این برهه حساس از مواجهه دشمنان با جمهوری اسلامی ایران به ابعاد اخبار و رسانه در جنگ و نقش تعیین کننده آن در نتایج جنگ نگاهی دقیقی داشته باشیم.

 

در شرایط جنگ و بحران های امنیتی، مدیریت اخبار و اطلاعات به عنصری حیاتی برای حفظ امنیت ملی، وحدت اجتماعی و جلوگیری از گسترش شایعات و به خطر افتادن امنیت ملی تبدیل می‌شود.

 

تاریخ نشان داده است که جنگها تنها در میدان نبرد پیروز نمی‌شوند، بلکه جبهه رسانه ای و روانی نقشی تعیین کننده در سرنوشت درگیری‌ها دارد. در عصر اطلاعات، مدیریت اخبار جنگ به عاملی استراتژیک تبدیل شده که می‌تواند بر تصمیمات نظامی و سیاسی؛ روحیه نیروهای نظامی، حمایت عمومی وهمبستگی ملی و  حتی تصمیمات دشمن تأثیر بگذارد.

 

در شرایط جنگ، اطلاعات به سلاحی استراتژیک تبدیل می‌شود که می‌تواند سرنوشت نبردها و روحیه‌ی ملت‌ها را تعیین کند. کنترل و مدیریت اخبار و رسانه‌ها در این دوران نه یک انتخاب، بلکه یک "ضرورت امنیتی "است. این کنترل باید به گونه‌ای اعمال شود که هم از امنیت ملی محافظت کند و هم از ایجاد هرج ومرج اطلاعاتی و رسانه ای و اخبار جلوگیری کند

 

ضرورت مدیریت و کنترل اخبار و رسانه ها در زمان جنگ به دلایل زیر حائز اهمیت است :

 

الف) حفظ امنیت عملیات نظامی

 

- انتشار ناخواسته‌ی جزئیات اطلاعات نظامی و امنیتی، موقعیت های  استراتژیک و موقعیت استقرار نیرو و امکانات دفاعی و تجهیزات نظامی  یا استراتژی‌های نظامی می‌تواند به دشمن کمک کند.

 

- رسانه‌های بی‌ضابطه؛  ممکن است ناخواسته اطلاعات حیاتی را فاش کنند (مثل تصاویر ماهواره‌ای، نقل‌قول‌های فرماندهان، یا گزارش‌های میدانی) و این موجب خسارت های سنگین به کشور شود.  

 

ب) جلوگیری از جنگ روانی دشمن

 

- دشمن از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی برای شایعه‌پراکنی، تحریف حقایق و تضعیف روحیه‌ی ملی استفاده می‌کند و ضروری است نسبت به کنترل و مدیریت شبکه های اجتماعی اقدامات موثری انجام شود.

 

- تلاش دشمن از طریق تولید اخبار جعلی (Fake News) و محتوای رسانه ای مورد نظر می‌توانند باعث وحشت عمومی، هرج و مرج، شورش و فرار سرمایه‌ها و بی‌ثباتی اجتماعی شوند

 

ج) حفظ وحدت ملی و جلوگیری از تفرقه

 

- تمام تلاش دشمن در زمان نبرد و جنگ از هم پاشیدن وحدت ملی و همبستگی اجتماعی و حمایت ملی از قدامات کشور در جنگ تمرکز پیدا می کند و دشمن از طریق  تفرقه‌اندازی رسانه‌ای و اخبار و اطلاعات غلط می‌تواند به شکاف‌های قومی، مذهبی یا سیاسی دامن بزند.

 

-  کنترل اخبار باعث می‌شود پیام‌های ملی یکپارچه و هماهنگ باشند و از تشتت آراء جلوگیری شود.

 

د) مدیریت افکار عمومی

 

 - افکار عمومی و جهت گیری آن در زمان جنگ از اهمیت بسزایی برخوردار است و در زمان وقوع جنگ حمایت افکار عمومی از تلاش ها و اقدامات کشور در مواجهه با دشمن، به ارائه منابع خبری و رسانه ای معتبر و به موقع و سریع است تا مردم  از سردرگمی نجات یابند و در راستای منافع ملی یکپارچه در برابر دشمنان بایستند.

  

اگر دولت و نهادهای رسمی اخبار را مدیریت و کنترل نکنند، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و  رسانه‌های بیگانه این خلأ را پر می‌کنند.

 

با توجه به آنچه ذکر شد در حوزه مدیریت و کنترل اخبار در زمان جنگ می بایست اقدامات ذیل انجام پذیرد.

 

الف) ایجاد مرجعیت خبری واحد

 

- تعیین نهادهای رسمی (مثل ستاد کل نیروهای مسلح یا وزارت اطلاعات) و خبرگزاری های رسمی مثل ایرنا و خبرگزاری جمهوری اسلامی به عنوان منبع اصلی اخبار جنگ.

 

- تشکیل ستاد اطلاع رسانی و جنگ روانی  با حضور رسانه های معتبر

 

- سرعت عمل در انتقال اخبار و اطلاعات از سوی مراجع رسمی

 

- جلوگیری از انتشار اخبار متضاد و چندپاره که باعث سردرگمی می‌شود.

 

ب) مقابله با اخبار جعلی و جنگ روانی

 

- راه‌اندازی واحدهای ضدشایعه  برای رصد و پاسخ به اطلاعات نادرست.

 

- همکاری با پلتفرم‌های رسانه‌ای برای حذف محتوای تحریک‌آمیز.

 

ج) تنظیم مقررات حالت فوق العاده و جنگ  برای رسانه‌ها

 

- الزام رسانه‌ها به تأیید اخبار توسط مراجع رسمی قبل از انتشار.

 

- برخورد جدی و مجازات رسانه‌هایی که اخبار کذب منتشر می‌کنند.

 

با توجه به حملات رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی و شهادت سردار سلامی و برخی از دانشمندان به نیابت از امریکا و غرب؛ تمام تلاش اسرائیل و هم پیمانان آن ها و لشگر سایبری امریکا و اروپا و غرب  و مزدوران داخلی و خارجی آن ها در جهت توسعه جنگ روانی و جنگ نرم و جهت دهی به افکار عمومی در جهت منافع دشمن است؛ بی شک در این میدان بی توجهی به مدیریت و کنترل اخبار و مرجعیت رسانه ای خسارت های جبران ناپذیری در پی خواهد داشت؛ امید است با لطف و عنایت خداوند متعال و  تدبیر دست اندر کاران ملت سرافراز ایران در این برهه حساس از تاریخ همچون سال های دفاع مقدس سربلند و پیروز از معرکه جنگ بیرون بیایند و در تاریخ حماسه دیگری از این ملت ثبت و ضبط شود.

لینک منبع:

http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/2033440/

 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

بررسی تکنیک‌های جنگ روانی علیه کشور در ۱۴۰۰؛

رسانه‌های خارجی چگونه پیام‌های ضدایرانی خود را ارسال می‌کنند؟

اعظم حمیدپور

رسانه‌های خارجی چگونه پیام‌های ضدایرانی خود را ارسال می‌کنند؟

تهران- ایرنا-رسانه‌های فارسی زبان خارجی با استفاده از تمام تکنیک‌ها و شگردهای مختلف جنگ روانی هدفمند تلاش کردند، در خلال تحولات سیاسی- اجتماعی در سال ۱۴۰۰، چهره‌سازی مطلوب خود را از ایران و ایرانیان برای افکار عمومی در داخل و خارج از کشور داشته باشند.

 

امروزه به تبع گسترده‌ شدن حوزه‌های زندگی بشر، مفاهیم شناخته شده در عرصه بین‌الملل هم با ابعادی تازه مواجه شده‌اند؛ مفاهیمی چون قدرت، منافع، امنیت، دفاع و ... در عرصه جهانی چندوجهی شده‌اند. در همین چارچوب، «جنگ» هم با ابعاد و جنبه‌هایی تازه همراه شده است.

 

جنگ دیگر فقط بر استفاده از ابزارهای سخت ‌افزاری برای به انقیاد درآوردن طرف مقابل دلالت ندارد، بلکه خود مفهوم جنگ نرم هم به واسطه توسعه دنیای ارتباطات وارد ساحت‌های تازه‌ای چون جنگ شناختی، رسانه‌ای، روانی و ...شده است.

 

افکار عمومی به عنوان یکی از مولفه‌های تعیین کننده در رفتار کشورها این روزها به مهم‌ترین هدف جنگ‌هایی تبدیل شده‌اند که در حوزه جنگ‌های نرم طبقه‌بندی می‌شوند. جنگ نرم از ابزارهای قدرت نرم است.

 

اصطلاح جنگ‌های هیبریدی یا ترکیبی که رهبر معظم انقلاب به تازگی بر ضرورت هوشیاری و آمادگی نیروهای انقلابی برای مقابله در برابر آن تاکید فرمودند، از اهمیت توجه به ابعاد تازه مفهوم جنگ از جمله جنگ روانی حکایت دارد.

 

مقابله در برابر حجم گسترده عملیات روانی رسانه‌های معاند علیه کشورمان، نیازمند مطالعه دقیق این حوزه و شناخت منابع، ابزارها و تکنیک‌های عملیات روانی است. این گزارش با هدف شناخت جنگ روانی و شگردهای پیشبرد آن تهیه شده است.

 

در این گزارش بخشی از شگردها و تکنیک‌های عملیات روانی رسانه‌های فارسی زبان خارجی که در سال جاری برای ارسال پیام‌های هدفمند علیه ایران به کار رفته، مورد بررسی قرار گرفته است.

 

تکنیک دوقطبی‌سازی

 

دوقطبی کردن یکی از تکنیک‌های رســانه‌های خارجی بــرای ایجاد دوگانه‌ای ناهمساز میان دو گزاره‌ای است که دستکم یکی از آنها دغدغه  بخش‌های مهمی از جامعه را تشکیل می‌دهد. بــرهم زدن قواعــد بــازی، دســتکاری در افکــار عمــومی و تضعیف سرمایه اجتماعی برای به حاشیه راندن مسائل اصلی جامعه از اهداف این شگرد است.

 

دوقطبی کردن یکی از تکنیک‌های رســانه‌های جمعــی بــرای ایجاد دوگانه‌ای ناهمساز میان دو گزاره‌ای است که دستکم یکی از آنها دغدغه  بخش‌های مهمی از جامعه را تشکیل می‌دهد. بــرهم زدن قواعــد بــازی، دســتکاری در افکــار عمــومی و تضعیف سرمایه اجتماعی برای به حاشیه راندن مسائل اصلی جامعه از اهداف این شگرد است

 

دوقطبی‌سازی تکنیکی است که رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی برای زیر سوال بردن توجیه منطقی تلاش برای دست‌یابی به فناوری هسته‌ای در داخل کشور بر آن تکیه می‌کنند. برسازی یک دوگانه‌ی ناهمساز میان «منافع ملی» و تلاش برای به رسمیت شناساندن بین‌المللی حق برخورداری از فناوری و انرژی هسته‌ای، دستورکاری است که این رسانه‌ها به کار گرفتند.

 

به عنوان نمونه تلویزیون «ایران اینترنشنال»  در برنامه تصویری «چشم‌انداز» خود با عنوان «آیا برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی نسبتی با منافع ملی دارد؟» در نهم آذر ۱۴۰۰، به ترسیم دوگانه تصنعی «منافع ملی و برنامه هسته‌ای» پرداخت. این برنامه به دنبال القای این گزاره‌ بود که مردم ایران دخالت، نظارت و تاثیری بر ادامه و سرنوشت برنامه هسته‌ای ندارند و هزینه‌هایی که کشور برای ادامه برنامه هسته‌ای خود می‌دهد، از نظر منطقی مقرون به صرفه نیست.[۱]

 

تکنیک پاره حقیقت‌گویی

 

تکنیک پاره‌حقیقت‌گویی با بیان بخشی از مساله و نادیده‌گرفتن یا کمرنگ جلوه دادن بخش دیگری از یک کلیت، مهندسی افکار عمومی را در دستور کار دارد. این در حالی است که اخبار، مجموعه‌ای به‌هم پیوسته و مرتبط است که اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.

 

رسانه‌های خارجی فارسی‌زبان با تکنیک پاره‌حقیقت‌گویی  همواره ایران را مسئول شرایط کنونی و اختلافات با غرب بر سر برنامه هسته‌ای معرفی کرده‌اند، بدون اینکه به طور ریشه‌ای دلیل مسائل به وجودآمده یعنی مسئولیت آمریکا و غرب در اعمال تحریم‌های ظالمانه و عمل به تعهدات برجامی را تبیین کنند. این در حالی است که عامل اصلی وضعیت فعلی برجام اقدام غیرقانونی آمریکایی‌ها در نقض توافق و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت است که در تناقض آشکار با قواعد و مقررات بین المللی است.

 

«رادیو فردا» در گزارشی آورد: انتقادات تند سخنگوی وزارت خارجه ایران در مورد نقش اسرائیل در فضاسازی علیه مذاکرات در حالی بیان می‌شود که جمهوری اسلامی مدت‌ها است با عدول از تعهدات برجامی‌اش، زمینه نگرانی غرب و هم‌پیمانانش را فراهم آورده است. [۲]

 

تکنیک کانال انحرافی

 

منحرف کردن توجه مخاطب از یک مسأله با طرح کردن موضوعی دیگر، هدف اصلی این تکنیک است. این روش معمولاً زمانی بیشتر به کار گرفته می‌شود که قرار است بخشی از داستان پنهان شود یا آن بخشی که به ضرر گروه خاصی است کمتر برجسته شود.

 

منحرف کردن توجه مخاطب از یک مسأله (مسئولیت طرف غربی در اعمال تحریم‌ها و کوتاهی در عمل به تعهدات) با طرح کردن موضوعی دیگر (اتهام‌زنی به ایران) از ظریف‌ترین تاکتیک‌هایی است که رسانه‌های خارجی فارسی‌زبان خارجی علیه کشور به کار می‌برند تا با معکوس کردن واقعیت، ایران همواره مسئول امور ادعایی آن‌ها معرفی شود.

 

همچنین در موضوعی چون «اجرای طرح آزمایشی بنزین برای همه»  در جزیره کیش، به عنوان نمونه «ایران اینترنشنال» در مصاحبه‌ای با طرح کردن موضوعات بی ارتباطی مانند افزایش جمعیت و مذاکرات وین، منحرف کردن توجه مخاطب از مساله اجرایی‌سازی محدود طرح بنزین برای همه  را در دستورکار داشت.[۳]

 

افکار عمومی ایران همواره، به عنوان هدف عملیات‌های روانی، در معرض بمباران تبلیغاتی رسانه‌هایی قرار دارند که به مثابه ابزارهای نوین جنگی عمل می‌کنند؛ مقابله در برابر این جنگ نوین و ترکیبی، نیازمند شناخت دقیق ماهیت، ابزارها و شیوه‌های پیشبرد این نوع از جنگ‌ها استتکنیک مقصرنمایی

 

در تکنیک مقصرنمایی رسانه‌های خارجی تلاش می‌کنند با مسلم‌انگاری و تشریح یک وضعیت نامطلوب، یک طرف ماجرا را مسئول اصلی آن شرایط معرفی کنند. این رسانه‌ها یک طرف را مقصر ی معرفی می‌کنند که  همه مسئولیت‌ها بر عهده او است و در برابر، مسئولیت طرف دیگر ماجرا را کمرنگ جلوه می‌دهند.

 

رسانه‌های خارجی فارسی‌زبان از تکنیک «مقصرنمایی» برای القای ذهنیت «غیرمنطقی بودن مطالبات ایران»، استفاده کرده و می‌کوشند با تظاهر به بی‌طرفی و توسل به این تکنیک، ایران را در موضوعات مختلف پیشاپیش مسئول تحقق فرضیه خودساخته خود نشان می‌دهند.

 

«العربیه فارسی» در گزارشی، درخواست‌های ایران برای رفع تحریم‌ها را «فرابرجامی» خواند و آورد: تهران در حالی بر رفع تحریم‌ها تأکید می‌کند که دولت جو بایدن اعلام کرده توانایی ملزم‌کردن دولت‌های بعدی واشنگتن برای تعهد به توافق احتمالی بین ایران و آمریکا را ندارد.[۴]

 

در جریان مذاکرات وین ، این تکنیک در رسانه‌های خارجی علیه ایران به طور گسترده اجرا شده و ‌آن‌ها در گزارش‌های مستمر این موضوع را مطرح کردند که دلیل به نتیجه نرسیدن مذاکرات خواسته‌های حداکثری ایران است زیرا باید ایران مقصر شناخته شود . این درحالی است که این رسانه‌ها در مورد مسئولیت طرف غربی در زیر پا گذاشتن برجام و کوتاهی در عمل به تعهدات، حرف چندانی نمی‌زنند.

 

تکنیک تعمیم افراطی

 

تعمیم افراطی، تکنیکی در حوزه عملیات روانی است که برای تعمیم دادن نقصان یا ناکارآمدی در یک بخش یا حوزه به کل نظام سیاسی و کلیت جامعه از سوی رسانه‌ها به کاربرده می‌شود. در این شگرد، رسانه‌های خارجی نقاط ضعف در یک زمینه را به صورت اغراق شده به دیگر بخش‌های یک مجموعه تعمیم داده و به شکل افراطی کارآمدی کل مجموعه را زیر سئوال برده‌اند.

 

رسانه‌های خارجی در موارد متعدد درگزارش‌های خود علیه ایران، نقاط ضعف در یک زمینه را به صورت اغراق شده به دیگر بخش‌های یک مجموعه تعمیم داده و به شکل افراطی، کارآمدی کل مجموعه را زیر سئوال برده‌اند

 

به طور مثال، موضوعاتی که در مورد باز نشدن ایربگ‌ها در خوروهای ساخت داخل در یک تصادف مطرح شد، بهانه خوبی برای رسانه‌های معاند فراهم آورد تا به طورکلی مدیریت و نظام اقتصاد و صنعت کشور را زیر سئوال ببرند. این الگو همواره در مورد مشکلات اقتصادی به ویژه در حوزه بازار سرمایه و بورس درسال‌های اخیر بارها تکرار شده است.

 

همچنین در دیگر حوزه‌ها این مسأله نمود دارد. به عنوان نمونه موضوع سازوکار اجرایی‌سازی آزمایشی طرح بنزین برای همه در کیش در قالب اپلیکیشن، موجب ایجاد تردید در مورد توان اجرایی‌سازی این طرح در سطح ملی و زیر سئوال بردن اپلیکیشن «شاد» شود. رسانه‌های معاند به ویژه ایران اینترنشنال، با ادعای ناکارآمدی اپلیکیشن آموزشی شاد، زیرساخت‌های کشور در حوزه  فناوری اطلاعات و ارتباطات را زیر سوال بردند. [۵]

 

تکنیک واهمه‌افکنی

 

رسانه‌های فارسی زبان خارجی با بهره‌گیری از تکنیک ترس و واهمه‌افکنی، به طرز فکر و رفتار مردم سمت و سو می‌دهند. در این روش، بهتــرین روش بــرای وادار کــردن افراد بــه تغییــر دادن نگرش‌هــا و رفتارهایشان این است که آنها از پیامدهای تغییرندادن، ترسانده شوند.

 

این رسانه‌ها با توسل به این تکنیک، وضعیت بسیار نامطلوبی را پیش چشم مخاطبان به تصویر می‌کشند؛ وضعیتی که محصول تصمیم یا اقدامی در زمان اکنون است و برای جلوگیری از تحقق چنین وضعیت نامطلوبی باید جور دیگری رفتار کرد و واکنش نشان داد.

 

در ماجرای اجرای آزمایشی طرح بنزین برای همه در جزیره کیش، رسانه‌های معاند مانند «رادیو فردا» با انتشار شایعاتی چون بنزین ۲۲ هزار تومانی، با القای ترس به مخاطبانشان پرداختند. [۶]

 

همچنین در ماجرای بودجه ۱۴۰۱، رسانه‌هایی مانند «العربیه»  و «ایران اینترنشنال" افزایش تورم، فقر، نابرابری اجتماعی، آسیب‌های اجتماعی و مشکلات بیشتر برای مردم را نتیجه تصویب چنین بودجه‌ای معرفی کردند. [۷]

 

تکنیک اهریمن‌سازی‌

 

در تکنیک اهریمن‌سازی‌، رسانه‌های خارجی تلاش می‌کنند تا تنفر و دشمنی جمعیت مخاطب را نسبت به عقیده گروه یا کشورهایی خاص برانگیزند و بر مواضع جمعیت مخاطب اثر می‌گذارد.

 

به طور مثال؛ رسانه‌های معاند سعی دارند با استفاده از این تکنیک، نگاه مردم را نسبت به سیاست نگاه به شرق ایران در حوزه سیاست خارجی و قراردادهای راهبردی ایران با چین و روسیه تحت تاثیر قرار دهند. در جریان صدور مجوز ایران برای تاسیس سرکنسولگری چین در بندرعباس، رسانه‌های خارجی فارسی‌زبان از جمله «صدای آمریکا» برای برانگیختن تنفر و دشمنی ایرانیان نسبت به چینی‌ها از تکنیک اهریمن‌سازی بهره گرفته و تلاش کردند به صورت ملموس و عینی، تقویت روابط دو کشور را  به صورت ملموس در تقابل با منافع مردم قرار دهند. [۸]

 

تکنیک ابهام‌آفرینی

 

تکنیک دیگری که رسانه های خارجی در سال جاری علیه ایران استفاده کردند، تکنیک ابهام آفرینی بود. در این روش  از راه کلی‌گویی حساب شده و با تبحر خاصی مفهوم مورد نظر را در ذهن مخاطب مبهم جلوه داده می‌شود و معنای جمله و خبر برای هر شخص متفاوت خواهد بود. استفاده از عبارات نامشخص بدون اطمینان از موجه بودن آن، هدف اصلی در این سبک است.

 

ذهن آدمی ابهام را بر نمی‌تابد و هنگام احساس ابهام، در پی رفع آن برمی‌آید. کارشناسان عملیات روانی برای تاثیرگذاری بیشتر، پیام خود را به‌طور خلاصه به اذهان مخاطبان منتقل می‌کنند و این فرصت را فراهم می‌کنند تا به نتیجه مطلوب خود دست یابند. از سوی دیگر با ایجاد ابهام در موضوعی بستر برای شکل‌گیری انواع شایعات را فراهم می‌سازندکه این گام اول در طرح‌ریزی یک عملیات روانی هوشمندانه است.

 

در موضوع اجرای طرح بنزین برای همه درجزیره کیش رسانه‌های معاند ازجمله «دویچه وله» تلاش کردند در مورد آمار و ارقام تولید و مصرف بنزین و تامین نیازهای روزانه تردید ایجاد کرده و به این ترتیب ذهنیت مخاطبان را نسبت به مثبت بودن اهداف و پیاهدهای اجرایی‌سازی این طرح مردد کنند .[۹]

 

تکنیک سیاه‌نمایی

 

یکی از شیوه‌های عملیات روانی، سیاه‌نمایی و القای ناامیدی است که رسانه‌های خارجی به طور مستمر علیه ایران در سال ۱۴۰۰ استفاده کرده‌اند. یأس از دستیابی به اهداف، چنان اضطراب و پریشانی در میان مردم یک جامعه پدید می‌آورد که کسی انگیزه‌ای برای تلاش و حرکت به سوی اهداف پیدا نمی‌کند. این ناامیدی از طریق بزرگ کردن کاستی‌ها، کوچک جلوه دادن موفقیت‌ها، ترویج سئوالات بی‌فایده، ارتقای مطالبات عموم بیش از حد مورد انتظار، تردید در آرمان‌ها، ایجاد اختلاف در بین مدیران و بزرگ نشان دادن رقیب یا دشمن پدید می‌آید.

 

در ماجرای گفت‌وگوهای وین، بارها و بارها، رسانه‌های معاند از این تکنیک برای افزایش فشار افکار عمومی بر مذاکره‌کنندگان ایرانی بهره برده‌اند. تصویرسازی از ایرانی با اقتصاد «رو به  ورشکستگی»، با وضعیت نامطلوب اجتماعی و سیاستی که «به نفع مردم نیست» و ... در این روش در دستور کار رسانه‌های خارجی فارسی‌زبان بوده است.

 

راهکار چیست؟

 

‌افکار عمومی همواره، به عنوان هدف عملیات‌های روانی، در معرض بمباران تبلیغاتی رسانه‌هایی قرار دارند که به مثابه ابزارهای نوین جنگی عمل می‌کنند؛ حرکت در برابر این جنگ نوین، نیازمند شناخت دقیق ماهیت، ابزارها و شیوه‌های پیشبرد این نوع از جنگ‌ها است.

 

رهبر معظم انقلاب در ۱۹ بهمن ۱۴۰۰ با اشاره به تهاجم ترکیبی دشمن تاکید کردند: «در مقابل این تهاجم ترکیبی و دسته‌جمعی، نمی‌توانیم همیشه در موضع دفاعی بمانیم و ما نیز باید در زمینه‌های مختلف از جمله رسانه‌ای، امنیتی و اقتصادی تهاجم ترکیبی کنیم که در این زمینه اهل فکر و اقدام بخصوص مسئولان، موظف به تلاش هستند

 

با اشاره به این بیانات، به نظر می‌رسد نخستین گام در مقابله با جنگ رسانه‌ای تمام عیاری که از سوی دشمنان علیه جمهوری اسلامی ایران در جریان است، شناخت دقیق جنگ رسانه‌ای، شیوه‌های پیشبرد آن ازسوی معاندان و ارتقای آگاهی عمومی در حوزه سواد رسانه‌ای باشد.

 

با توجه به این که مهم‌ترین عامل موثر واقع شدن عملیات روانی، بهره‌گیری از مولفه ناآگاهی و کم‌سوادی رسانه‌ای در جامعه هدف است، ارتقای سواد رسانه‌ای می‌تواند ضریب آسیب‌پذیری و اثرپذیری افکار عمومی را کاهش دهد.

 

‌ «سواد رسانه‌ای»[۱۰] نوع درک متکی بر مهارت  است که  براساس آن می‌توان انواع رسانه‌ها و تولیدات آن‌ها را شناخت و از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد. ‌ ارتقای سواد رسانه‌ای مخاطبان را از حالت انفعالی و مصرفی خارج کرده و آنها را به معادله متقابل و فعالانه‌ای وارد می‌کندکه در نهایت به نفع خود آنان باشد. به دیگر سخن، سواد رسانه‌ای کمک می‌کند تا از سفره‌ی رسانه‌ها به گونه‌ای هوشمندانه و مفید بهره‌مند شویم.‌ ارتقای قوه تشخیص عمومی در خصوص اعتبار رسانه‌ها، اخبار و تکنیک‌های انتقال پیام، چون زرهی از افکار عمومی در برابر جنگ رسانه‌ای دشمن محافظت می‌کند.

 

از آن‌جا که بدون سواد رسانه‌ای، نمی‌توان گزینش‌های صحیح از پیام‌های رسانه‌ای داشت، نهادهای آموزشی، مدنی و رسانه‌ای در ایران باید به این امر کمک کنند

 

از آن‌جا که بدون سواد رسانه‌ای، نمی‌توان گزینش‌های صحیح از پیام‌های رسانه‌ای داشت، نهادهای آموزشی، مدنی و رسانه‌ای در ایران باید به این امر کمک کنند. نهادهای آموزشی مثل مدارس، دانشکده‌ها، دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های مختلف می‌توانند مفهوم سواد رسانه‌ای را در کتب درسی ارائه کنند. نهادهای مدنی و صنفی که هر یک جمعی تخصصی را نمایندگی می‌کنند نیز می‌توانند اعضای خود را تحت آموزش مستمر در زمینه‌ی سواد رسانه‌ای قرار دهند؛ و بالاخره نهادهای رسانه‌ای و انتشاراتی هم می‌توانند مفاهیم ساده‌شده‌ای از این بحث‌ را در دستور کار خود قرار دهند.[۱۱]

 

رسانه‌های جمعی درایران  بر اساس یکی از کارویژه‌های خود که ارتقای آگاهی عمومی است، برای مقابله با این جنگ ترکیبی، باید در راستای ارتقای سطح سواد رسانه‌ای عمومی تلاش کنند تا مردم بتوانند اخبار درست، دقیق و منسجم را تشخیص داده ، اسیر جنگ روانی رسانه‌های خارجی نشوند و درک و شناخت کاملی از عرصه‌های مختلف این جنگ هدفمند داشته باشند.

لینک منبع:

https://www.irna.ir/news/84677832/

 

 

 

 

 

  • اکبر فیجانی

The international community must strongly support the Madleen Ship

اکبر فیجانی | يكشنبه, ۱۹ خرداد ۱۴۰۴، ۱۰:۵۶ ب.ظ

 

 

The international community must seriously support the Madleen Ship

 

Even if the Madleen Ship does not arrive safely in Gaza for whatever reason, it will have a great impact on increasing global attention to the crimes of the Zionist regime and the possibility of practical action to stop those crimes.

 

It is, however, necessary for this vessel to be seriously supported by governments, nations, international organizations, and humanitarian organizations, and the health and safety of its brave, altruistic, and conscientious passengers be guaranteed.

 

This small ship carries a message of peace and solidarity with the people of Gaza, symbolically carrying some essential items for them. The ship is scheduled to reach the Gaza shores early tomorrow morning (June 9, 2025).

 

Despite Israeli threats and with full awareness of the dangers ahead, the passengers of the Madleen ship, who are political figures and social activists from different countries, have travelled almost two thousand kilometers from southern Italy with the aim of breaking the siege of Gaza and protesting against Israel's genocide and horrific crimes against the Palestinians.

 

Akbar Fijani

June 8, 2025

 

  • اکبر فیجانی

جامعه جهانی باید با جدیت از کشتی مادلین حمایت کند

اکبر فیجانی | يكشنبه, ۱۹ خرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۵۷ ب.ظ

 

جامعه جهانی باید با جدیت از کشتی مادلین حمایت کند

کشتی مادلین حتی اگر به هردلیلی سالم وارد غزه نشود، تاثیر زیادی بر افزایش توجه جهانی به جنایت های رژیم صهیونی و احتمال اقدام عملی برای توقف آن جنایات دارد. اما ضرورت دارد این کشتی توسط دولت ها، ملت ها، سازمان های بین المللی و دیگر سازمان های دوستدار بشر به طور جدی به روش  های گوناگون حمایت شود و سلامت و امنیت سرنشینان شجاع، نوعدوست و دارای وجدان بیدار آن تضمین گردد.

این کشتی کوچک حامل پیام صلح و دوستی است و به طور نمادین حامل مقداری اقلام ضروری برای مردم غزه می باشد.  

سرنشینان کشتی مادلین که شخصیت های سیاسی و فعالان اجتماعی از چندین کشور هستند،علیرغم تهدیدات اسرائیل و با آگاهی کامل از مخاطرات پیش رو،  با هدف شکستن محاصره غزه و اعلام اعتراض به نسل کشی و جنایات هولناک اسرائیل علیه فلسطینیان، از جنوب ایتالیا فاصله دو هزار کیلومتر را طی کرده و قرار است فردا صبح ( نوزدهم خرداد 1404 ) به ساحل غزه برسند.

اکبر فیجانی

18   خرداد   1404

  • اکبر فیجانی

به نام بشریت، وحشیگری در غزه باید متوقف شود

اکبر فیجانی | پنجشنبه, ۱۶ خرداد ۱۴۰۴، ۱۱:۴۶ ق.ظ

 

 

به نام بشریت، وحشیگری در غزه باید متوقف شود

بیانیه ای از سایت نجات بشریت و سیاره زمین (SHAPE)

 

مترجم اکبر فیجانی

 

منبع:

تحقیقات جهانی، ۴ ژوئن ۲۰۲۵

https://www.globalresearch.ca/name-humanity-barbarism-gaza-stop/5889625

و

نجات بشریت و سیاره زمین

https://www.theshapeproject.com/blog/in-the-name-of-humanity-the-barbarism-in-gaza-must-stop

 

در طول ۱۸ ماه گذشته، جهان شاهد ظلم و ستم نظامی آشکار و بی‌حد و حصر به کل جمعیت و زیستگاه طبیعی غزه بوده است - بدون ذره‌ای رحم و شفقت، چه رسد به عدالت یا حساسیت به مسائل زیست‌محیطی. در این یورش هیچ‌کس در امان نمانده است: نه غیرنظامیان، نه کودکان، زنان یا سالمندان، نه امدادگران یا پرسنل سازمان ملل که بر توزیع کمک‌ها نظارت دارند، نه خانه‌ها، مدارس، عبادتگاه‌ها یا بیمارستان‌ها.

 

هیچ منطقی نمی‌تواند این سیاست نسل‌کشیِ، مثله کردن و کشتار بی‌هدف، یا گرسنگی دادن برنامه ریزی ‌شده و نظام مند مردم رنج کشیده و آسیب‌دیده‌ی فلسطین را توضیح دهد یا توجیه کند. این جنایات و دیگر جنایات غیرقابل ‌وصف، تنها دو کلمه برای توصیف رفتارِ گروهِ حاکم بر اسرائیل باقی می‌گذارد: شرِ محض. در مواجهه با چنین رفتارِ شرورانه‌ای، بشریت تنها یک گزینه دارد: افشای شر و انجام اقدامات عملی مناسب و موثر برای پایان دادن به چنین رفتارِ غیر انسانی و ظالمانه‌ای.

 

 

بنابراین، به نام بشریت، از همه مردم و دولت‌ها می‌خواهیم که:

 

۱. تمام معاملات با دولت اسرائیل که مربوط به قابلیت‌های نظامی است را تا زمان دستیابی به یک توافق صلح عادلانه و پایدار که به حق مسلم تعیین سرنوشت فلسطینیان اعتبار می‌بخشد، خاتمه دهند.

 این تحریم باید شامل موارد زیر باشد:

 

ممنوعیت صادرات تمام سلاح‌ها و تجهیزات دو منظوره و همچنین مهمات، چه به طور مستقیم و چه از طریق شخص ثالث تأمین شود.

ممنوعیت واردات تمام سلاح‌ها و فناوری‌های نظامی اسرائیل.

قطع تمام اشکال دیگر همکاری‌های نظامی، از جمله عملیات/رزمایش‌ها/ابتکارات لجستیکی و ارتباطی مشترک، همکاری و اشتراک‌گذاری اطلاعاتی، و تبادلات و بازدیدهای کارشناسی.

ممنوعیت و تحریم هرگونه اقدامی که برای تأمین مالی و تسهیل فعالیت‌های فوق طراحی شده‌ است.

 

 

۲. قطع روابط دیپلماتیک با دولت اسرائیل تا زمان برقراری آتش‌بس کامل و پایدار در سراسر سرزمین‌های اشغالی فلسطین.

 

۳. درخواست محرومیت اسرائیل از مشارکت در رویدادهای فرهنگی و ورزشی بین‌المللی و درخواست تحریم ملی رویدادهای فرهنگی و ورزشی خارجی و داخلی تا زمان برقراری آتش‌بس کامل و پایدار در سراسر سرزمین‌های اشغالی.

 

۴. اعمال حداکثر فشار بر دولت‌هایی که حامیان اصلی اسرائیل بوده‌اند، به ویژه ایالات متحده، بریتانیا و آلمان، برای توقف فوری هرگونه حمایت از رفتار غیر انسانی اسرائیل در غزه و به طور کلی فلسطین.

 

 ۵. حمایت و کمک مالی به طرح عربی برای بازسازی غزه که رسماً توسط سازمان همکاری اسلامی در مارس ۲۰۲۵ تصویب شد، و برای این منظور، درخواست برگزاری فوری یک اجلاس بین‌المللی تحت حمایت سازمان ملل، که همه دولت‌های حامی، سازمان‌های منطقه‌ای مربوطه و جامعه مدنی دلسوز، سازمان‌های بشردوستانه و تجاری، مجاز به شرکت در آن باشند. روند بازسازی غزه و اجلاس بین‌المللی پیشنهادی باید حقوق فلسطینیان، به ویژه حق تعیین سرنوشت را که در مورد همه تحولات مربوط به فلسطین اشغالی اسرائیل قابل اجرا است، در نظر داشته باشد.

 

۶.  تشویق اقدام غیرخشونت‌آمیز جامعه مدنی به عنوان همبستگی با مردم غزه، چه فردی و چه جمعی، از آن نوعی که در مبارزه علیه آپارتاید در آفریقای جنوبی مفید واقع شد. یک ملت بسیج‌شده می‌تواند تاریخ را تغییر دهد و شر سیاسی را به طور ناگهانی به پایان برساند، به خصوص در جایی که، مانند مورد غزه، یک وضعیت اضطراری شدید انسانی وجود دارد. چنین اقداماتی از سوی دولت‌ها باید با اقدام قاطع و جمعی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تکمیل و تقویت شود. باید فوراً یک جلسه ویژه مجمع عمومی، برای محکوم کردن جنایات فجیع انجام شده در غزه و کرانه باختری و تهدیدهای مداوم برای پاکسازی سرزمین فلسطین از مردمش از طریق جابجایی اجباری، تشکیل شود.

 

مجمع عمومی باید مجموعه‌ای از قطعنامه‌ها را بررسی و تصویب کند که موارد زیر را خواستار شوند:

 

۱. آتش‌بس فوری در تمام نقاط فلسطین، لبنان، عراق، سوریه و مناطق مجاور

 

۲. استقرار یک گروه حافظ صلح سازمان ملل با قدرت کافی برای نظارت و سرپرستی آتش‌بس و جلوگیری به موقع از اقداماتی که منجر به تجدید خشونت می‌شود

 

۳. جریان آزاد آب، غذا، سوخت و دارو به غزه

 

۴. اقدامات قاطع برای محافظت از امدادگران بشردوستانه، پرسنل بهداشتی و درمانی و آژانس‌ها و موسساتی که در اداره بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها، آشپزخانه‌ها و سایر خدمات ضروری فعالیت دارند.

 

۵. اقدامات قاطع برای توانمندسازی روزنامه‌نگاران و کارکنان رسانه برای انجام وظایف خود در محیط‌های امن و مطمئن.

 

ما همچنین از سازمان‌های مذهبی جهان درخواست می‌کنیم که فراخوانی صادر کنند و از منظر معنوی و اخلاقی در باره نسل‌کشی که همچنان در غزه در حال وقوع است، اقدام کنند. آن‌ها در جایگاهی منحصر به فرد برای تعیین آن نوع معیارهای اخلاقی هستند که باید بر توافق در مورد توقف تمام خصومت‌های نظامی در سرزمین‌های اشغالی و ایجاد صلح عادلانه و پایدار در فلسطین، حاکم باشد.

 

از اکتبر ۲۰۲۳، میلیون‌ها نفر رفتار اسرائیل در غزه را افشا و علیه آن اعتراض کرده‌اند.

 

آن‌ها در افزایش سطح آگاهی عمومی جهانی موفق بوده‌اند، اگرچه فریادهای آن‌ها برای انسانیت و عدالت تاکنون بی‌پاسخ مانده است. همدستی ثروتمندان و قدرتمندان مانع این امر بوده است.

 

افراد با حسن نیت در همه جا اکنون باید تلاش‌های خود را در همبستگی با مردم فلسطین دو چندان کنند. آن‌ها باید به طور مسالمت‌آمیز و قاطعانه هم صدا شوند و تا زمانی که لازم باشد، از نزدیک با هم همکاری کنند.

 

یک گفتگوی جهانی قدرتمند برای ایجاد صلح عادلانه در فلسطین که بتواند مردمانی با پیشینه‌های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی متنوع را گرد هم آورد، یک ضرورت اخلاقی اولیه در زمان ما است. پاسخگویی و مسئولیت پذیری نیز به همان اندازه اهمیت دارد، که به معنای اقدام تنبیهی علیه رهبران کشور اسرائیل و دولت‌های همدست در جنایات آن است، از جمله اعمال تعهداتی برای پرداخت غرامت به جمعیت قربانی غزه و کمک به تأمین مالی برای بازسازی آن.

  • اکبر فیجانی

تهدیدهای نظامی ترامپ یک تاکتیک جنگ اقتصادی است

اکبر فیجانی | جمعه, ۱۰ خرداد ۱۴۰۴، ۰۴:۴۹ ب.ظ

 

بنام خدا

 

تهدیدهای نظامی ترامپ یک تاکتیک جنگ اقتصادی است

 

گرچه تخریب سایت های اتمی و زیرساخت های ایران اقدامی ایده آل در نظر اکثر دولتمردان آمریکا می باشد اما با توجه به عدم امکان اجماع داخلی و تشکیل ائتلاف بین المللی برای حمله به کشورمان و همچنین هزینه بالا و پیامدهای خطرناک اقدام نظامی علیه ایران، به زعم کارشناسان غربی فشار اقتصادی و افزایش نارضایتی مردم مناسبترین گزینه برای تضعیف و در نهایت تمکین و تسلیم ایران است.

 

در همین راستا تهدیدهای نظامی رئیس جمهور و سایر مقامات آمریکا و اظهارات و تحرکات ضد و نقیض آنها در هنگام هر مذاکره و بعد از آن، بخشی از جنگ دیرینه اقتصادی ایالات متحده علیه ایران می باشد. تیم ترامپ با این حربه تلاش می کند باعث افزایش بی ثباتی اقتصادی و بدنبال آن نارضایتی عمومی و آشوب و شکست کشورمان از درون شود. مسلم است که نوسان در قیمت اجناس و ارزش پول ملی، بیشتر از رشد یکنواخت تورم به اقتصاد و توسعه یک کشور آسیب وارد می کند.

 

به عبارت دیگر هرچند جنگ ترکیبی آمریکا و متحدانش علیه ایران اهداف گوناگونی دارد، در حال حاضر هدف اصلی از تهدیدات  نظامی و موضع گیری های متناقض، ایجاد تفرقه، سردرگمی و تشتت در تصمیم گیری و کنش و واکنش مقامات ایران و افزایش نومیدی و بی اعتمادی ملت است.

 

هدف مهم دیگر از تهدید به حمله نظامی مجبور کردن ایران به دادن امتیاز بیشتر به آمریکا در مذاکرات هسته ای می باشد.

 

هدف سوم تحریک ایران به واکنش عجولانه و غیرحرفه ای و به شکست کشاندن مذاکرات و مقصر جلوه دادن و معرفی ایران بعنوان عامل بی ثباتی در منطقه و توجیه اعمال تحریمات جدید و تشدید فشار سیاسی و اقتصادی بر کشورمان می باشد. در واقع آمریکایی ها به خوبی می دانند که شروطی که برای توافق در نظر دارند، بویژه محرومیت از حق غنی سازی اورانیوم، عبور از خطوط قرمز ایران است و دستیابی به یک توافق جامع بلند مدت را تقریبا غیر ممکن می سازد.

 

هدف چهارم  راضی نگه داشتن صهیونیست ها و تندروهای آمریکایی ایران ستیز می باشد. در آمریکا همیشه شخصیت ها و گروه هایی هستند که طرفدار اقدام نظامی علیه ایران می باشند.

 

هدف پنجم از تهدید به حمله نظامی ایجاد رعب و وحشت در کشورهای پیرامون ایران و به تبع آن افزایش بودجه نظامی این کشورها و رونق در تجارت تسلیحات نظامی غرب و سودآوری برای سرمایه داران بزرگ و همچنین توجیه تداوم حضور آمریکا و انگلیس در منطقه می باشد.

 

 

از اینرو واکنش منطقی و بموقع دولتمردان و ملت ایران به تهدیدات و روند و برونداد مذاکرات هسته ای، جلب اعتماد همسایگان ایران و افزایش همکاری با آنها، حفظ توازن وحشت با افزایش قدرت سخت و نرم (پاسخ تهدید با تهدید معقول)، مقابله با تفرقه افکنی و حفظ وحدت، و برنامه ریزی علمی کوتاه مدت و بلند مدت و اقدام عملی موثر برای کنترل تورم و بی ثباتی و به طور کلی حل ریشه ای معضلات اقتصادی، تا حد زیادی میزان آسیب پذیری از اقدامات خصمانه بی پایان غربیان علیه کشورمان را کاهش می دهد. و با وجود تمام پیچیدگی ها و کارشکنی ها، ادامه مذاکره و تلاش برای دستیابی به یک توافق برد برد، هرچند محدود و مقطعی، یا حداقل تفاهم در جهت کاهش تنش، راهی موثر برای جلوگیری از بهانه جویی و اقدامات زیانبار یا خطرناک دشمنان است.

 

 در این میان هوشیاری و واکنش مناسب ملت ایران نقشی مهم در خنثی کردن نقشه های شوم کشورهای متخاصم غربی دارد. بعنوان مثال، مقاومت در برابر تبلیغات برای سرمایه گذاری روی ارزهای خارجی و خودداری از تبدیل ریال به دلار بسیار کمک کننده است. بعضی از مردم، تحت تاثیر شبکه های مجازی و اخبارمذاکرات و تحلیل رسانه ها، با هجوم به بازار ارز و خرید و فروش دلار ناخواسته باعث افزایش تورم و بی ثباتی می شوند؛ درست همان رفتاری که بدخواهان کشورمان انتظار دارند. شاید به ظاهر سودی برای آنها حاصل شود اما این نوع سرمایه گذاری در دراز مدت باعث ضرر کل ملت، از جمله خودشان، می شود. همچنین پرهیز از خرید مازاد بر مصرف و انباشت کالاها در منزل در هنگام شایعه گرانی اقدامی موثر برای کنترل تورم می باشد.   

 

اکبر فیجانی

نهم خرداد  1404

  • اکبر فیجانی